امروز شهروندان به شهرداری اعتماد ندارند و اگر مشکلی برای شهرداری پیش بیاید ، خود را شریک آن نمی دانند. مشکل فقدان اعتماد مردم به شهرداری باید آگاهانه و بدون سوئنیت و مچ گیری سیاسی باز شناسی و تلاش شود اعتماد از دست رفته بازگردد.
کد خبر: ۲۱۵۸۲
چرا که ادامه حیات مدیریت شهری در گرو اعتماد قاطبه شهروندان است و اعتماد سازی شرط توفیق مدیریت شهری به ویژه در تهران به شمار می رود.مقاله پیش رو با نگاهی نقادانه به تبیین این موضوع پرداخته است که با هم می خوانیم . ویل دورانت مورخ بزرگ می گوید: تاریخ مثل جریان رودخانه ای است که دارای دو ساحل است ، یک ساحل آن جنگها، کشورگشایی ها، فتحها، سرگذشت سلسله پادشاهان ، حکمرانان و... و ساحل دیگر آن جریان زندگی مردم ، عشقها، شیدایی ها و قصه های سینه به سینه انسان ها و کار و تلاش و پویایی مردمان که متاسفانه تاریخ نویسان همواره در نگارش سرگذشت تاریخ ملل و تمدنها این ساحل را نادیده می گیرند. واقعیت این است که این گفته حکیمانه ویل دورانت شامل حال تاریخ مدیریت کشور ما نیز هست ، بدین معنا که مدیران ما همواره یک ساحل را نگارش کرده اند و برای جریان مدیریت فقط ساحل قدرت ، بخشنامه و دستورالعمل های یک طرفه و یک جانبه خود را دیده اند و همواره ساحل سرسبز و پرفروغ و پرنشاط جریان زندگی مردم و شهروندان به عنوان منابع پایان ناپذیر را ندیده اند و همواره از آن مهم غافل مانده اند. نتیجه این نگاه مترتب بر همه سازمان ها و نهادهای مدیریتی ما در طول مسیر تاریخ این کشور باعث فقدان اعتماد تاریخی مردم و شهروندان به مدیریت و حاکمیت شده است و این عدم اعتماد و اطمینان و وجود سوءظن شهروندان به شهریاران همواره هزینه های مردم و دولت را دو چندان کرده است . در این میان ، شهرداری به عنوان نهادی که بیشترین ارتباط تنگاتنگ از تولد تا مرگ را با مردم دارد، با چالش بی اعتمادی مردم روبه روست.
شهروندان بی مسوولیت
به هر حال فقدان اعتماد عمومی شهروندان به شهرداری و شهرداری به شهروندان در یک فرآیند دوسویه هدایت سکان مدیریت شهری را پرهزینه و پرخطا کرده است . در نبود چنین اعتمادی است که شهروندانی صاحب حق و مسوول نداریم . شاید بهتر باشد که بگوییم در تهران اصلا چیزی به اسم شهروند وجود ندارد بلکه انبوهی از ساکنان بدون احساس تعلق نسبت به شهر وجود دارد که همواره روابط خونی آنها بر روابط انجمنی و شهری و گروهی بیشتر می چربد. از طرف دیگر، به کارگیری الگوی بوروکراتیک و کاغذبازی در مدیریت شهر باعث کند شدن گردش امور شهروندان شده است و در اثر توسعه نامتوازن و ناپایدار شهر، غول سیمانی به نام کلان شهر تهران متولد شده است که از راه فروش تراکم اداره می شود. فروش تراکم سبب رانت خواری و رخنه فساد مالی در بدنه شهرداری و زیرپا گذاشتن قوانین توسط مجریان قانون شده است . رانت خواری به عنوان یک ضدارزش چهره ارزشی به خود گرفته است و در نتیجه قبح فساد مالی فروریخته و رشوه خواری و روابط به جای ضوابط شکل قانونی به خود گرفته و همزمان نیز عرصه عمل مشترک و مشاعات شهروندان برای نظارت و اداره شهر توسط مدیران به حداقل ممکن رسیده است . البته ذکر این مشکلات به معنی نادیده گرفتن تلاشها و خدمات جمع کثیری از مدیران و کارکنان دلسوز و متعهد و پرتلاش موجود شهرداری نیست . بلکه اینجا تکیه بر آسیب شناسی و کالبدشکافی چالش فقدان اعتماد مردم به سازمان شهرداری است که باید آگاهانه و بدون سوءنیت و مچ گیری سیاسی ، بازشناسی شود و تلاش شود که این آب رفته را در هر جایی که ممکن است ، به جوی بازگرداند. چرا که ادامه حیات مدیریت در گرو اعتماد مردم و قاطبه شهروندان می باشد و اغراق نیست اگر بگوییم شرط ماندن ما در گرو رضایت و اعتماد مردم است . امروز اعتمادسازی شرط توفیق مدیریت شهری بویژه در تهران است.
حداقل های شهرنشینی
باید بپذیریم آنچه در این شهر جاری است شایسته انسان متمدن و شهروند تهرانی نیست و این زندگی حداقل تعریف شهرنشینی است . این درست که بخشی از بی اعتمادی و بدگمانی شهروندان ما ریشه تاریخی دارد اما باید مسائل مالی شهرداری برای شهروندان شفاف و روشن شود و در پایان هر سال به صورت کتاب چاپ شود و در اختیار شهروندان قرار گیرد. باید جلوی رانت خواری در هر شکل و شیوه آن گرفته شود. نگاه قیم مآبانه به شهروندان بر چیده شود. نظارت گریزی شهرداری اصلاح شود. اطلاع رسانی دقیق و سریع افزایش یابد و نگاه مشارکت جو و شهروندمداری در شهرداری و مدیران مناطق نهادینه شود و مدیران شهرداری به عنوان یک اصل اساسی بپذیرند که سرمایه واقعی در مردم است نه در تراکم.
بی اعتمادی بین مردم و شهرداری
در دنیا کار کردن در شهرداری دارای ارزش ، احترام و قداست بالایی است ، اما متاسفانه در شهر ما اصطلاح (شهرداری چی) مفهوم و معنی دیگری دارد. باید تلاش شود که حرمت و ارزش کار در شهرداری شکسته نشود. تلاش شود روزنه های خطا و بی اعتمادی کور شود و بجای سنگ اندازی ، سیاسی کاری و ایجاد ابهام در مردم به مدیریت شهر کمک کنیم . امروز مردم به شهرداری اعتماد ندارند و شهرداری را از آن خود نمی دانند و اگر مشکلی برای شهرداری به وجود بیاید خود را شریک آن نمی دانند البته این بی اعتمادی یک پروسه دو سویه و دو جانبه است . یعنی هم شهرداری به مردم بی اعتماد است و هم مردم به شهرداری ، امروز برای مدیریت شهر تهران اعتمادسازی اولویت اول را دارد و اعتمادسازی شرط تحقق برنامه ها و اهداف بلندمدت و کوتاه مدت است.