در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این زنجیره هدف نهایی هر قصه نیست چرا که یک ماجرا از ابتدا تا انتها در یک قصه پایان میپذیرد. اما زنجیره نامحسوس قصه ساده و خاصی است که دامنه این سریال نمایشی را پرشیب میکند. یک درام کاملا خانوادگی و حسی که درصدر آن خانواده لسکو به چشم میخورد و بعضا در طول ماجراها برخی از خانوادهها یا بعضا مشکلات شخصی برخی از پلیسها نیز طرح میگردد. این نکته ظریف و به ظاهر عینی مهم سبب گشته تا داستان از آن خشکی و یکنواختی که معمولا در داستانهای پلیسی مرسوم است، خارج گردد و روندی کاملا نوسانی و جذاب را بخود گیرد. به عنوان مثال روابط خانوادگی لسکو و ارتباطش با دو دخترش، از نکاتی است که معمولا در تمامی داستانهای این سریال دیده میشود و حتی مخاطب مشاهده میکند که هر قسمت با حضور کمیسر لسکو و دخترانش پایان مییابد. اما از شاکله کار میبایست به یک داستان پلیسی اشاره کرد.
مرسوم است داستانهای پلیسی بسترشان با یک اتفاق یا حادثهای بسته میشود و از دو حال نیز خارج نیست، یا مخاطب اتفاق را میداند، قاتل را هم میشناسد و داستان را با روایت چگونگی، یافتن قاتل یا مجرم توسط پلیس پیگیری میکند یا این که پلیس اتفاقی را کشف میکند و این بار است که همراه با پلیس به کشف جرم میپردازد به هر حال در هر دو صورت قطعات مختلف و گوناگون پازل باید در کنار هم قرار گیرند تا صحنه روشن شود.
که به ناچار روایت، سمت و سوی تعلیقی به خود میگیرد. در مجموعه کمیسر لسکو نیز چنین است و در هر قسمت یکی از دو عنصر فوق حادث میشود اما تعلیق پیش آمده در این مجموعه آنی است این تعلیق بر گرفته از عناصر اجرایی داستان است.
خروج از محیط و به عبارت دیگر تعدد لوکیشنها سریال «کمیسر لسکو» از دیگر شاخصههای این مجموعه دیگر است، غالبا مخاطبان شاهدند که مجموعههای پلیسی و کارآگاهی در یک محیط با حدسها و گمانهای افراد گوناگون توام است و کمتر تصویر روند بروز یک حادثه را میبینند، اما در لسکو چنین نیست و مخاطب گویا همراه و سوار بر ماشین پلیس با او حرکت میکند پرهیز از کلامها و پیشفرضهای زاید و بعضا تعلیقهای تصنعی و ورود به بطن ماجراها از دیگر ویژگیهای این مجموعه تلویزیونی است. این در واقع حاصل پرهیز از حاشیه و پرداختن به اصل ماجراهاست، اما باید به خاطر داشته باشیم چنین داستانهایی تا زمانی دوام خواهند داشت که در هر قسمت تطبیق موضوعی با سایر قسمتها نداشته باشند و البته این کار، کاری بسیار سخت و قطعا حاصل نگارش نویسندهای خلاق خواهد بود. به هر حال «کمیسر لسکو» تا به اینجای کار توانسته با این که یک مجموعه پلیسی خارجی است، بسیاری از علاقهمندان به تلویزیون را به خود جذب کند و اگر چنین روندی را حفظ نماید. به یک سریال ماندگار همچون پوآرو و ناوارو تبدیل خواهد شد.
محسن ابراهیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: