شماره 10 تاریخی آرژانتین حالا در عرش سیر می‌کند

پرواز با وزن اضافه

لازم نبود مارادونا به زبان بیاورد تا باور کنیم که او امسال بهترین هدیه تولدش را دریافت کرده است؛ نشستن روی صندلی مربیگری تیم ملی نه‌تنها چیز کمی نیست که افتخار خیلی بزرگی هم هست و حالا دیگر مارادونا یا همان ال دیگوی عزیز آرژانتینی‌های احساساتی، پس از سال‌ها دوری از بازی و میدان‌های ورزشی به لطف همه جوش و خروش مردم، روی این صندلی نشسته است. شاید برای کمتر کسی در دنیا این باور کردنی باشد که ملتی بیاید و سرنوشت یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های ملی‌اش (فوتبال)‌ را در دست کسی بگذارد که در سال‌های گذشته، بیش از یک دهه‌ای از غیاب او در دنیای ورزش می‌گذرد، بیش از هر چیز به مدد شایعه و سروصدا در باور عمومی جهان باقی‌مانده بود، اما خوب توپ فوتبال است و عشق مردم و ظاهرا این دو عنصر در بسیاری از موارد می‌توانند با منطق، همنشینی چندانی نداشته باشد. به همین دلیل مارادونا پس از 11‌‌سال دوری از فوتبال می‌آید و می‌شود مربی یک تیم پرجوش و خروش که با قهرمان شدن در بازی‌های المپیک حالا دیگر به چیزی جز قهرمانی در جام جهانی پیش رو فکر نمی‌کند.
کد خبر: ۲۱۶۱۸۹

شـایـد اگـر فـیـلـمـی کـه امـیـر کـاسـتـاریـکـا ساخت و امـسـال در جـشـنواره کن به نمایش درآمد نبود، باید می‌گفتیم آخرین بار خبر مرگ مارادونا بود که جهان را مشغول خود کرد. همان موقع که می‌گفتند برای مبارزه با کوکائین سکته کرده و به کما رفته است، اما خوب در دو سه سال گذشته او توانست خودش را جـمـع و جـور کـنـد و بـا کـمـک هـمه آنهایی که هنوز دوسـتــش دارنـد، از فـیـدل کـاسـتـروی کـوبـا گـرفـتـه تـا رئیس‌جمهور آرژانتین، از مواد مخدر فاصله بگیرد.

او ایـن زرنـگـی را هـم داشت که پس از خبرهای زیادی که چند سال او را احاطه کرده بود و همه‌شان هم به مواد مخدر و وضع خراب او بدل می‌شد، یک بـــار دیــگـــر وارد عــمـــل شـــود و بــا یــادآوری یـکــی از بـزرگ‌تـریـن کـلـک‌های ورزشی دنیا که به وسیله او اجـرا شـده بـود، ذهـن دنـیا را از مواد مخدر منصرف کند.

حـتـمـا فـرامـوش نـکـرده‌اید که نام مارادونا با همه قدرت و مهارتی که در چرخاندن توپ گرد فوتبال دارد و خیلی‌ها تاکید می‌کنند که نه فقط توپ گرد که بـا یـک پـرتـقـال هم می‌تواند دریبل بزند و حریف را بپیچاند، در این است که در جریان فینال جام جهانی با گلی که به وسیله دست به ثمر رساند، انگلیس را از ادامـه راه بـازداشـت و آرژانـتین را نه‌تنها بالا برد، که قهرمان جام سال 1986 کرد.

برای همه آنهایی که آن سال پای تلویزیون نشسته بودند و داشتند مسابقه را دنبال می‌کردند باور کردنی نـبـود کـه داور تونسی مسابقه گل را بپذیرد و سوت ادامه مسابقه از نقطه وسط زمین را به صدا درآورد، اما ایـن اتـفـاق افـتـاد و پـشت آن هم همان صحنه جالبی اتـفـاق افـتـاد کـه بـهـترین گل قرن بیستم لقب گرفت. مـارادونـا بـا هـمـه اعـتـمـاد بـه نفسی که از گل قبلی به دست آورده بود، یک تنه توپ را از وسط‌های زمین خودشان برداشت و با دریبل زدن هر چه انگلیسی که سر راهش سبز می‌شدند، یک‌تنه گل دوم را به ثمر رساند و همه امیدهای انگلیس را نقش بر آب کرد. او با زدن این گل استثنایی به همه آنهایی که از تقلب او هـــاج و واج مـــانـــده بـــودنــد نـشــان داد کــه مــی‌تــوانــد در‌‌هـر دو حـالـت گـل‌هـای استثنایی بزند؛ با تقلب و بی‌تقلب.

مبارزه با توپ در برابر توپ

اما اهمیت این برد بیش از یک مبارزه ورزشی در همه بار سیاسی پنهان در وجود تک تک آدم‌هایی بود که داشتند این مسابقه را تماشا می‌کردند و بیشتر از هر چیز آرژانتینی‌ها و انگلیسی‌ها از هر جهت به این مسابقه دل بسته بودند.

یـک مـسـالـه سـیـاسـی مـوجـب شـده بـود تـا دولت فخیمه انگلیس یادش بیفتد که جزیره مالویناس که نزدیک خاک آرژانتین قرار دارد، از گذشته‌های دور یکی از مستعمرات انگلیس با نام جزایر فالکلند بوده و حالا بخواهد بیاید و به زور نیروی دریایی و هوایی و خلاصه همه نیروهای دیگر آن را پس بگیرد. این مـرافـعـه بـه یـک لـشـکـرکـشی تمام عیار بدل شد و با وجــود چـنـد روز مـقـاومـت آرژانـتـیـن سـرانـجـام ایـن انگلیسی‌ها بودند که حرفشان را به کرسی نشاندند. حالا در این عرصه که یک جوری ادامه همان نبرد دریایی بود، این ال دیگو بود که یک تنه انگلیسی‌ها را برای همیشه داغدار کرد و شکست پرحسرتی را برایشان رقم زد. او پس از بازی گفت «فکر می‌کنم یک کشور را برده ایم نه فقط یک تیم فوتبال را.»

 مارادونا ثابت کرده است که در کشورهای لاتین هـنـــوز ســتـــاره‌هـــا هــســتـنــد کــه جــای اسـطــوره‌هــا را می‌گیرند و می‌توانند حتی از چهره‌های سیاسی هم تاثیرگذارتر باشند؛ در کشوری که رنگ سفید و آبی پـیـراهـن فـوتـبـالـش بـا آبـی آسمان مقایسه می‌شود و فــوتـبــال نــه‌تـنـهــا در کـوچـه پـس کـوچـه‌هـای خـاکـی بوئنوس آیرس و ریودوژانیرو که تا دور افتاده‌ترین روســـتـــــاهـــــا و ازســـــوی دیـــگـــــر در مـــجـــلـــــل‌تـــــریــــن ساختمان‌های سیاسی، عالی‌ترین مقامات را با خود همراه می‌کند، همیشه یک اتفاق است. ال دیگو قادر بـوده کـه بـا هـمـه سـسـتی و خرابکاری‌هایش بر این موج سوار باشد.

مارادونا در حالی به عنوان جانشین «آلفیو باسیله» سـرمربی استعفا داده آرژانتین معرفی شد که همین اواخـر یـکـی دو بـار به زبان آورده بود آرزویش این اسـت کـه هـدایت تیم ملی را برعهده داشته باشد و الـبـتـــه خـــوب مـــی‌دانــســت بــا وجــود رقـبــایــی چــون کـارلـوس بـیـانـچـی، سـرجـیـو بـاتـیـسـتـا و مـیگل آنخل روسو او نباید شانس زیادی داشته باشد.

اما او همیشه یک استدلال مهم داشته: «مردم مرا دوست دارند.» برای او و بسیاری از مردم آرژانتین انگار خیلی مهم نیست که مارادونا در حالی در اوج شـهـرت از فـوتـبـال کـنـاره گـرفـت کـه اعـتـیـاد او را به کـنـاره‌گـیـری کـامـل کـشـانده بود و او توان گذراندن هـیـچ دوره مـربـیگری را نداشت. تنها تجربه دو سه مـاهه او هم بدون هیچ موفقیتی مجبور به شکست شده بود.

بازگشت به دنیای زنده‌ها

سـتـاره 47 ساله اما برای این بازگشت انگار یک جـورهـایـی بـرنـامـه‌ریـزی کـرده بود؛ بیش از هر چیز فـیـلـم امـسـال امـیـر کـاسـتـاریـکـا کـه نـشـان‌دهـنده همه توانایی‌ها و مهارت او در دنیای فوتبال بود بازگشتی خوش در خاطره فوتبال دوستان رقم زد. مخصوصا دیدن او که با لباس رسمی در حال زدن روپایی به توپ در جشنواره کن ظاهر می‌شود یا با کارگردان ایـن فیلم مستند مشغول بازی می‌شود، به نوعی به معنی زدودن خاطرات ناخوش گذشته بود. او بعد هم در جشنواره برلین آلمان حضور یافت تا شاهد نمایش یک فیلم دیگر درباره خودش باشد و به این تـرتـیـب یک جورهایی با دنیای هنرمندان هم رابطه برقرار کرد.

دو سال پیش‌تر هم پس از سال‌ها که از زدن گلی که خودش آن را با عنوان «دست خدا» نامیده بود و پس از بازی از آن نه به عنوان یک تقلب که به عنوان یـــک کــمـــک الــهـــی یـــاد کـــرده بـــود مــی‌گــذشــت، از انگلیسی‌ها رسما عذرخواهی کرد. این کار او پس از دو دهـه نـه‌تـنـها انگلیسی‌ها را شاد نکرد که موجب برافروخته شدن آرژانتینی‌ها هم شد، اما نشان داد که مارادونا آدم باهوشی است و می‌داند که چگونه باید از پـیـچـیـدگـی‌های روابط عمومی و تبلیغات به نفع خود استفاده کند. او با این کار یک بار دیگر حضور خـودش را در عـالـم فـوتـبـال بـه دنـیا یادآور شد و به بـسـیـاری از مـردم کشورش هم یادآوری کرد که او بود که با دست خدا انگلیسی‌ها را مغلوب کرد.

او سـپــــس بــــه دیــــدار تــیــــم چــلــســــی رفــــت و در تمرین‌های آنها حاضر شد، بعد از بوش انتقاد کرد، به کوبا رفت و برای ایران یک پیراهن امضا شده با جمله‌ای عاشقانه فرستاد. مارادونا همین اواخر هم با یک شکایت رسمی از دو سایت گوگل و یاهو این دو مـــوتـــور جــســتــجـــوگــر را واداشــت تــا خـبــرهــا و سایت‌های غیراخلاقی مرتبط با نام او را از اینترنت حذف کنند.

یک صندلی آماده برای قهرمان

هـمـه ایـن پـیـش زمـیـنـه‌هـا مـوجـب شـد تا از همان روزی کـه بـاسـیـلـه اسـتـعـفا داد، شایعه‌هایی به گوش برسد که قرار است مارادونا روی این صندلی بنشیند. اما هنوز هیچی نشده دیه گو آرماندو مارادونا نشان داد که اصولا با آرامش نمی‌تواند کاری داشته باشد و یکی از اولین خبرهایی که به گوش رسید این بود که احـتـمـالا از «لـیـونل مسی» مهاجم 22 ساله چپ پا و تـکـنـیـکـی بـرای حـضـور در تیم ملی دعوت نخواهد کرد. این در حالی بود که مسی پیش از این در برابر ایــن پــرســش کــه آیــا مــارادونــا بــدون داشـتــن تـجـربـه مـربـیـگـری مـوفـق مـی‌شـود، گفته بود مشکلی وجود ندارد. او مرد بزرگی است و تحسینش می‌کنم چون به فوتبال آرژانتین خیلی چیزها داده است. نسلی که بــرنــده مــدال طـلای فـوتـبـال الـمـپـیـک شـد، مـی‌آیـد و مارادونا با آنها موفق خواهد شد.

خـبـر خـیـلـی زود بـه یـک مـنـاقشه جدی بدل شد چـون هـمه از درخشش مسی در مسابقات المپیک پـکــن خـبــر داشـتـنــد و دیــده بـودنـد کـه او چـقـدر در رسیدن تیمش به مقام قهرمانی موثر بود.

با این حال او مارادوناست و می‌داند که در باور مردم کشورش به عنوان یک اسطوره و حتی افسانه جای دارد و در هر حال از پشتیبانی مردم برخوردار اسـت. او در حـالـی روی صـنـدلـی رهـبـری تـیـم ملی کـشـورش مـی‌نـشـیـنـد کـه «کـارلـوس بـیلاردو» مربی نـامدار آرژانتینی او را همراهی می‌کند. اما مهم این است که حوصله مارادونا چه زمانی از نشستن روی ایـن صـنـدلـی سـر خـواهـد رفـت و ماجراهای جدید خواهد ساخت؟

این مرد ناآرام

 مارادونا متولد سال 1960 است. او در 30 اکتبر در یکی از شهرهای کوچک آرژانتین در خانواده فقیر به دنیا آمد. از 11 سالگی استعداد فوتبال بازی کردنش کشف شد. اولین بار وقتی فقط 16 سال داشت در تیم نوجوانان آرژانتین وارد میدان یک مسابقه رسمی شد. او وقتی 21 سال داشت به تیم بوکاجونیورز پیوست و با شهرتی که خیلی زود همه جا را فراگرفته بود، در برابر امضای قراردادی با رقم بسیار بزرگ 5 میلیون پوند، راهی بارسلونا شد. بعد در ناپولی و سه‌ویا توپ زد و در هر دوره توانایی‌های خود را به رخ عاشقان فوتبال کشید.

از اواخر دهه 80 شایعه اعتیاد او قوت گرفت و حتی ارتباط با مافیای ایتالیا مطرح شد. سرانجام در سال 1992 یک محرومیت 15 ماهه موجب شد تا او پس از بازگشت به دنیای فوتبال برای سه‌ویا تـوپ بـزند. محرومیت او از بازی‌های سال 94 یکی از مهم‌ترین خبرهای ورزشی آن سال بود. فدراسیون فوتبال آرژانتین در برابر مثبت بودن نتیجه دوپینگ مارادونا، چاره‌ای جز این نداشت که او را از کادر تیم حذف کند. مارادونا در گفتگویی مطبوعاتی، با چشم‌ گریان گفت که انگار دو تا پاهایش را قطع کرده‌اند. در نهایت این امر موجب شد تا تیم آرژانتین در مرحله یک هشتم نهایی حذف شود.

دیگر دوره سراشیبی بود و پس از یکی 2 سال اقامت‌های کوتاه‌مدت در تیم‌های خارجی و داخلی، او در 37 سالگی با دنیای فوتبال خداحافظی کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها