در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازیگران میدانند که میتوانند فروش یک فیلم را تضمین کنند و سود زیادی را به جیب تهیه کننده سرازیر کنند پس آنها هم حق دارند که از این سود بهره ببرند. اما گروهی میگویند که افزایش تولیدات تلویزیونی در زمینه فیلم و سریال باعث افزایش دستمزدها شده است. وقتی بازیگری در یک زمان واحد میتواند در چند فیلم تلویزیونی و سریال بازی کند و مجموع دستمزد او بیشتر از زمانی میشود که در یک مدت معین در یک فیلم سینمایی بازی میکند بنابراین حق دارد که از سینما طلب دستمزد بالایی بکند. اما واقعیت این است که افزایش دستمزد برای بازیگرانی مطرح است که در آثار تلویزیونی بازی نمیکنند و یا فقط حاضرند در آثار خاصی که کارگردان ویژهای آن را مقابل دوربین میبرد، بازی کنند.
امین تارخ، عضو و سخنگوی هیات مدیره خانه سینما هفته گذشته به تهدید تهیهکنندگان سینما به شکلی منطقی پاسخ داد. وی در گفتگو با فارس هم تهیهکنندگان و هم بازیگران را به آرامش و گفتگوی منطقی دعوت کرد و یادآور شد که سینما، هنر و صنعت است و گاهی اوقات لازم است بازیگری، دستمزد بالایی طلب کند چون حقش است و فروش فیلم را تضمین میکند.
تارخ با نظاممند کردن دستمزد بازیگران موافق نیست و میگوید: چون در این نوع کار عرضه و تقاضا مطرح است نمیتوان زیاد وارد بحث قانونمند کردن دستمزد بازیگران شد چون اگر قرار باشد این اتفاق بیفتد باید صحبت بازیگران را هم شنید و دید آنها به چه دلیل درخواست دستمزد بالا داشتهاند. تارخ در ادامه تعداد بازیگرانی را که درخواست دستمزد بالا دارند را حدود 10 نفر ذکر کرد و گفت: این تعداد بازیگران تاثیرگذار هستند که اگر از بدنه سینمای ایران حذف شوند دیگر چیزی از سینمای ایران باقی نمیماند. بنابراین بهتر است تهیهکنندگان و بازیگران با هم به گفتگو بنشینند و به جای رفتار قهرآمیز با هم گفتگو کنند.
پشت صحنه جذاب یک فیلم
پخش فیلم مستند کابوس یک رویا که از پشت صحنه فیلم آواز گنجشکها ساخته شده بود و از شبکه دو سیما پخش شد با واکنشهای مختلفی روبرو شد.گروهی از کارگردانان و تهیهکنندگان سینما به صورت غیررسمی اعلام کردند که بد نیست تلویزیون از دیگر آثار سینمایی ایران هم به گونهای که از آواز گنجشکها حمایت کرد، حمایت کند. آنها براین باور هستند که این فیلم مستند که به تهیهکنندگی، مجری طرح آواز گنجشکها ساخته شده است نوعی رپرتاژ آگهی بود که مردم را به دیدن فیلم آواز گنجشکها ترغیب میکرد.
البته مستند کابوس یک رویا میتواند دیگر تهیهکنندگان سینما را هم به فکر ساخت فیلمهای مستند از پشت صحنه فیلمهای سینمایی نماید.این فیلمها میتواند هم از تلویزیون پخش شود و هم در پخش دی.وی.دی آنها موثر باشد. حتی اگر قرار باشد تهیهکنندهای برای پخش فیلم مستندی که از پشت صحنه فیلمش ساخته شده است به تلویزیون پول هم پرداخت کند بازهم مفید است چون حداقل مردم با دیدن این فیلم پشت صحنه متوجه میشوند که ساخت یک فیلم چه دردسرهایی دارد و عوامل پشت صحنه که هیچگاه روی پرده عریض سینما دیده نمیشوند چقدر برای ساخت فیلم زحمت میکشند؛ آن وقت به دیدن فیلم بیشتر ترغیب میشوند. البته این فیلمهای پشت صحنه مزیت دیگری هم دارند، میتوان این فیلمها را به موسسه رسانههای تصویری فروخت تا این موسسه آنها را در اختیار علاقمندان قرار دهد.
در اکثر کشورهای دنیا شبکههای تلویزیونی خصوصی با تولید برنامههای سینمایی مخاطبان زیادی را برای خود پیدا میکنند. این شبکهها علاوه بر پخش فیلمهای سینمایی بخشی از زمان خود را به پخش فیلمهای پشت صحنه اختصاص میدهند که مشتریان خاص خود را هم دارد. به هر حال فیلم مستند کابوس یک رویا نشان داد اگر فیلم پشت صحنه یک فیلم سینمایی به گونهای جذاب و دیدنی ساخته شود میتواند مخاطبان زیادی داشته باشد و در فرمتها و قالبهای مختلف به تلویزیون عرضه و از این رسانه فراگیر پخش شود. پس بهتر است به جای فکر کردن به این نکته که تلویزیون بین کارگردانان سینما فرق میگذارد سینماگران به این فکر کنند که مستندات جذاب از پشت صحنه فیلمهای خود بسازند.
یاران چه غریبانه ماندند در این خانه
خدا به معاونت سینمایی و تیم همراهش صبر بدهد تا بتوانند چند ماه دیگریعنی تا انتخابات دوره بعدی ریاست جمهوری دوام بیاورند بعد اگر رفتند و کرسی مدیریت سینما را به افراد دیگر واگذار کردند، بتوانند با افتخار بگویند که ما 4 سال سکان سینمای ایران را در دست داشتیم و این افتخارات را کسب کردیم و اگر دوره بعد هم در سمتهای خود ابقا شدند، بگویند ما آنقدر خوب بودیم که به دور دوم هم رسیدیم. اینها را گفتیم تا این نکته را یادآوری کنیم که هفته گذشته شنیده شد که محمود اربابی از اداره کل نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی استعفا داده است.
به همین دلیل است که چند هفتهای است پروانه ساخت صادر نمیشود و کارگردانان درخواست کننده پروانه ساخت نمیدانند که فیلم خود را خواهند ساخت یا نه؟ این در شرایطی است که تا جشنواره فیلم فجر چند ماهی بیشتر فرصت نیست و باید تکلیف پروانه ساختها هر چه زودتر روشن شود تا فیلمهایی که قرار است در جشنواره به نمایش درآیند هرچه زودتر دست به کار تولید شوند. همین هفته گذشته بود که خبرگزاریها علاوه بر استعفای اربابی، خبر برکناری معاونت سینمایی، جعفری جلوه را هم منتشر کردند و گفتند او هم بزودی اتاق خود را به معاون جدید تحویل میدهد اما صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی این خبر را تکذیب کرد و گفت که جعفری جلوه برکنار نشده است و اربابی هم رفته مرخصی و برمیگردد. البته خبر این استعفا و برکناری در معاونت سینمایی خبر جدیدی نیست و هر از چند گاهی بخصوص زمانی که دیداری صورت میگیرد و دولتمردان با سینماگران به گفتگو مینشینند و یا زمانی که به جشنواره فیلم فجر نزدیک میشویم این خبرها به سرعت منتشر و در ادامه تکذیب میشوند و معاونت سینمایی و تیم همراه همچنان به ناخدایی خود در سینما ادامه میدهند.حال این پرسش مطرح میشود که چرا اخباری از این دست همیشه دور سر معاونت سینمایی میچرخد و روی خبرگزاریها فرود میآید و به سرعت منتشر میشود؟ مسلما اگر گروهی که مسوولیتی دارند کار خود را به خوبی انجام دهند فکر استعفا و یا جابجایی به مخ اطرافیان و خبرنگاران خطور هم نمیکند اما وقتی این مباحث مطرح میشود نشان دهنده این است که یکی از طرفین (رئیس، مرئوس یا مشتری و ارباب رجوع) ناراضی بودهاند.
البته گاهی هم شنیده میشود که توطئهای در کار است و این شایعات از سوی گروهی معلومالحال منتشر میشود تا معاونت سینمایی و یاران او را از پا بیندازد و آنها را از دور خارج کند اما این گروه و یاشخص معلومالحال غافل از این نکته هستند که معاونت سینمایی چون دژی محکم از سینمای ایران دفاع میکند و آنها بیدی نیستند که با هر بادی بلرزند، آنها 3 سال و اندی دوام آوردهاند و بعد از این هم میتوانند بمانند و برای ادامه راه خود به هل دادن نیاز ندارند!
لذت بردن از شهرت
هفته گذشته یکی از سایتهای سینمایی خبر بازگشت میترا حجار به کشور را با تیتر جنجالی منتشر کرد: یکی رفت و دیگری آمد. میترا حجار چند سال پیش بعد از بازی در فیلم زمستان است به کارگردانی رفیع پیتز از ایران رفت و طبق شنیدهها در فرانسه ساکن شد. حجار رفته بود تا بازیگری را در آن طرف مرزها تجربه کند. او زمانی از ایران رفت که در فیلمهایی چون سگ کشی، صورتی، متولد ماه مهر، قارچ سمی، شبهای تهران و... بازی کرده و نشان داده بود که بازیگر قابلی است که هم میتواند گیشه را تامین کند و هم با نوع بازی خود به مفهوم فیلم کمک کند.
حجار وقتی رفت که کوله بار خود را تقریبا انباشته بود، آزمون و خطاها را پشت سرگذاشته بود و میتوانست کمکم ثبات را در دنیای بازیگری تجربه کند. اما وسوسه رفتن و تجربه در دنیایی دیگر او را واداشت تا برود اما اکنون خبرگزاریها چنین مخابره میکنند که او بازگشته و تمایل دارد که بازیگری را در سینمای ایران ادامه دهد. گویا خارج از ایران حجار را راضی نکرده است و او متوجه شده که اگر او در ایران بازیگر شناخته شده و مشهوری است واحتمالا برایش تره ای هم خورد نمی کنند اما در آن طرف مرزها کسی او را نمیشناسد. شهرت یکی از تمایلات بشر است که او را به سوی بازیگری سوق میدهد. روح یک بازیگر به مرور زمان با شهرت عجین میشود. او از اینکه مردم او را میشناسند و به هم نشانش میدهند لذت میبرد. وقتی عکسهای متری خود را در سر در سینماها و بیلبوردها میبیند لذت میبرد اما در آن طرف مرز مردم بازیگرخارجی را نمیشناسند تا برای او دست تکان بدهند و از او برای گرفتن یک عکس دسته جمعی دعوت کنند. بازیگر خارجی نباید انتظار داشته باشد که عکس خود را روی جلد مجلات پرفروش ببیند. او همه عمر تلاش کرده است تا شهرت کسب کند اما در خارج از کشور کسی از شهرت او خبر ندارد. او باید برای بقای خود و تداوم بخشیدن به حس شهرت خود به وطن برگردد.حجار بعد از چند سال برگشته است . او خبر بازگشت خود را در روزنامهها و نشریات سینمایی دیده است. او اولین گام را به سوی خود برداشته است چون مسلما وقتی از ایران رفت روزنامههای آن طرفی ننوشتند که یک بازیگر ایرانی آمده تا دنیای ما را تجربه کند. بازیگر ایرانی در داخل کشور عزیز و محترم است چون ایران وطن اوست و ایرانیها هموطنان او هستند. بازیگر هرچند توانا وقتی به خارج از کشور میرود یک خارجی به شمار میآید و به اندازه یک خارجی به او توجه میشود. بخصوص در دنیای هنر و بازیگری که داوطلبان زیادی دارد.
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: