در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
متاسفانه میدانیم که اغلب کشورها تا سال 2015 به این اهداف دست نخواهند یافت؛ وازسوی دیگر بحرانهای مالی و غذایی جهانی، پیشرفتهای اخیر را در معرض خطر قرار داده است. در صورتی که هدف کاهش فقر جهانی برآورده شود دلیل آن رشد بالا در کشورهای در حال پیشرفتی همچون هند وچین خواهد بود تا کاهش فقر مطلق در نیازمندترین کشورها.
این امر نگران کننده است زیرا وجود دو بیماری حاد را نشان میدهد. اول اینکه به نظر میرسد جامعه بینالملل از نوعی اسکیزوفرنی رنج میبرد: در حالی که تمامی کشورها تعهد خود به اهداف توسعه هزاره را اعلام کردهاند ولی فقط تعداد بسیار اندکی از کشورها ملزومات رسیدن به این اهداف را فراهم کردهاند.
واقعیت این است که کمکهای بینالمللی فقط در دوره 2006- 2000 اندکی افزایش یافت ولی بدلیل استهلاک گسترده بدهی، افزایش کلان کمکهای توسعهای رسمی به معنای وجود بودجههای جدید و در دسترس نیست.
اهداف توسعه هزاره در نظر داشت تا به حرکت همبستگی بینالمللی از منطق درون داد (چه مقدار کمک دریافت میکنیم؟) به سوی منطق برون داد (چقدر تاثیر عینی برای ما درنظر گرفته شده است؟) کمک کند.
بخاطر ثابت ماندن میزان کمکهای قابل دسترس و لحاظ کردن افزایش سریع جمعیت، بهخصوص در آفریقا مشاهده میشود جامعه بینالمللی ابزارهای کافی برای رسیدن به این اهداف بلندپروازانه را دراختیار خود قرار نداده است.
دوما این عملکرد ضعیف نشان میدهد که جامعه بینالمللی تا چه اندازه میتواند تنگ نظر باشد. مسئولیت جامعه بینالملل برای کمک به ملتهای در حال توسعه بسیار فراتر از اهداف توسعه هزاره است. روند توسعه پایدار الزاما کند خواهد بود.
در حوزههایی همانند بهداشت و آموزش، سرعت بخشیدن مورد نیاز، برای رسیدن به اهداف مورد نظر در بسیاری از کشورها باید سریعتر از آنی باشد که در طول تاریخ شاهد بودهایم. درحالی که برای سرعت دادن به پیشرفت اقدامات بیشتری موردنیازاست ولی ناکامی در رسیدن به اهداف توسعه هزاره تا سال 2015 بدین معنا نیست که این اهداف بیارزشند یا اینکه کمکهای مذکور ناکافی هستند. درراستای دستیابی به توسعه پایدار رسیدن به این اهداف اهمیت فراوانی دارند.
بنابراین با تمرکز بر موعد (دلبخواهی) سال 2015 نخواهیم توانست تغییراتی که اهداف توسعه هزاره نشان میدهد را درک کنیم. نابرابری کنونی جهانی در مورد استانداردهای زندگی، همانند نابرابریهای داخلی جوامع غربی در حدود یک قرن پیش است. جهانی شدن بازار جهانی جدیدی ایجاد کرده ولی مخاطرات جهانی نیز پدید آورده است که حل آنها مدیریت جمعی را میطلبد.
بدون ایجاد همزمان سازوکارهای یکپارچگی برای مقابله با این خطرات و چارهاندیشی دربرابر خطرات آتی، هیچ فضای اقتصادی موفقی ایجاد نشده است.
در سطح جهانی، ایجاد سازوکارهای بازتوزیعی مشابهی که در طی قرن بیستم در ثروتمندترین جوامع جهان بوجودآمدند هم اکنون بواسطه اهداف توسعه هزاره در معرض خطر قرار گرفته است. از آنجایی که بحرانهای مالی، زیست محیطی و بهداشتی فعلی جهان پیشبینی نشده بودند و مرزها را نیز درنوردیدند از این رو همگان به ایجاد یک شبکه ایمنی اجتماعی جهانی که در طول دوره بیپایانی از زمان امتداد داشته باشد، علاقه دارند .
اگر منطق فلسفه بلندپرواز و عملگرای کمکهای بینالمللی که تشکیل دهنده زیر بنای اعلامیه هزاره است را پذیرفتهایم باید هرچه سریعتر ابزارهای خودرا برای تضمین الگوهای قابل پیشبینی و دائمی تامین بودجه سازگار کنیم.
این مساله یکی از مقاصد سازوکارهای مالیاتگیری جهانی مثل ابتکار تسهیلات مالی جهانی و مالیات هواپیمایی هست. همچنین به ابزارهایی نیازمندیم که برای جابجاییهای مالی بلندمدت بینالمللی مناسبتر باشند. درنهایت باید راههایی را برای رشد سریعتر و قویتر اقتصادی به عنوان پیش شرط سرمایهگذاری قابل اعتماد در بخشهای اجتماعی بیابیم.
علاوه بر شبهموفقیت یا شکست نسبی اهداف توسعه هزاره تا سال 2015 سوال اساسی این است که آیا جامعه بینالملل قادر خواهد بود بر کوتهنظری خود فائق آید. برای کمک به آنانی که از مزایای جهانی شدن محروم شدهاند باید خط مشی بازتوزیع بلندمدت بینالمللی را بپذیریم و ابزارهایی را برای عملی کردن این سیاست بلندپروازانه در اختیار خود قرار دهیم. در غیراین صورت هرگونه موفقیتی در نبرد با فقر مسلما مقطعی خواهد بود.
پژوهشگر آژانس توسعه فرانسه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: