در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به سر کن آن کله گیس سیاهت، شانهاش با من
بده دندان مصنوعی تو کادو، چانهاش با من
تو پیمان بند با من میکنی وصلت عزیز دل
که گر بندی تو پیمان، در عوض پیمانهاش با من
بپر روی الاغم تا که گردیم از ولایت جیم
مخور تو غصه جا و مکانش، خانهاش با من
برایت میخرم کفشی، به رویش چند منگوله
فروشنده اگر قیمت گران زد، چانهاش با من
خرم یک چادر گلدار و رنگین، ناز شست تو
کرب نازی اگر خواهی بگو، بیعانهاش با من
اگر که شستن رخت و لباسم مشکلت باشد
خرید یک روبات برقی و یارانهاش با من
تو چون لیلی مزن خیلی ز پول و مهریه حرفی
ادای نقش مجنون و دل دیوانهاش با من
دکان کوچکی دارم ولی بیکسب پروانه
به جان من اگر شمعم شوی، پروانهاش با من
تو را هرگز نخواهم زد ولی فرضا چو دعوا شد
جلو آور رخت را، سیلی جانانهاش با من
اگر خواهی شود غمهای ما تبدیل بر شادی
ز تو جوکهای تازه، خنده مردانهاش با من
***
بگفتا عاقدی: گر سر بگیرد وصلت این دو
تمام خرج محضر یا که دفترخانهاش با من!
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: