در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قصه
جونان (کاترین دونوو) زنی در 50 سالگی خود است. او و همسرش ابل (رو سولیون) زندگی آرام و راحتی دارند، وضعیت مالیشان متوسط است و در خانه شخصی خود زندگی میکنند. آنها 3 فرزند دارند: الیزابت (کانسیگنی) فرزند بزرگ آنها مشکلات کاری زیادی دارد و نمیتواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد. هنری (آمار لیک) فرزند وسطی آنها جوانی بیخیال است که زندگی را سرسری گرفته و اهمیت زیادی به دنیای پیرامون خود نمیدهد. او حتی براحتی دل نامزدش فونیا (دیواس) را میشکند و میگوید شاید اصلا نخواهد ازدواج کند.
ایوان (پوپاند) پسر کوچک خانواده 6 سال است که ترک خانه و خانواده کرده و کسی هیچ خبری از او ندارد. در طول این سالها جونان همیشه به فکر ایوان بوده و برای بازگشت او بیقراری کرده است. زندگی خانوادگی مثل همیشه ادامه دارد و جونان و ابل در تعطیلات آخر هفته با مشکلات دو فرزند و خانوادههای آنها روبهرو میشوند. یک روز دکتر معالج جونان به او میگوید سرطان دارد و به زودی میمیرد. جونان که این اواخر احساس بیماری میکرده، از مدتی قبل نزد دکتر متخصص خود میرفت، ولی هیچوقت تصورش را هم نمیکرد که دکتر به او بگوید سرطان دارد و مدت زمان زیادی زنده نخواهد ماند. جونان موضوع را به ابل میگوید. پذیرش این مساله برای ابل راحت و ساده نیست، اما جونان این واقعیت را پذیرفته و میخواهد در ماههای پایانی عمرش، خانواده را دوباره دور هم جمع کند. تعطیلات جشن سال نو در راه است و کریسمس بهترین بهانه برای جمع شدن دوباره تمام اعضای خانواده است. جونان علیرغم مخالفت ابل، واقعیت را به فرزندانش میگوید؛ آنها در مرحله اول شوکه میشوند، ولی حتی آگاهی از این واقعیت باعث نمیشود آنها مشکلات فردی خود را فراموش کنند. بچهها و خانوادههایشان با مشکلات مختلفی که دارند مهمان والدین خود هستند و نمیتوانند درباره این مشکلات حرف نزنند، حتی میز غذا هم از بحثهای بچهها درباره مسائل و مشکلاتشان در امان نیست. اما این موضوع باعث ناراحتی یا دلگیری جونان نمیشود، او خوشحال است که فرزندانش همراه همسران و بچههای خود پیش او هستند. نکته غافلگیر کننده حضور ناگهانی و بدون مقدمه ایوان و همسرش سیلوا (ما شرویانی) در جشن خانوادگی است. معلوم نیست چه کسی به او خبر بیماری مادر را داده که وی پس از 6 سال غیبت، دوباره سر و کلهاش پیدا شده است. همسر او سیلویا زنی مهربان و خونگرم است که اقرار میکند نمیداند چرا ایوان، خانوادهاش را تا این زمان از او پنهان کرده است. جونان حرفهای زیادی دارد که با ایوان بزند. به نظر میرسد جمع خانوادگی به خوشبختی کاملی دست پیدا کرده است، که حال جونان بد میشود و ...
نقد
بسیاری از منتقدان سینمایی «افسانه کریسمس» را با «سه برادر» فیلم تحسینشده دهه هشتادی فرانچسکو روزی فیلمساز برجسته سینمای ایتالیا مقایسه کردهاند. این فیلم قصه سه برادر را تعریف میکرد که پس از مرگ پدر و پس از سالها دوری از یکدیگر، دوباره به دهکده محل زندگی و کودکی خود برمیگردند. حضور در منزل پدری و در زیر یک سقف، تفاوتهای سه برادر و اختلافات بین آنها را آشکار میکند. این در حالی است که هریک از آنها مسائل و مشکلات خود را دارند. تفاوت اصلی این دو فیلم در این است که «افسانه کریسمس» برخلاف «سه برادر» وجه سیاسی خیلی کمی دارد و بیشتر روی مناسبات خانوادگی متمرکز است و کاری به امور سیاسی ندارد مشکلات هریک از سه فرزند جونان مربوط به شرایط کاری آنهاست و در طول فیلم هیچ بحث سیاسی درباره موضوعات تند و تیز مطرح در داخل فرانسه یا سطح بینالمللی، به چشم نمیخورد. جونان با بازی کاترین دونوو کاراکتر اصلی و مرکزی ماجراست و در اکثر صحنهها حضور دارد. بازی دونوو در این نقش جلوه خاصی به کاراکتر جونان داده و وجه حضور او را روی پرده پررنگتر میکند. این در حالی است که بازیگران نقشهای فرزندان و خانوادههای آنان نیز همگی جزو چهرههای مطرح و سرشناس روز سینمای فرانسه هستند. بجز جذاب بودن فیلمنامه و اهمیت موضوعی که مطرح میکند، این فیلم را باید فیلم بازیگران مستعدی دانست که قالب خوبی برای ارائه استعدادهای خود پیدا کردهاند. سازندگان «افسانه کریسمس» با این فیلم تلاش کردهاند اهمیت نهاد خانواده را یک بار دیگر گوشزد و به تماشاچی خود یادآوری کنند که قدر خانواده و اعضای آن را همیشه و در همه حال باید دانست و نه فقط در زمانی که مشکلی برای یکی از آنها پدید میآید. واقعیت این است که مشکلات متعدد زندگی روزمره باعث دوری خانوادهها از یکدیگر شده است و آنها زمانی به یاد یکدیگر میافتند که دیگر کمی دیر شده است. با وجود آن که کاراکتر مرکزی قصه فیلم در حال مرگ است، ولی خود فیلم در ستایش زندگی است و لحنی شاد دارد. تماشاچی فیلم در طول دیدن آن به هیچ وجه احساس ناراحتی یا غم نمیکند و این نکته قبل از هر چیز توانایی فیلمساز را در بیان درست و دقیق قصه فیلمنامهاش نشان میدهد. شاید اگر هر کارگردان دیگری بجز دسپلچین این فیلم را میساخت، این لحن و حال و هوای شاد و سرزنده جای خودش را به غم و اندوه میداد و این چیزی است که با نگرش و خواست کارگردان فیلم صددرصد در تضاد قرار دارد.
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: