در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تجلیل از استادان باسابقه فلسفه پیشتر نیز سابقه داشته است، اما تجلیل از داوری به عللی با تجلیل از سایر همقطاران او متفاوت بود. روز پنجشنبه موسسه حکمت و فلسفه با حضور جمعیتی کمسابقه مواجه شد. بسیاری از دوستداران فلسفه به موسسه حکمت آمده بودند.
همچنین حضور نمایندگان گروههای مختلف سیاسی (هرچند نه به نمایندگی از گروههای سیاسیای که منسوب به آنها هستند) را نیز شاهد بودیم؛ از رئیس دولت اصلاحات گرفته که هرچند حضور فیزیکی در این نشست نداشت ولی در پیام ارسالی خود، بزرگداشت همشهری خود را بزرگداشت خرد و معرفت دانست تا معاون فرهنگی وزارت علوم دولت نهم؛ که داوری را دماوند تفکر ایران دانست.
اما چرا دکتر داوری جایگاهی متفاوت با سایر اهل فلسفه دارد؟ دوستداران فلسفه میدانند که جریانهای فکری فلسفی معاصر در بین دانشگاهیان ایران را غالبا دو عنوان فردیدیها (یا به عبارت برخی، هایدگریها) و پوپری ها تشکیل میدهند. مسلک اول به شیوه ای تاریخگرا و یا حتی گاهی فراتاریخگرا، بیشتر متوجه اهمیت سنت بوده و نگرش دوم مایل به عقلانیتی نقادانه و کمتر متمایل به تاریخ بوده است (یا حداقل تلقی عموم از این دو جریان این گونه بوده است.) در این میان جریان فردیدی را از میان استادان زنده فلسفه غالبا با نام رضا داوری میشناختهاند.
از سوی دیگر، داوری و به طور کلی گرایش منتسب به فردید در نظام جمهوری اسلامی سازگاری و جایگاه بسیار مناسب تری را نسبت به جریان رقیب یافت. شاید این واقعیت، معلول این باشد که در این نگرش، سنت با حفظ اعتبار خود جایگاه فلسفی مهمی پیدا میکند.
این واقعیت موجب شده که همواره نام داوری، در بین اهل فلسفه جایگاه متفاوتی داشته باشد؛ اما این اهمیت به نام او، چندان موجب نشد که اندیشههایش مورد پژوهش جدی قرار گیرد. در حالی که جایگاه واقعی داوری و به طور کلی اهل فلسفه، باید به شکلی مستقل در میان آثارشان جستجو شود و این از نکاتی بود که برخی در نشست روز پنجشنبه به آن تصریح کردند.
گزارش تفصیلی از 2 نشست مذکور همین هفته در صفحات اندیشه روزنامه جامجم ارائه میشود.
حسین شقاقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: