او نیازی به نصیحت ندارد

کد خبر: ۲۱۵۹۷۹

با خودم فکر کردم ما به عنوان پدر و مادر در بسیاری از موارد خودمان اشتباه می‌کنیم و یا در جایی دچار افراط و تفریط می‌شویم، با این حال هیچ کس نیست که به ما بگوید چه کنیم و چه نکنیم. اما ما این لطف را در حق فرزندانمان می‌کنیم.

واقعیت این است که پسر من یک فرد خودخواه و زیاده خواه است. البته می‌دانم که بخشی از عصیانگری او مربوط به سنش و مراحل بلوغ است اما باید بتوانم جلوی این رفتارها را بگیرم و او را متوجه جهان پیرامونش هم بکنم.

داشتم فکر می‌کردم وقتی ما بچه بودیم زندگی به مراتب سخت‌تر بود. حالا نوجوانان مشکلی ندارند و والدینی آگاه دارند که تمام امکانات زندگی را برای آسایش آنها فراهم می‌کنند و در ضمن در هنگام لغزش هم به آنها کمک می‌کنند. پس چرا نوجوانان این قدر خودخواه و بی‌توجه شده‌اند؟

در همین افکار بودم که پسرم در تلفن همراهش را بست و از من خواست که در کنار خیابان بایستم.

موضوع این بود که یک لاک پشت به آرامی ‌در حال عبور از وسط خیابان بود. به محض این‌که من ماشین را متوقف کردم پسرم از اتومبیل بیرون پرید و لاک پشت را برداشت و به طرف ماشین آمد.

من خودم را برای سخنرانی بعدی با این مضمون که ما نمی‌توانیم او را با خود به خانه ببریم آماده می‌کردم.

می‌خواستم به او بگویم او را در کناری بگذارد تا به راه خود برود.

اما پسرم به طرف پنجره آمد و گفت در دهان این لاک پشت سنگی‌ گیر کرده که ما باید آن را بیرون بیاوریم وگرنه ممکن است موجب مشکل و حتی از بین رفتن لاک پشت شود.

او سعی کرد به گونه‌ای که کمترین ناراحتی برای لاک پشت ایجاد شود او را راحت کند و سنگ را از دهانش بیرون آورد.

در صورتی که شاید اگر من می‌خواستم به شیوه خود عمل کنم موجب می‌شدم سنگ بیشتر وارد دهانش شود و به او صدمه برساند.

با خود گفتم وقتی کسی با کوچکترین ناراحتی برای یک حیوان دچار ناراحتی می‌شود و می‌خواهد کمکی کند چطور می‌تواند فرد بی‌توجه و بی‌مسوولیتی در قبال دیگران باشد؟

پس از ماشین پیاده شدم تا به او کمک کنم. به این نتیجه رسیدم فرزندان ما که شاید فکر کنیم توجهی به چیزی ندارند و فقط به فکر خودشان هستند در مواقع مقتضی اقدامات لازم را با محبت و فکر انجام می‌دهند. شاید اگر به جای نصیحت آنها را در کارها و مسوولیت‌ها و حتی تصمیم‌گیری‌های خانوادگی خود وارد کنیم نظرات بسیار سازنده‌ای هم داشته باشند.

باید پذیرفت که نسل جوان امروز به مراتب آگاه‌تر از نسل‌های قبلی هستند و چنانچه در محیط مناسبی نیز رشد کنند افرادی بسیار باارزش خواهند بود.

پس از چند دقیقه او لاک پشت را به حاشیه خیابان در جایی امن منتقل کرد و با لبخند سوار ماشین شد.

من خوشحال بودم که فرزندم فقط به فکر خود نیست. پس دست از نصیحت برداشتم و از این‌که او خودش می‌داند چه بکند خیالم راحت شد.

از آن روز تصمیم گرفتم به جای این‌که با پسرم مثل یک بچه رفتار کنم به افکار و عقاید او اهمیت دهم.

لازم نیست مرتبا راه را به او نشان دهم بلکه مانند یک دوست به جای این‌که در مقابلش باشم در کنارش هستم.

در مواقع لزوم فقط به او یادآوری می‌کنم که من حامی‌او و در کنارش هستم تا اگر دلش خواست در تصمیم‌گیری‌هایش شرکت داشته باشم اما تصمیمات نهایی را به عهده خودش می‌گذارم.

در ضمن نوجوانان در جهان خود مرتبا در حال ارزیابی مسائل مختلف هستند و بتدریج بهترین راه‌ها را پیدا می‌کنند.
جالب است اما از وقتی که من فضای بازتری برایش ایجاد کرده‌ام او نیز سر به راه‌تر شده و کمتر پرخاشگری و بی‌مبالاتی می‌کند.

حتی وقتی که من با مشکلی روبه‌رو می‌شوم او به من آرامش می‌دهد و با راه‌حل‌هایی به شیوه خودش که بسیار جالب توجه است قصد کمک به مرا دارد.

مترجم : سحر کمالی نفر
منبع: Csmonitor.com

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها