«دیه» از جمله قوانینی است که به وسیله شارع مقدس برای تامین نظم و امنیت عمومی و اجرای عدالت وضع شده است .
دیه عبارت است از: مبلغی ، وجه نقدی یا جنسی ثابت و معین که معمولا در ازای تخلفات غیرعمد
کد خبر: ۲۱۴۸۳
به مجنی علیه (کسی که از جنایت متضرر شده است) تعلق می گیرد. از جمله مواردی که مشمول قانون دیه می شود، قتل غیرعمد است . اسلام دیه مرد را 6چیز قرار داده و دیه زن را نصف دیه مرد قرار داده است . عده ای در برخورد با این مساله این گونه قضاوت می کنند که قانون دیه ایران (که همان قانون دیه در اسلام است) در مورد زنان دچار بی عدالتی شده و مقام انسانی زن را پایین آورده است . به طوری که تحت تاثیر مردسالاری قرار گرفته است . برای پاسخ دادن به این ایراد و روشن شدن مساله ، ابتدا باید فهم صحیحی از فلسفه دیه ، کاربرد و هدف آن داشته باشیم . نکته ای که در اینجا باید در نظر داشت ، دقت در تفکیک معنای دیه از خون بهاست . چرا که اختلاط این دو مفهوم و قیاس آنها با هم از دلایل مهمی است که منجر به ناعادلانه تلقی کردن قانون دیه می شود. خون بها، شامل مواردی می شده که پیش از اسلام خانواده ها در قبال کشته شدن یکی از اعضای خود، از قاتل طلب می کردند. مبلغ درخواستی با توجه به موقعیت و شرایط مقتول متغیر بود. مثلا زن بودن یا مردبودن در میزان خون بها تاثیر داشت و در برخی موارد خون بهای مردان بسیار بیشتر از خون بهای زنان بود. این خود نشانگر نوعی تبعیض در ارزشگذاری برای مقام انسانی است و کاملا برخلاف کرامت انسانی . ولی آیا می توان چنین ادعا کرد که چون دیه نیز برای 2جنس زن و مرد متفاوت است ، ادامه دهنده شیوه عرفی و نادرست خون بهاست؛ و آیا تفاوت دیه زن و مرد خلاف کرامت انسانی و توهین به مقام زن است؛ پیدایش مفهوم دیه با تولد اسلام تقارن زمانی دارد و معنای آن کاملا متفاوت با خون بهاست و به عبارتی اسلام درصدد بوده تا با وضع قانون دیه ، جایگزین صحیحی برای قانون عرفی و نادرست خون بها ارائه کند. پیامبر اکرم بارها بر کرامت و منزلت اجتماعی اهل بیت خود تاکید فرمودند؛ ولی در مورد قانون دیه هیچ گونه امتیاز خاصی برای ایشان قائل نشدند. (برخلاف خون بها که با توجه به موقعیت افراد متغیر بود) از سوی دیگر توجه به صراحتی که اسلام در مقام بیان معیار ارزشگذاری برای افراد به کار برده ، (ان اکرمکم عندالله اتقیکم : همانا برترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست) نشان می دهد که مقصود و هدف دیه - برخلاف خون بها به هیچ وجه مطالبه و دریافت ارزش اجتماعی و ذاتی افراد نیست و هدف دیگری را دنبال می کند. هدف خون بها - مطالبه ارزشهای شخصی ، اجتماعی و خانوادگی مکتسبه یا موروثی فرد مقتول بود که از قاتل گرفته می شد؛ ولی دیه به هیچ وجه درصدد ارزشگذاری نیست . هدف دیه صرفا اقتصادی است . دیه تنها برای جبران بخشی از خسارت اقتصادی وارد آمده بر خانواده مقتول است که از فقدان وجود مقتول ناشی شده است . به عبارت دیگر، دیه نوعی جایگزین برای آن میزان ارزش اقتصادی از دست رفته و نه جایگزین مقام انسانی مقتول است که مقتول در طول عمر خود می توانسته برای خانواده خود فراهم آورد و خانواده وی در حال حاضر از آن محروم است . به عبارت دقیق ، نقش دیه فقط جبران خلاء و فشار اقتصادی ناشی از نبود یک نان آور و نیروی انسانی کارگر است و تنها هدفش جلوگیری از فقر و مشقت اقتصادی خانواده مقتول است . در پاسخ به این ایراد که تفاوت دیه زن و مرد نشانگر نوعی بی عدالتی در حق زن است ، می توان گفت : عدالت و برابری به هیچ وجه با تشابه قائل شدن و یکسان انگاری ملازمه ندارد و برابری حقوق یک چیز است و تشابه حقوق مقوله ای دیگر. مهم برابری حقوق زن و مرد و اجرای عدالت در مورد آن دو است ، لکن شیوه اجرای عدالت می تواند متناسب با شرایط هر یک متفاوت باشد. هر انسانی بخوبی واقف است که تفاوت های بنیادین و شگرفی از نظر جسمی ، روحی ، روانی و بیولوژیکی میان زن و مرد وجود دارد، لذا هر فرد منطقی و منصفی براحتی می پذیرد که حقوق و تکالیف زن و مرد در عین برابری ارزشی باید غیرمتشابه باشد. چرا که این مساله با تفاوت هایی که میان 2جنس وجود دارد، ملازمه کامل دارد و نیز همان طور که ذکر شد، میان تشابه و تساوی هیچ ارتباطی وجود ندارد. در اسلام نیز این عدم تشابه درحقوق (در عین رعایت تساوی) را هر کجا که پای حقوق زن و مرد به طور توام مطرح شده است ، بخوبی می بینیم . اسلام در عین این که هیچ گونه توهینی به قابلیت های اجتماعی و کاری زنان روا نداشته و به آنان اجازه کارکردن و انجام فعالیت های مفید اقتصادی و اجتماعی را داده است ، در این زمینه به تفاوت های بنیادین میان زن و مرد توجه وافر داشته است . بدین معنی که مرد با توجه به برخی خصوصیات ویژه اش (مثل شرایط بدنی ، روحیه خاص جنگندگی و شخصیت عمدتا محکم و ثابت) توانایی و آمادگی بیشتری برای انجام فعالیت های اقتصادی و حضور عملی در صحنه های کار و فعالیت دارد. بنابراین در اسلام تامین معاش و رفاه خانواده از وظایف و تکالیف سنگینی است که به عهده مرد قرار داده شده است و در این زمینه انتظار قطعی و مسلم از مرد می رود تا رفاه اقتصادی همسر و فرزندانش را تامین کند. چنان که پرداخت نفقه از وظایف قانونی و شرعی مرد است و در صورت سر باز زدن از آن ، مرتکب جرم شده و مجازات می شود؛ در عین حال کارکردن برای زن اختیاری تلقی شده و حتی دارایی او جدای از دارایی شوهر است ، یعنی هیچ تعهدی در رابطه با تامین اقتصادی خانواده ندارد. بنابراین عدم تشابه دیه زن و مرد نه تنها باعث تنزل مقام انسانی زن نمی شود و مردسالاری نیست ؛ بلکه از مصادیق درایت و دوراندیشی یک قانونگذار در حمایت از حقوق زن است . چرا که عملا زنی که شوهر خود را از دست داده مبلغ بیشتری تحت عنوان دیه برای جبران ضرر اقتصادی دریافت می دارد تا مردی که همسر خود را از دست داده است .