در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این تهران که ترافیک نفسش را بند آورده است، برخی از مساجد خاص مراسم عزای همین افراد است. یکی از همین مساجد ، دست بر قضا دیوار به دیوار روزنامه جامجم است.مسجد الغدیر که معماری خاص و زیبایی دارد ، یکی از مساجد معروف تهران است که معمولا پذیرای مراسم ختم افرادی است که یا از چهرههای صاحبنام هستند یا پولدار و یا....
به همین خاطر، ماها که دیوار به دیوار این مسجد روزی 8 تا 10 ساعت کار میکنیم، خواسته و ناخواسته در جریان بسیاری از مراسم قرار میگیریم.
نکته جالب در حاشیه این مراسم ختم، دستهگلهایی است که شرکتکنندگان به قصد شریک شدن در غم بازماندگان میخرند و با یک کارت آنچنانی آن را تزئین میکنند و میچینند کنار در ورودی مسجد توی پیادهرو.
این دستهگلها گاهی ابعادی پیدا میکنند که آدم برای این که بتواند کامل آن را ببیند باید چند قدم عقب برود و بعد سرش را هم بالا بگیرد. با توجه به این ابعاد، اصلا لازم نیست برای پیدا کردن مبلغی که پای خرید این دستهگلها خرج شده ، سراغ یک گلفروشی رفت و از او پرس و جو کرد. یک حساب سرانگشتی نشان میدهد که دستهگلهایی با این ابعاد (که برای حمل و نقلشان باید وانت از نوع نیسان کرایه کرد) رقم قابل توجهی برای کسانی که میخواهند در غم بازماندگان یک مرحوم تازه درگذشته شرکت کنند، آب میخورد.
در اکثر روزهای هفته، مسجد الغدیر میزبان یک یا چند مجلس ختم است و حضور این دستهگلها هم زینتبخش خیابان میرداماد. در سایر مساجد اینچنینی هم وضع به همین منوال است و یک سوال اساسی معمولا در اینگونه مواقع بیخ گلوی آدم را میچسبد، این که آیا نمیشود پولی را که پای این دستهگلها خرج میشود، به عنوان کمک در اختیار نهادهای خیریه یا بنیادهایی که کارشان رسیدگی به وضعیت بیماران خاص است، قرار داد.
آیا با این کار روح مرحوم تازه درگذشته شادتر نمیشود، البته در برخی از مراسم هم (که تعدادشان کم است) دیده میشود که بستگان دور برای عرض تسلیت تابلوهای یک بنیاد خیریه را کنار دیوار مسجد قرار میدهند که نشان میدهد پولی که قرار بوده صرف خرید دستهگل شود، به این بنیاد داده شده است.
رضا رستمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: