الهه خاتمی لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه علامه طباطبایی با اخذ مدرک ممتاز در سال 1366 اخذ مدرک استادی در 1386 به عنوان اولین استاد زن در خط نستعلیق و با شاگردی نزد اساتیدی چون استاد غلامحسین امیرخانی و استاد امیر احمد فلسفی معرفی میشود.
الهه خاتمی درخصوص اثر به نمایش در آمده از وی در این نمایشگاه مطلب زیر را برای روزنامه جام جم ارسال کرده است:
آثار تاثیرگذار هنری زمانی خلق میشوند که به گونهای خالقان آنها با اثر یکی شده باشند، یعنی انطباق آنچه باید باشد بر آنچه که هست. ما در جریان فضای یک اثر هنری که فضای خلق و کشف و تجربه و انسانیت و آرمانگرایی است، با احساس و عاطفه و درک و بینش هنرمند به نسبت به خود و جهان پیرامونش آشنا میشویم.
هنر مگر نامه انسانی نیست که دردی دارد و شوق آنچه که باید باشد و نیست؟
هنر مگر تلاش انسانی نیست که آنچه را میخواهد در این جهان نمییابد و ناچار آن را میسازد؟ هنر مگر انتخاب انسان نیست در مجالی اندک میان انتخاب بودن در برابر انتخاب نبودن؟
پس آنچه میان هنرمند و هنر اتفاق میافتد، حکایتی است فراتر از هر آنچه در جهان میگذرد. مجموعه ای از تجربههای زنده بی زمان. باید درد کشیده باشی تا آن را بنویسی. باید درد را لمس کرده باشی تا بتوانی آن را بنویسی. باید درد را لمس کرده باشی تا بتوانی آن را نقاشی کنی باید درد را فریاد کرده باشی تا بتوانی آن را بنوازی. باید غربت دیده باشی تا دلت را دریا کنی.
روزگار ما، روزگار غریب ماندن آدمها از داشتهها و دانستههای قبلی آنهاست. روزگار به فراموشی سپرده شدن، خوب دیدن، خوب چشیدن، خوب بوییدن، خوب زمزمه کردن... روزگار در بند شدن بیکرانگی روح با کران پذیری جسم و در لحظه ای از لمس این خالی بزرگ میتوان فریاد کرد "بیاور قطره ای اخلاص، دریا کردنش با من...».
شاید بتوان با انتخاب قلم و تاکید بر بخش نخست سطر، احساس نیاز هنرمند را بیشتر و بهتر فهمید و با صدای حریر قلم، شکوه این غربت را در سکوت فریاد کرد. میتوان با انتخاب زمینه تیره حاشیه فضای تلخ احساس هنرمند را دریافت. میتوان با حرکت آزاد خیالی کناره، تکرار اشتیاق را احساس کرد. و در انتهای کار با روشنی متن نوشته، به آرامش دریا رسید. آری: بیاور قطرهای اخلاص/ دریا کردنش با من.
زنان خوشنویس ایران به دلیل محدودیتهای بافت فرهنگی ما و عدم همراهی از سوی خانواده، کمتر به عرصه حرفهای خوشنویسی میرسند.
در طول 30 سال گذشته، فضا برای فعالیتهای خوشنویسی نسبت به دیگر هنرهای تجسمی آمادهتر بود و دیگر هنرها محدودیتهای خاصی داشتند. اما اکنون این فضا برای نمایش هنرهای دیگر تجسمی هم فراهم شده و برگزاری نمایشگاههای خوشنویسی کمی محدودتر شده است. با این حال ما مدتی پیش نمایشگاه استادان بزرگ نستعلیق را در موزه هنرهای معاصر تهران داشتیم و اکنون به مناسبت هفته خوشنویسی، نمایشگاه بزرگ دیگری را در موسسه صبا شاهدیم.
هنر خوشنویسی بخصوص نستعلیق، هنری دیریاب است و تعداد زنان هنرمندی که بتوانند در سطح حرفهای فعال باشند، بسیار اندکند، چرا که زنان در کشور ما به دلیل بافت فرهنگی خاص آن با محدودیتهایی از سوی پدر و برادر یا همسر مواجه هستند و خوشنویسی هم هنری است که به تمرکز و تمرین نیاز دارد. بنابراین اگر با هنرمند همراهی نشود، نمیتواند در سطح حرفهای به عرصه برسد و این در حالی است که حدود 70 درصد از اعضای انجمن خوشنویسان ایران را زنان تشکیل میدهند.
هر هنر و هر هنرمندی باید بتواند در هر برههای از زمان، حرف زمانه خود را بزند و اگر چه به تکرار هنرهای گذشته معتقد نیستم، اما تغییر و تحول باید اندیشمندانه و با رعایت اصول و قواعد سنتی هنر صورت بگیرد تا بتواند به اثری ماندگار تبدیل شود.
هنر خوشنویسی در هر دورهای با تغییر و تحولاتی روبرو بوده و نستعلیق هم در هر دوره با حرکتهای جدی در زمینه فضاسازیها و فرم و ترکیببندیهای تازه همراه بوده است.
تابلوی بسمالله الرحمن الرحیم
اما تابلوی «بسمالله الرحمن الرحیم» اثر جواد بختیاری تابلوی دیگری است که به آن میپردازیم.
بختیاری از استادان برجسته خوشنویسی معاصر ایران است که در سال 1335 در شهر بروجرد و در خانوادهای اهل ذوق و هنر به دنیا آمد. کودکی و نوجوانی خود را در همین شهر گذراند و با حمایت پدر به فراگیری هنر نقاشی روی آورد. تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه شیراز و با رشته الکترونیک آغاز کرد اما تمایلش به هنر بیش از رشتههای فنی بود به همین سبب تحصیلات خود را در الکترونیک نیمه کاره رها کرد.
وی در سال 1357 وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و در رشته نقاشی و هنرهای تجسمی به تحصیل پرداخت. بختیاری علیرغم تحصیل در رشته نقاشی با دیدن آثار یکی از بزرگان، مجذوب خط نستعلیق میشود و در این عرصه قدم بر میدارد و مراحل فراگیری خوشنویسی را مشتاقانه و بسرعت میپیماید و موفق به کسب درجه استادی در خط نستعلیق میشود. وی امروزه از استادان تراز اول خوشنویسی کشور است و در خط نستعلیق به دارنده خط طلایی شهرت یافته که نشان از اعتبار وی است.
در سال 1376 برنده جشنواره جهانی خوشنویسی تهران شده است و دهها نمایشگاه معتبر در ایران، ترکیه، ایتالیا، چین، پاریس و کشورهای دیگر ترتیب داده است. آثار خوشنویسی وی در قالب کتابها و مجموعههای مختلف به چاپ رسیده است.
جواد بختیاری درخصوص اثر بسمالله الرحمنالرحیم میگوید: خوشنویسی در چند شکل اجرا میشود. شکل سنتی، آن که با قلم نی و مرکب است و شکل دیگر آن بجز ابزار سنتی، روی بوم و کاغذهای ضخیم با قلم مو و رنگهای مختلف اجرا میشود که تکنیکهای مختلف دارد و آن هم در نوع خودش دارای ارزشهای خاص هنری است.
وی میافزاید: خوشنویسی همیشه این قابلیت و این ظرفیت را داشته است که در شکلهای مختلف اجرا شود، حتی با تکنیکهای کاملا آزاد و کاملا فی البداهه که گاهی نشانههای خط را در یک صفحه بوم میتوان دید.
وی درباره سبک هنری خود در خوشنویسی توضیح میدهد: خود من دوست دارم همه اینها را تجربه کنم. برخی کارهاست که با رنگ و قلم موست و با وسایل غیرسنتی و کلاسیک، ولی تمام قواعد کلاسیک و زیبایی شناسانه کار خوشنویسی در آنها رعایت شده است که به نظر من نه تنها اشکالی بر آنها وارد نیست، بلکه باید به احترام بسیاری از آنها و به احترام زیبایی آنها کلاه از سر برداشت.
بختیاری اظهار میدارد: در این کار بسمالله الرحمنالرحیم که در نمایشگاه کلک خیال صبا آن را به نمایش گذاشتهام، ترکیب بندی کمپوزیسیون رعایت شده است که میتوان این ترکیب بندی را در هماهنگی بین رنگها دید که با استفاده از رنگهای آکریلیک و قلم طلا آن را اجرا کردهام.
وی رعایت معیارهای فرهنگ بومی خودمان را در این کار از نکات مهم کارش میداند: درست است که از ترکیب کمپوزیسیون صحبت میشود، ولی بسیاری از معیارهای فرهنگی خودمان را باید لحاظ کنیم و ذوقیت خودم را در آن لحاظ کنم. اینها عناصر تشکیل دهنده تابلو است که باید کنار هم باشند تا یک کار درست هنری خلق شود، اینها را باید رعایت کنم تا مجموعه ای یکنواخت و مطلوب برای مخاطب داشته باشم که به نظرم در حد توانم کار بسم الله الرحمن الرحیم که از در هم تنیده شدن حروف در عین رعایت قواعد زیباشناسانه است، این عناصر را دارد.
وی درباره رنگ بندی کار توضیح میدهد: درخصوص رنگهای کار باید بگویم گاهی وقتها آدم انتخاب رنگ میکند ولی گاهی اوقات حس رنگ است که میآید گاهی موضوعی داریم حماسی که رنگهای خاص خود را میطلبد.
همانطور که یک کار معنوی رنگهای بخصوص خود را به همراه میآورد. میخواهم بگویم هر حسی رنگ خاص خود را دارد و هر حسی که به سراغ آدم بیاید، رنگ آن حس نیز در ذهن متبادر میشود و معمولاً وقتی از این طریق کار شروع شود، نتیجه بهتری ارائه میشود.
این استاد خوشنویسی میگوید: مفهوم بسم الله عمق دارد، قبل و بعد دارد، زماندار است و وقتی امری زمان دار است، آرامش میآورد. برای آرامش در ذهن من رنگهایی ساخته شده است که دافعه نداشته باشند و در ذهن مخاطب آرامش بیافریند. ما رنگهای گرم و سرد و میانه داریم که رنگهای میانه معمولا ذهن مخاطب را دعوت به یک آرامش و یک خلسه روانی میکند رنگهای بنفش آبی از این حیطه رنگها هستند که تلفیق اینها با کنتراستی از رنگ مشکی خود را بیشتر نشان میدهد.
وی به سابقه این رنگها در فرهنگ ایرانی اسلامیاشاره میکند: استفاده از رنگهای بنفش آبی و فیروزهای در فرهنگ تصویری تجسمی مذهبیمان عجین است و در کاشی کاریهای مساجدمان این رنگها زیاد دیده میشود. البته نمیخواهم به آنها استناد کنم بلکه میخواهم بگویم این رنگها دیگر در ذهن ما جا افتاده است.
در این گونه مفاهیم این رنگها خود به خود میآیند. الان که بحث این اثر پیش آمده و من دقت بیشتری میکنم با قاطعیت میگویم اگر رنگ دیگری گذاشته بودم، این حس تابلو فراهم نمیشد.
وی ادامه میدهد: وقتی قدم اول برای کاری برداشته میشود، خود به خود تعلق خاطرات نسبت به آن کار در ذهن میآید. نمیشود کاری انجام شود بعد عاشق آن شد. برای من که اینگونه است و همه کارهایم برایم عزیز است.
کار فرهنگی و هنری علی رغم اینکه مفاهیم آن فرق کند، ولی همه یک چیز را فریاد میزنند آن هم میل به زیبا دیدن، تقدیس زندگی و تلاش برای گسترش مهربانی در سطح عمومیجامعه است.
وی بیان میکند: برای همه هنرمندان احترام قائلم اما ابداع، کلمه بسیار عمیقی است و شامل حال این خطوط نمیشود. خط نستعلیق نتیجه ذوق هنرمندان طی 200 تا 300 سال گذشته است و زمان بسیاری طی کرد تا به صورت کنونی درآمد، پس اگر قرار باشد هر تجربه تازهای عنوان ابداع به خود بگیرد، همه هنرمندان مبدع هستند.
بختیاری درباره آثار ارائه شده در نمایشگاه ترنم کلک مؤسسه فرهنگی و هنری با میگوید: آثار خوبی ارائه شده است، اما باید نگاه گرافیکی به تابلوها را قویتر و با هنرمندی بیشتری کار کنیم. ساختار خطنویسی بسیار قوی است، اما در برپایی هر نمایشگاه نکات دیگری اعم از ترکیببندی و به کاربردن سلیقه در ارائه آثار هم حائز اهمیت است.
مجید احمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم