آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
به سر کن آن کله گیس سیاهت، شانهاش با من
بده دندان مصنوعی تو کادو، چانهاش با من
تو پیمان بند با من میکنی وصلت عزیز دل
که گر بندی تو پیمان، در عوض پیمانهاش با من
بپر روی الاغم تا که گردیم از ولایت جیم
مخور تو غصه جا و مکانش، خانهاش با من
برایت میخرم کفشی، به رویش چند منگوله
فروشنده اگر قیمت گران زد، چانهاش با من
خرم یک چادر گلدار و رنگین، ناز شست تو
کرب نازی اگر خواهی بگو، بیعانهاش با من
اگر که شستن رخت و لباسم مشکلت باشد
خرید یک روبات برقی و یارانهاش با من
تو چون لیلی مزن خیلی ز پول و مهریه حرفی
ادای نقش مجنون و دل دیوانهاش با من
دکان کوچکی دارم ولی بیکسب پروانه
به جان من اگر شمعم شوی، پروانهاش با من
تو را هرگز نخواهم زد ولی فرضا چو دعوا شد
جلو آور رخت را، سیلی جانانهاش با من
اگر خواهی شود غمهای ما تبدیل بر شادی
ز تو جوکهای تازه، خنده مردانهاش با من
***
بگفتا عاقدی: گر سر بگیرد وصلت این دو
تمام خرج محضر یا که دفترخانهاش با من!
رضا رفیع
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....