در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این روزها که تیم ملی جوانان با ارائه دو بازی بچگانه از دور مسابقهها حذف میشود، کسی نیست که سینه خود را سپر کند و بگوید: «من مقصرم». تیمی که اردوی آلمان را پشت سر گذاشته و در ویتنام در تورنمنتی شرکت کرده و پیش از بازیها به امارات سفر کرده است تا با شرایط آب و هوایی عربستان خو کند، چرا باید تا به این حد مبتدی باشد که در طول 2 بازی هیچوقت بازیکنانش 10 پاس سالم به هم ندهند و در طول بازی دستپاچه، عصبی و بدون تفکر بازی کنند؟
هر توپی به هر کسی میرسید، زیر آن میزد، دقیقه20 مسابقه پای بازیکن ما میگرفت و در طول دو مسابقه بارها و بارها ما ده نفره شدیم. زیرا پای بازیکنان ما به علل نامعلومی میگرفت، ژاپنیها و عربستانیها، از اول بازی تا پایان 90دقیقه، یکنفس دویدند و برای آنها از این اتفاقها نیفتاد.
عجیب آنکه از روی نیمکت هیچوقت به تیمها توصیهای مفید نشد و کسی بازیکنان را به آرامش دعوت نکرد، فضای بین مدافعان و هافبکهای ما زیاد بود و همیشه ما تحت تاثیر حریف بازی کردیم، روی نیمکت ما آدمهای متفرقهای حضور داشتند، آدمهایی که معلوم نبود برای چه منظور روی نیمکت تیم ملی بودند.
یکی از سرپرستان سابق تیم ملی جوانان میگوید: نیکویچ برای تیم ایران فرد مناسبی نبود، او تاثیرپذیر بود و در هدایت تیم بسیار اشکال داشت.
باخت تیم ما وقتی سنگین میشود که نگاهی دوباره به این بازیها بیندازیم. تیم ما به هیچوجه مستحق شکست نبود و از نظر فردی از هر دو تیم سرتر و برتر بود. تیم ما در گردش توپ و بازی گروهی مشکل داشت.
در تمام طول دو مسابقه، ما تکلیف خود را نمیدانستیم؛ نه در کار حمله و نه در کار دفاعی، برنامه مشخصی از تیم ندیدیم. تیم ما بضاعت خوبی داشت و بیشتر نفرات آن در لیگ برتر بازی میکردند، برای چنین تیمی بعید بود تا بهاینحد ناپخته باشد.
تیم ملی جوانان ایران اگر روی نیمکت یک مربی باصداقت میدید، میتوانست بسیاری از اضافهکاریهای خود را کم کند، انگار که بازیکنان از کسی حساب نمیبردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: