در حاشیه و متن زندگی طاهره صفارزاده

رفتن به راه می‌پیوندد

کسی نمی‌داند از 5 مهر ماه که طاهره صفارزاده قدم به بیمارستان ایرانمهر گذاشت تا 4 آبان ماه که آسمانی شد روز‌ها و شب‌هایش چگونه گذشت، مثل تمام آن سال‌هایی که بدون جنجال و حاشیه وقت و انرژی‌اش را صرف ترجمه قرآن و نهج‌البلاغه کرد، اما حالا همه تصویر او را همه جا می‌بینند و می‌دانند که او از پیشگامان سرودن شعر با مضامین دینی بوده و در حوزه‌های ترجمه نیز فعالیت‌های درخشانی را صورت داده است.
کد خبر: ۲۱۴۴۳۸

جهان اسلام اما خیلی پیش‌تر از اینها قدر او را شناخت و به عنوان بانوی نمونه انتخابش کرد تا الگو و سرمشقی باشد برای سایر بانوانی که می‌خواهند قدم جای پای او بگذارند.

طاهره صفارزاده امروز اگرچه جایش در اتاقی که سال‌های سال می‌نشست و به قول خودش با گریه به ترجمه آیه آیه قرآن می‌پرداخت، خالی است، اما ادبیات ایران تا سال‌های سال مدیون اوست. او هم پیشرو سرودن شعر با مضامین دینی بود و هم به زبانی خاص در عرصه سرودن شعر دست یافت. زبانی که خاص او بود و بعد از او هم دیگر تکرار نشد.

سادگی زبان صفارزاده در شعرهایش به حدی بود که گاهی این شعر‌ها از فرط سادگی به شعار پهلو می‌زدند، اما فقط در شعر‌های او بود که این مرز تاب می‌آورد و در خوانش‌های دوباره و دوباره بی‌رنگ‌تر و بی‌رنگ‌تر می‌شد.

با این حال اما جدا از کار‌های ماندگار او در عرصه شعر و شاعری، صفارزاده در مدت حیاتش اثری ارزشمند و گرانبها برای همه ما به یادگار گذاشت. ترجمه قرآن کریم او که با عنوان قرآن حکیم منتشر شد، یکی از بهترین و روان‌ترین ترجمه‌هایی است که تا به حال از قرآن صورت گرفته است. او که شاعر بود و ظرفیت کلمات و بار معنایی آنها به خوبی می‌شناخت، در ترجمه قرآن نه‌تنها به دنبال یافتن بهترین معادل‌ها رفت، بلکه توانست برای این ترجمه به خلق اسلوب بیان و ویژگی‌های نثری جالب توجهی دست یابد.

آواز آفتاب‌

کم پیش می‌آید که یک ماه برای نزدیکان یک نفر دو معنا داشته باشد؛ هم زندگی و هم مرگ. برای نزدیکان طاهره صفارزاده و همه ما که با آثار او آشنا هستیم حالا آبان ماه همین حکایت را پیدا کرده است. آبان هم ماه تولد صفارزاده است و هم ماه وفات این شاعر. او سال 1315 در روز 27 آبان چشم به جهان گشود و 72 سال بعد در چهارمین روز این ماه کالبدش را در بیمارستان ایرانمهر جا گذاشت و به سفر همیشگی‌اش رفت. صفارزاده خیلی زود فعالیت‌های ادبی و هنری را آغاز کرد. او متولد سیرجان بود و در خانواده‌ای بزرگ شد که یکی از مواریث آن عرفان بود.

نخستین جایزه‌اش را در 13 سالگی از دست رئیس آموزش و پرورش استان گرفت. آن هم به پیشنهاد باستانی پاریزی.

جالب اینجاست که او این جایزه را که نخستین جایزه ادبی‌اش بود به خاطر سرودن نخستین شعرش به دست آورد. همین تشویق‌ها، انگیزه او رابالا برد، برای پیمودن راهی که باید در پیش می‌گرفت.

صفارزاده تا پایان تحصیلات دانشگاهی در مقطع کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی در ایران بود و بعد برای ادامه تحصیل راهی انگلستان شد. او در انگلستان زیاد نماند و بعد از آن کشور به آمریکا رفت و دانشگاه آیوا را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد. او در این دانشگاه خیلی زود توانش را به رخ همه کشید و از یک سو در گروه نویسندگان بین‌المللی پذیرفته شد و از سوی دیگر توانست درجه MFA را دریافت کند.

وی از همان زمان مسیرش را انتخاب کرده بود و می‌خواست در حوزه‌های وسیع‌تری فعالیت کند، به همین خاط تمرکزش را روی نقد تئوری و عملی ادبیات و انجام پروژه‌های متنوع ادبی گذاشت.

وقتی به ایران بازگشت اگرچه فعالیت‌های سیاسی‌اش در آمریکا بر علیه رژیم سابق یکی از موانع استخدام او بود، اما به دلیل توان علمی‌اش به عنوان استاد دانشگاه در رشته ترجمه و نقد علمی کارش را شروع کرد.

در همین زمان بود که به فقر کتاب‌های مرجع در حوزه ترجمه پی برد و به همین خاطر نگارش کتابی را با عنوان «اصول و مبانی ترجمه» آغاز کرد. این کتاب که پایان یافت و منتشر شد خیلی زود به یکی از کتاب‌های درسی رشته زبان و ادبیات خارجی تبدیل شد.

خیلی‌ها تعیین این کتاب به عنوان کتاب درسی را سر آغاز نظم یافتن تدریس نقد ترجمه در رشته زبان و ادبیات خارجی در دانشگاه‌های ایران می‌دانند.

این روال تا سال 1355 ادامه داشت تا این که او را به خاطر سرودن و نوشتن شعر‌هایی با مضامین دینی از دانشگاه اخراج کردند.

البته صفارزاده در آن زمان (سال‌های دهه 50) تنها به مضامین دینی نمی‌اندیشید، بلکه مضامین دینی را با مقاومت در برابر ظلم در هم آمیخته بود و همین حکومت را هراسان می‌ساخت.

همزمان با آغاز نهضت اسلامی، به کمک برخی از نویسندگان و شاعران دیگر، به تاسیس مرکزی به ‌نام «کانون فرهنگی نهضت اسلامی» اقدام کرد.

سپیده‌دم

صفارزاده پس از پیروزی انقلاب، به ‌عنوان رئیس دانشگاه شهید بهشتی و نیز رئیس دانشکده ادبیات این دانشگاه انتخاب شد.

پس از آن در ستاد انقلاب فرهنگی مسوولیت برنامه‌ریزی زبان‌های خارجی را به عهده گرفت و با همکاری اساتید باتجربه، تغییراتی در برنامه آموزشی پدید آوردند. طبق این برنامه، برای نخستین‌ بار در رشته‌های علمی دانشگاه‌ها، کتاب‌هایی به زبان‌های انگلیسی، روسی، فرانسه و آلمانی تالیف شد. او به مدت 16 سال سرپرست اجرایی این طرح بود.

طاهره صفارزاده در سال 1367 در جشنواره بین‌المللی شعر «داکا» به‌عنوان یکی از 5 عضو بنیانگذار کمیته ترجمه آسیا برگزیده شد و در زمان همکاری‌اش با فرهنگستان زبان و ادب فارسی، طرح تهیه فرهنگ‌های تخصصی‌ را داد که باید با ضوابط علمی و پیشنهادات جدید تدوین می‌شدند. این طرح به تصویب شورای فرهنگستان رسید.

صفارزاده در سال 2005 میلادی به ‌عنوان برترین زن مسلمان از سوی انجمن نویسندگان آفریقایی و آسیایی در مصر برگزیده شد.

از صفارزاده تا به حال 12 مجموعه شعر منتشر شده که آخرین آنها «جلوه‌های جهانی» است.

البته او بعد از این مجموعه هم شعرهای دیگری آماده کرده و به ناشر سپرده بود.

از او کتاب‌هایی درباره نقد ترجمه در زمینه‌های ادبیات، علوم و علوم قرآنی و ویراستاری 36 کتاب زبان تخصصی منتشر شده است.

مجموعه‌های شعری «رهگذر مهتاب»، «طنین در دلتا»، «سد و بازوان»، «سفر پنجم»، «حرکت و دیروز»، «بیعت با بیداری»، «مردان منحنی»، «دیدار صبح»، «در پیشواز صلح»، «هفت‌ سفر»، «روشنگران راه» و «جلوه‌های جهانی» از این شاعر انتشار یافته‌اند.

پرستش‌

ای آفتاب
ای قامت بلند بودن
با من بگو
با من بگو
چگونه با طناب مومنین اعتماد
در هرم بیکران تو آویزم وقتی که دلهره فرود
و حفره‌های کور زمینی
چون اضطراب لحظه تسلیم
شکوه آخرین تلاش را مخدوش می‌کند
گفتی من آسمان تو هستم
گفتم زمین ز مهر تو سرشار
اما باران دریغ شد
و باروری هسته تردید در معابر تکرار

جدایی‌

من و تو کنون در پگاه سیری
در پگاه سردی
بذرها را چه کنیم
بذرها تشنه فرداها
طعمه طوفان‌ها
بذرها میوه تابستان‌ها
بذرها بندی انبان نوید
بذرهایی که به دامن کردیم
با دو دست امید
به که بسپاریم هنگام گذر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها