گفتگو با جعفر تاجیک تهیه‌کننده رادیویی‌

ما را نقد کنید

جمعه‌شب‌های رادیو پیام که به عنوان یکی از شنیدنی‌ترین شیفت‌های این رادیو محسوب می‌شود، حاصل تلاش جعفر تاجیک و همکاران باذوق اوست. وی که از سال 72 وارد رادیو شده است، کار خود را از آرشیو واحد موسیقی شروع کرده و سپس به عنوان تهیه‌کننده در رادیو ایران مشغول به کار شد و در حال حاضر نیز به عنوان یکی از پرکارترین‌های این شبکه به حساب می‌آید. می‌گوید: «به خاطر علاقه‌مندی به تهیه‌کنندگی رادیو، وارد این شغل شدم و سعی کردم از استادان و کسانی که در قدیم کار می‌کردند، خیلی چیزها یاد بگیرم ولی نمی‌دانم تا چه حد موفق بوده‌ام.»
کد خبر: ۲۱۵۴۲۱

شیفت جمعه‌شب‌های رادیو پیام به ‌تهیه‌کنندگی شما روی آنتن می‌رود. چطور شد که این بخش را به شما سپردند؟

در این مورد، رادیو پیام حالت خاصی دارد. یعنی در ابتدا که به این شبکه معرفی می‌شوید، یکی از شیفت‌ها را به عنوان آزمایشی به شما می‌دهند، یعنی از شما امتحان می‌گیرند و اگر نمره از آن حدی که در نظر گرفته‌اند، بالاتر شود، شما رسما وارد یکی از شیفت‌های رادیو پیام می‌شوید. از همان ابتدا که رادیو پیام شروع به کار کرد  من جزو ‌تهیه‌کننده‌های این شبکه بودم. آن موقع تا این حد، تهیه‌کننده در رادیو وجود نداشت. زمانی که رادیو پیام بعد از مدتی از میدان پانزده خرداد به جام‌جم برگشت، آقای فوادیان، مدیر پخش و تولید شبکه سراسری من را به آقای جهانی و آقای لشکری معرفی کردند و من به عنوان شیفت آزمایشی، ابتدا شیفت سحر را زدم، چون معمولا شیفت سحرگاهی را به نیروهای تازه وارد می‌دهند، هرچند که این نیروها دارای سابقه‌ای هم باشند! آن زمان کارم را با فرزان رابعی (گوینده) شروع کردم و مدتی آنجا بودم و بعد از مدتی به شیفت جمعه‌های بعدازظهر منتقل شدم. این مساله ادامه پیدا کرد تا حال حاضر که حدود یک سال و چند ماه است با رضا خضرایی کار می‌کنیم.

اصلا کار در کدام شیفت رادیو پیام سخت‌تر است؟

تمام شیفت‌ها، حتی سحرگاهی، برخلاف آنچه می‌گویند، این شیفت خیلی سخت است، چون شما از 2 شب تا 6 صبح باید بیدار باشی و ذهن باید در این ساعات آنقدر فعال باشد و کار کند تا مردم را پای رادیو بیدار نگه داری. در کنار این، کسانی هم هستند که دوست دارند با رادیو بخوابند. شما باید همه قشرهای مختلف را در نظر بگیری. در کل به نظر من تمام شیفت‌ها سخت است و تا شما انرژی لازم را برای کار نداشته باشی، نمی‌توانی به مردم انرژی بدهی.

به نظر من جمعه‌شب‌های رادیو پیام، از آن شیفت‌هایی است که این انرژی را به خوبی منتقل می‌کند. این شاید به دلیل چیدمان صحیح موسیقی و متن‌های انتخابی رضا خضرایی باشد. اصلا این اتفاق چگونه افتاد؟

با آقای خضرایی خیلی سال است که دوست هستم و با هم برنامه‌ می‌زنیم و در رادیوهای دیگر هم کار کرده‌ایم.
من همیشه سعی می‌کنم که از رضا حس متقابل بگیرم. جالب است بگویم که مثلا وقتی صفحه‌ای خاص را انتخاب می‌کنم و به رضا می‌گویم که آن را بخواند، می‌گوید که من هم همین را صفحه انتخاب کرده‌ام. این به دلیل یک ارتباط و حس متقابل است که بعد از یک مدت کار کردن بین تهیه‌کننده و گوینده یا بقیه عوامل به وجود می‌آید. ما در محیط کاری سعی کردیم این رفاقت را بسط دهیم تا در نهایت چیز دلچسبی را به مردم ارائه کنیم، ضمن این که شخصا اعتقاد دارم که این شیفیت را باید یک مقدار شاد ارائه دهیم و فکر می‌کنم با این که مطالب رضا از آن حالت رتیمیک دور است، ولی خودش اصولا آدم شادی است و در پنهان مطالبش آن شادی وجود دارد.

این حس متقابل گوینده و رژی که به آن اشاره کردید، خیلی مهم است. الان در رادیو چقدر به این مساله توجه می‌شود؟

زمانی بود که تهیه‌کننده خودش می‌توانست عواملش را انتخاب کند و بازخورد کار خیلی خوب بود. ولی در حال حاضر چون مدیر پخش و تولید عوامل برنامه را انتخاب می‌کنند، تهیه‌کننده خیلی نمی‌تواند روی عوامل نظر بدهد و در نتیجه در بعضی از موارد، آن حس متقابل به وجود نمی‌آید، چون عوامل از نظر رفتاری یا شخصیتی با هم متفاوتند و برای همین است که در بعضی برنامه‌ها، شنونده هیچ حسی پیدا نمی‌کند، ولی در بعضی از برنامه‌ها چون عوامل یکدیگر را می‌فهمند و سلایق همدیگر را می‌شناسند، تا گوینده دهان باز کند، تهیه‌کننده می‌داند چه موزیکی باید زیر کلام او بگذارد و چون صدا و شخصیت را می‌شناسد، ارتباط نزدیک‌تری برقرار می‌شود.

برویم سراغ رادیو ایران، از چه سالی وارد این رادیو شدید؟

از سال 72 و تا امروز هم که در خدمتتان هستم از رادیو ایران جدا نبوده‌ام.

چه چیزی در این سال‌ها شما را نگه داشت؟

رادیو ایران خانه من است. از خانه خودم بیشتر در آن زندگی کردم. الان 48 ساعت است که در رادیو هستم و هنوز خانه نرفته‌ام. خانه هم که می‌روم شاید ساعات کمتری را به خانواده‌ام اختصاص دهم. من تمام بچه‌های رادیو ایران را دوست دارم. خیلی‌هایشان برای من مثل یک برادر، مثل یک خواهر و یک مادر می‌مانند. من واقعا به برنامه راه‌شب شنبه‌شب‌هایم عشق می‌ورزم. آنجا وقتی خانم مهین‌فر کلمه مادر را به کار می‌برند، واقعا نقش مادر را برای من دارند. ایشان بارها نصیحتم کردند. بارها از ایشان خواستم تا نصیحتم کنند. برنامه‌های دیگر هم همین‌طور. برای یک تهیه‌کننده، تمام برنامه‌هایش مثل بچه‌هایش می‌مانند. دوست دیگری دارم به نام آقای امینی‌پور که 6 سال است سردبیرند و من تهیه‌کننده و یک رابطه برادری بین ما برقرار است. هیچ‌وقت پیش نیامده که ما کوچک‌ترین مشکلی با هم داشته باشیم. اینها اتفاقات جالبی است که در کار ما وجود دارد. رادیو ایران، رادیویی است که به نظر من وقتی می‌خواهند آدم‌های جدیدی را واردش کنند، یک مقدار باید گزینش سخت‌تری را اعمال کنند، چون این رادیو شبکه ملی ماست، چون آدم‌هایی که این شبکه را گوش می‌کنند، دید دیگری دارند. به خاطر همین سطح توقع، تلاش عوامل این شبکه باید در سطح قابل قبولی باشد. نکته‌برداری از شبکه‌های دیگر جالب و خوب است، به شرطی که به هویت  این رادیو لطمه وارد نکند. بچه‌هایی هم که در رادیو ایران کار می‌کنند، همه عاشق هستند. آدم‌هایی هستند که سال‌های سال عمرشان را در رادیو سپری کرده‌اند.

در این چند سالی که در رادیو مشغول به کار هستید، چه برنامه‌های شاخصی روی آنتن داشتید و دارید؟

در حال حاضر برنامه سلام ایران را یک هفته در میان من تهیه می‌کنم. برنامه‌های دیگر مثل کندوکاو که هر روز روی آنتن است، برنامه‌های دیگر عبارتند از: سپاه پاسداران، نگاه روز، شب و موسیقی، راه شب شنبه‌ها، پذیرایی، تا کنکور، برنامه‌های ویژه مناسبتی مختلف، برنامه‌های ویژه دفاع مقدس، موج روز و به افق آفتاب که یکی از پرشنونده‌ترین برنامه‌های رادیو ایران است که از ساعت 30/11 تا 30/12 ویژه اذان ظهر و یک هفته در میان با حسین فاطمی با دید دیگری به یک برنامه مذهبی نگاه می‌کنیم. نوع موسیقی، نوع برنامه‌سازی و فضای این برنامه متفاوت است و طبق آمار بعد از صبح جمعه، به افق آفتاب پرشنونده‌ترین برنامه است.

این برنامه‌هایی را که نام بردید، در گونه‌های مختلفی هستند. یک تهیه‌کننده چطور می‌تواند خود را با هر نوع برنامه‌ای سازگار کند؟

یک‌سری تجربه شخصی و یک‌سری کسب تجربه از بزرگان رادیو است. یکی از حسن‌های کار من این بود که من در آرشیو موسیقی فعالیت داشتم. آرشیو به تهیه‌کننده، موسیقی را می‌شناساند و وقتی کار می‌کنید، موسیقی‌های مختلف را گوش می‌کنید. من الان حداقل روزی یکی دو تا فیلم می‌بینم، اما به موسیقی آن بیشتر توجه می‌کنم تا خود فیلم. یک تهیه‌کننده اگر می‌خواهد که گونه‌های مختلف را بشناسد، باید موسیقی‌های مختلف را نیز بشناسد و البته از تجربه دیگران هم استفاده کند. من وقتی چیزی را بلد نباشم می‌پرسم. ابایی از این کار ندارم و سعی می‌کنم کسب تجربه کنم. هر لحظه که شما فکر کنید، که همه چیز را می‌دانید، نادان‌ترین مردم روز زمین هستید. وقتی که می‌خواستم از موسیقی ضربی و موسیقی شاد استفاده کنم، پیش فریبرز گلبن می‌رفتم. وقتی می‌خواستم ببینم چطور آرم استیشن استفاده می‌کنند، به برنامه‌های فرهنگ جولایی و آتش‌افروز گوش‌ می‌کردم. همین الان هم برنامه دوستان مختلف را گوش می‌کنم. خیلی چیزها را می‌توان از گوش کردن به برنامه دیگران به دست آورد. تهیه‌کنندگی یعنی سلیقه، من هر وقت خواستم موسیقی سنتی استفاده کنم، شیفت‌های آقای سروری و مختاری را گوش می‌دهم. آدم‌های مختلف دارای ژانرهای مختلف هستند و می‌توان سلیقه و تجربه‌های مختلف را از آنها کسب کرد.

و حرف آخر...

اگر کسی این گفتگو را خواند دوست دارم بگویم که حتما به ما نامه بدهید یا زنگ بزند و ما را نقد کنید، چون ما داریم برای آنان برنامه می‌سازیم. همیشه تا آن‌ور خط کسی نباشد، ما نمی‌توانیم کاری از پیش ببریم. ما باید فیدبک‌های مردم را ببینیم تا متوجه شویم این برنامه‌هایی را که می‌سازیم خوشایند‌شان هست یا نه؟ ما را نقد کنید، ما را نقد کنید، ما را نقد کنید. ممنون!

آزاده خواجه‌نصیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها