در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما نمایش «بچههای گوانتانامو» بیشتر به یک بیانیه سیاسی پر از بد و بیراه شبیه است تا نمایشی که قرار است تماشاچی را که لطف کرده و همه شبکههای ماهوارهای و رسانههای دیگر را بیخیال شده و برای دیدنش قدم رنجه کرده و هزینه پرداخته، راضی از سالن بیرون بفرستد.
آخوندنصیری کار جدیدش را تلاشی دانسته برای جدی دانستن تودرتوی روانی بشر در تعیین سرنوشت انسان در زمین و آن طور که از یادداشتش در بروشور برمیآید، سعی کرده داستان آدمهایی را روایت کند که محصول شرایطند و انگیزه امروزشان برای قتل عام دیگران، ریشه در طفولیت سیاهشان دارد؛ کسانی که یاد گرفتهاند اگر نمیتوانند دیگری را تحمل کنند، از پا درش بیاورند. از نگاه آخوندنصیری جرم آنها تنها این است که خوبی را خوب نیاموختهاند و در آزمون شیرین کودکی، شکلات تلخ عقدهها را مک زدهاند. اما واقعا این اتفاق در محصول نهایی افتاده و او توانسته با زبان نمایش حرفی را که میخواهد بزند؟ به عقیده من، جواب منفی به این سوال، به این برمیگردد که او آن جور که باید و شاید تلاش نکرده حرفش را دراماتیزه کرده و به زبان نمایش ترجمه کند، برای همین است که کار به مخاطب اجازه همراهی نمیدهد و او را پس میزند.
اگر کارگردان میتوانست هدفش را در خود نمایش هم عینی کند، با چیز دیگری روبهرو بودیم. اما نمایش بین مواجهه و رویارویی با شخصیتها و کندوکاو آنها برای رسیدن به عمق انگیزههایشان و گفتن حرفهای کلی، بزرگ و دهان پرکن سیاسی مردد است و برای همین ناموفق میماند. ضمن این که قصه جدی و درگیرکنندهای هم در کار نیست و متن تنها و تنها با رودررویی نهچندان هدفمند و مهمتر از آن غیرجذاب کاراکترها در موقعیتهایی نهچندان متفاوت پیش میرود، فقط در اواخر نمایش و در بخش سوم کار است که سروکله روایت پیدا میشود و کمی تا قسمتی کار را قابل تحمل میکند. اما قبل از همه اینها این سوال مطرح میشود که واقعا ما در جامعه خودمان مسالهای نداریم که حالا بعداز مدتها هم که یک تئاتر عمومی در شهر روی صحنه رفته، شاهد چالشها و درگیریهایی باشیم که دغدغه و مساله اصلیمان نیست و طبعا جایی هم برای همذاتپنداری با مخاطب باقی نمیگذارد. اما همین که کار جدیدی در شهر مجال و فرصت اجرای عمومی پیدا کرده، غنیمت است و باید به کارگردان و گروهش خسته نباشید گفت. مخصوصا که اجرای «بچههای گوانتانامو» در تالار فرهنگ اداره ارشاد سابق که سالهاست ندیده بودیمش و کمکم داشتیم شکل و شمایلش را فراموش میکردیم، در حقیقت به نوعی افتتاحیه این سالن به حساب میآید که از همه سالنها استانداردتر است. باید خوشبین باشیم که این تئاتر جدید برای تئاتر شهر خوش یمن و پربرکت خواهد بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: