در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اصلا چند سالی است که دیگر در نمایشگاه کتاب خبری از مطبوعات نیست و نمیشود با یک تیر دو نشان را زد، هم سراغ کتابها رفت و غرفههای ناشران را دید و هم با پلاستیکهای کتاب وارد نمایشگاه مطبوعات شد و چشم دوخت به غرفههایی که هر کدام به روزنامهای، مجلهای یا ماهنامهای تعلق دارند.
حالا نمایشگاه مطبوعات یک نمایشگاه مستقل است که خودش به تنهایی میخواهد مخاطب داشته باشد و مردم را از اقصی نقاط تهران و ایران به سمت مصلی بکشاند تا بازدیدکننده حاصل کار رسانههای ایران باشند.
این اتفاق اگرچه موافقان و مخالفان خودش را دارد و هر گروهی هم (چه موافق و چه مخالف) استدلالهای خاصی برای خودشان دارند، اما به هر حال رخ داده و چند سال دیگر هم که بگذرد، (اگر مسوولی هوس نکند دوباره این دو نمایشگاه را همراه هم کند) همه یادشان میرود که این دو (نمایشگاه کتاب و مطبوعات) زمانی نهچندان دور فقط سری از هم سوا داشتند و همیشه همراه هم بودند.
البته هیچکدام از این چیزهایی که نوشتیم مهم نیست، مهم شاید برپایی نمایشگاه باشد و اینکه جایی در وسط (تقریبا البته) تهران به مطبوعات و خبرگزاریها اختصاص مییابد تا به مدت چند روز رودررو میزبان مخاطبانشان باشند، کسانی که یکسال تمام صفحات روزنامههای دلخواهشان را ورق زدهاند و حالا به نمایشگاه میآیند تا ببینند پشت این کاغذها چه خبر است؟
نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریها فردا به 15 سالگیاش قدم میگذارد، 15ساله میشود و این شاید مهمتر از همه حرفهایی باشد که در مورد این نمایشگاه زده میشود.
این که بعد از 15 سال تنها نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاریهای ایران دبیرخانه دائمی ندارد و تازه قرار است بعد از پایان دوره پانزدهم در مورد دبیرخانه دائمی آن تصمیم گرفته شود، اینها هیچکدام مهم نیست، مهم همین نمایشگاهی است که امروز اهالی رسانههای ایران را زیر یک سقف جمع میکند تا چند روز با هم باشند.
مهم انگار خود این نمایشگاه است، آن هم امروز که افتتاح میشود تا میزبان مخاطبان رسانهها باشد.
بهمن موسوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: