با آغاز تحقیق از سوی ماموران، مشخص شد دختر 15 ساله از چندی پیش به 2 نفر از دوستان خود در مدرسه گفته است بزودی با جوانی که به او علاقهمند شده، ازدواج کرده و عازم خارج از کشور خواهد شد.
پیگیری سرنخ
به دنبال این سرنخ، ماموران به بررسی ارتباطهای این دختر پرداخته و متوجه شدند مهناز با یک جوان افغان به نام عبدالرضا که در یک ساختمان نیمهکاره در مسیر مدرسه او کار میکرده، آشنا شده است. با جمعبندی این اطلاعات، هنگامی که تحقیق در این زمینه ادامه داشت، والدین دختر گمشده بار دیگر با مراجعه به دادسرای جنایی به دادیار سلیمانی گفتند، فرزندشان به آنها زنگ زده و گفته است قصد ازدواج با عبدالرضا را دارد و بزودی عازم افغانستان میشود و پس از چند ماه به یک کشور اروپایی مهاجرت و زندگی مشترک خود را آغاز خواهند کرد.
به دنبال این اظهارات، تحقیقات پلیس آگاهی وارد مرحله تازهای شد و آخرین محلی که دختر 15 ساله از سوی مرد افغان به آنجا منتقل شده بود، مورد شناسایی قرار گرفت.
فردی که در این خانه زندگی میکرد، در تحقیقات گفته که عبدالرضا (جوان خواستگار) خواهرزاده او بوده و به اتفاق مهناز در خانه او چند روزی مهمان بودند و سپس با عزیمت به یکی از شهرهای مرزی، قصد خارج شدن از ایران را دارند.
دستگیری متهم
با گزارش این موضوع به دادیار جنایی، وی دستور قضایی را صادر کرد و به دلیل فرصت کمی که وجود داشت، ابتدا شهر مرزی شناسایی شد و سپس در تماس با ماموران پلیس آگاهی این شهر، مشخصات دختر 15 ساله و جوان خواستگار در اختیار ماموران قرار گرفت.
یک ساعت پس از گزارش موضوع به ماموران، آنها موفق شدند دختر 15 ساله و خواستگار را که در خانه متروکهای در مجاورت شهر در انتظار پیوستن به یک قاچاقچی انسان بودند، دستگیر و به تهران منتقل کنند.
مهناز دختر 15 ساله در اظهارات خود گفت: پس از آشنایی با عبدالرضا، ابتدا تصور میکردم او یک جوان ایرانی است اما یک روز پس از فرار و زمانی که او مرا مورد آزار و اذیت قرار داد، متوجه شدم او یک جوان افغانی است که با اسناد و مدارک جعلی، خود را ایرانی معرفی کرده بود. دختر جوان اظهار کرد: از آنجا که قادر به بازگشت به خانه نبودم، خود را به دست سرنوشت سپردم و از سوی دیگر عبدالرضا برای فریب من میگفت پس از ورود به کشور افغانستان، والدینش از ما استقبال خواهند کرد و بزودی عازم یک کشور اروپایی خواهیم شد.وی افزود: قرار بود فردی که از آشنایان عبدالرضا بود ما را از طریق کوهها به افغانستان منتقل کند که دستگیر شدیم.در پی این اظهارات، عبدالرضا درخصوص اتهامات خود گفت: پس از ارتباط با دختر 15 ساله و جعل هویت ایرانی، او را فریب دادم و از ترس این که ممکن است وی علیه من شکایت کند، او را مورد آزار و اذیت قرار دادم و قصد داشتم پس از انتقال وی به کشور افغانستان، او را رها کنم و بار دیگر به ایران بازگردم.
بازداشت متهم
به دنبال اعترافات متهم، دادیار شعبه دوم دادسرای جنایی با صدور قرار قانونی دستور بازداشت متهم را صادر کرد و وی برای ادامه تحقیقات در اختیار پلیس آگاهی قرار گرفت.
سلیمانی با هشدار به خانوادهها، از آنها خواست مراقب رفت و آمد فرزندان خود باشند و با ایجاد فضایی صمیمی و آموزش مناسب، آنها را نسبت به مسائلی که در بیرون از خانه ممکن است برایشان اتفاق بیفتد، آشنا کنند.
وی تصریح کرد: در صورتی که این متهم موفق به خارج کردن دختر فریب خورده که در قالب دوستی خیابانی در دام افتاده بود میشد، به طور یقین سرنوشت شومی در انتظار او بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم