خواب زمستانی عمق روایت در برابر طول روایت

سیامک شایقی از جمله فیلمسازانی است که عمدتا درباره مسائل مختلف خانوادگی کار می‌کند. آثاری از قبیل جهیزیه برای رباب، رنو تهران 28، مادرم گیسو، شراره و باغ فردوس 5 بعدازظهر با این که قالب‌های مختلفی دارند و بعضا کمدی هستند و بعضا جدی‌ و برخی درباره آدم‌های فقیر جامعه هستند و برخی دیگر به اقشار مرفه‌تر می‌پردازند، در نهایت تبیین روابط اعضای یک یا چند خانواده را در داستان خود جای داده‌اند و این موضوع حتی در فیلم شراره، به عنوان اثری که شکل و شمایل معمایی - جنایی هم دارد، صدق پیدا می‌کند. شایقی حتی در کارهای تلویزیونی‌اش هم همین روال را دارد و مثلا در مجموعه تلویزیونی سیاه،سفید، خاکستری به عنوان اثری آموزشی در حوزه خانواده نوجوان، نگاهی قابل تامل به این ساخت انداخته بود.
کد خبر: ۲۱۸۸۱۲

خواب زمستان به عنوان آخرین فیلم شایقی در همین مسیر قرار گرفته است و به زندگی 3 خواهر می‌پردازد. منتها آن چه تمایز اساسی بین این کار و آثار قبلی او را تشکیل می‌دهد، عمدتا در حوزه روایت‌پردازی و نوع شخصیت سنجی آدم‌هایش شکل گرفته است. در خواب زمستانی، چندان با عنصر درام‌پردازی به حالت کلاسیکش سروکار نداریم و به جای آن فیلمساز روی مقاطع شخصیتی کاراکتر‌های داستان مکث کرده است. این نوع روایت‌پردازی‌ها را که به جای داستان‌گویی متعارف سینمایی، روی وضعیت شخصیتی آدم‌ها و وقایع پیرامونی‌شان تاکید به عمل می‌آید، اصطلاحا فیلم‌های موقعیتی  یا شخصیتی می‌نامند چرا که چندان اصراری روی فراز و نشیب‌های دراماتیک در میان نیست و حتی یک جور فاصله‌گذاری عامرانه نسبت به آن حس می‌شود، اما در عوض لحظات موقعیتی آدم‌ها در نگاه فیلمساز آگراندیسمان می‌شود و به شکل‌ مفهومی گسترش پیدا می‌کند. برای همین است که در فیلم خواب زمستانی تفاوت دراماتیک  یا تحول داستانی خاصی بین آغاز و فرجام اثر مشاهده نمی‌کنیم و آنچه در بطن آن بتدریج در حال حرکت است، نه در طول روایت بلکه در عمق آن شکل می‌گیرد. 3 شخصیت اصلی فیلم در یک فرآیند تمرکززدایانه قرار می‌گیرند که با عنصر ازدواج احتمالی هر یک از آنها رقم می‌خورد. این عنصر، بهانه‌ای است تا فیلمساز مروری داشته باشد بر حالات عاطفی  روانی این 3 خواهر و این که در مقابل موقعیت احتمالی جدید چه نوع واکنش‌های رفتاری‌‌  حسی از خود نشان می‌دهند. چنین رویکردی بسته به سن و سال و موقعیت هر یک از 3خواهر قالبی متفاوت به خود می‌گیرد. خواهر بزرگ‌تر (با بازی فاطمه معتمدآریا)‌ بنا بر وضعیت محوری‌اش در این خانواده  به این معنا که حتی از ازدواجش نیز گذشته است تا دو خواهر کوچک‌تر را به سامان برساند و حالا با پاهایی افلیج روزگار را می‌گذراند  راه را در رجوع به کار سابقش، معلمی، جستجو می‌کند؛ خواهر میانی (با بازی لادن مستوفی)‌ در کشاکش تردید به سر می‌برد و بین مصلحت و آرزویش معلق است و خواهر کوچک‌تر نیز (با بازی پگاه آهنگرانی)‌ که حیرت نوجوانی‌اش را در مسیری متشتت می‌پیماید، درس و علاقه به نمایش و شعر و ادبیات و جستجوی کار و البته همراهی با پسر نجار محله را که  به شکلی شیطنت‌آمیز در تعلیق نگهش می‌دارد، در کنار هم قرار می‌دهد و دنیایی سرگشته را که البته همخوان با سن و سالش هم هست رقم می‌زند. به این ترتیب فیلمساز با استفاده از تمایزات این 3 زمان متفاوت که در یک واحد مشترک با هم در تعادل و ارتباط هستند، این دنیامیسم ‌جاری در روایت را تکوین می‌بخشد. بخشی از این فرآیند البته در دنیای خارج از این خانوده پا می‌گیرد.

حضور آدم‌هایی از قبیل مدیرکارخانه (کوروش تهامی)‌، پسر همسایه (عمار تفتی)‌، آشنای خانوادگی (شاهرخ فروتنیان)‌، سخنگوی کارگران( مهدی میامی)‌ و ... و نیز محیط‌هایی نظیر کارخانه، مدرسه، آموزشگاه، بازیگری، معابر عمومی، دانشگاه و ... به عنوان کاتالیزورهایی که در تعمیق  یا حتی شکل‌گیری پاره‌ای از موقعیت‌ها یا حس‌های شخصیتی آدم‌های داستان نقش دارند، از این جمله است. مثلا مدیر آموزشگاه سینمایی (با بازی آزیتا حاجیان)‌ در برخورد با فرشته (دختر کوچک‌تر خانواده)‌ که از قبل تمایل او را به ابراز دیالوگ‌های نمایشی یا افه‌های تئاتری در منزل دیده بودیم، نقشی این چنینی را بر دوش دارد و علائق پتانسیلی او را برمی‌انگیزد و در کنار شغل‌یابی‌اش در زمینه حسابداری، با دادن یک کتاب (که از قضا کتاب 3 خواهر آنتوان چخوف است و شباهت‌هایی کم‌رنگ با داستان فیلم شایقی دارد)‌ تلاش می‌کند به این زمینه‌های بالقوه، شکل و شمایلی معنادارتر ببخشد یا مثلا مصفا (که از قدیم خواستگار فریده  خواهر بزرگ‌تر  بوده است)‌ با حضورش در منزل سه خواهر و صحبت با فریده، انگیزه او را برای رجوع کنش‌مندانه به متن زندگی و کار و امید و عشق تقویت می‌کند و همچنین سرکارگر جوان که در ابتدا با رفتار معترضانه‌اش روبه‌رو هستیم، بتدریج لایه‌های پنهان‌تر منش و عقیده‌اش را  بویژه در فصل نهایی فیلم  بروز می‌دهد و خلاء موقعیت خواهر میانی را در آستانه پرشدگی قرار می‌دهد.

شایقی برای تکمیل این روند از برخی تمهیدات حاشیه‌ای نیز بهره برده است. مثلا استفاده از قطع برق به هنگام عبور هواپیما از فراز منزل سه خواهر که قرار است جدا از معنای ظاهری، یک جور ایده هشداردهندگی را هم در بطن خود بپروراند و همچنین بر خلوت درونی آنها از ازدحام بیرونی تاکید به عمل آورد. این نوع کاربردها، باعث شده است که فیلم؛ در عوض فقدان یک خط پرتعلیق داستانی گره‌دار و روایت سینوسی، واجد ظرایفی جزئی شود که به نوعی جبران‌کننده آن خلا دراماتیک نیز هست.

مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها