کاکایی در این نشست گفت آثار منتخب شبهای شهریور گاهی شامل آثاری میشوند که مطبوعات و رسانهها جرات انتشار آن را ندارند و حتی با توجه به سیاستهای فعلی ارشاد برای چاپ در کتاب نیز ممکن است مجوز نگیرند.
در ارتباط با این سخن باید گفت اگرچه همه ما تا حدی حضور جریانهای مختلف و صداهای گوناگونی را که از درون کشور شنیده میشود میپذیریم و این نکته را نیز که نقد و برخورد با یک اثر ادبی و هنری یا ممیزی آن تا حدودی به سلیقههای گوناگون وابسته است قبول داریم؛ اما نکتهای که دبیر جشنواره شبهای شهریور به آن اشاره و تاکید کرد، بیانگر این موضوع است که خط قرمزهای ایشان و شورای سیاستگذاری جشنواره شبهای شهریور و احتمالا سازمان فرهنگی هنری شهرداری با دیگر نهادها و سازمانهای جمهوری اسلامی ایران تفاوت دارد.
البته تجربه برگزاری شبهای شهریور نیز تا حدودی تاییدکننده این ادعای عبدالجبار کاکایی است و در دورههای گذشته شاهد بودهایم که برخی از برگزیدگان این جشنواره از گروه شاعرانی بودهاند که به هزار و یک دلیل ازجمله محتوای شعر و شخصیت شعری چندان نمیتوانستهاند الگویی مناسب برای دیگر شاعران شرکتکننده و غیربرگزیده باشند.
حال در این میان دو سوال به ذهن میرسد که جای بحث فراوان دارد:
1- براستی چگونه میشود جشنوارهای ادبی با حمایت سازمانی مثل شهرداری تهران در چارچوب قوانین و عرف جمهوری اسلامی ایران برگزار شود و آثار برگزیدهاش در رسانهها و کتابهای همین شهر، همین کشور و همین نظام قابل چاپ و مطرح کردن نباشد؟
2- حتی اگر بپذیریم که این جشنواره رویکردی تنها علمی دارد و به قصد آسیبشناسی و کالبدشکافی شعر جوان برگزار میشود، باز هم این سوال قابل طرح است که برای کدام یک از شاعران مطرح و تاثیرگذار همروزگارمان مانند خود عبدالجبار کاکایی و سهیل محمودی عزیز در روزگار جوانی به خاطر شعری که غیر قابل چاپ بوده و سرودهاند هورا کشیدهاند که شبهای شهریور این کار را انجام میدهد؟
به نظر میرسد هر سالی را که پشت سر میگذاریم، «شبهای شهریور» بیشتر از آن نقش محوری و هدفی که باعث برپا شدنش شده بود، فاصله میگیرد.
یادمان باشد شبهای شهریور تنها یک جشنواره نیست بلکه برای شاعران جوان کشور یک الگو، انگیزه و جریانساز است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم