ماموران با مشاهده این زن، به ماجرا مشکوک شدند و او را برای تحقیقات لازم، به پایگاه نهم پلیس امنیت عمومی شهرری منتقل کردند و به تحقیق از او پرداختند.
زن جوان در تشریح ماجرا به پلیس گفت: همراه شوهر و فرزند 5 سالهام در یک منزل سرایداری در باغی حوالی محله مرتضیگرد زندگی میکنیم. نیمساعت قبل، وقتی شوهرم برای آوردن وسایلی از انتهای باغ، از منزل خارج شد، من و فرزندم در منزل تنها بودیم که ناگهان متوجه حضور مرد غریبهای در منزل شدم، داد و فریاد راه انداختم تا شوهرم متوجه ماجرا شود و کمکم کند که در این هنگام، مرد غریبه به سویم حملهور شد و قصد آزار و اذیت مرا داشت که در مقابل وی مقاومت کردم، در همین موقع، فرزند 5 سالهام که متوجه داد و فریادهای من شده بود، از خواب بیدار شد و با مشاهده مرد غریبه در منزل، وحشتزده و جیغزنان از اتاق بیرون رفت.
مرد شرور قصد آزار رساندن به شاهد حادثه را داشت
زن جوان ادامه داد: مرد شرور که متوجه حضور فرزندم شده بود، مرا رها کرد و به دنبال دخترم رفت که در میانه راه، شوهرم را در باغ دید، سراسیمه آن محل را ترک کرد و همراه مرد دیگری که منتظر او بود، متواری شد و در عملی کردن نقشه پلید خود ناکام ماند.
سرهنگ مهدیخانی ادامه داد: به دنبال شکایت این زن، پروندهای تشکیل شد و ماموران در قالب یک تیم عملیاتی ویژه، جستجو برای یافتن جوان شرور و همدستش را آغاز کردند تا این که یک ساعت پس از فرار متهمان، یکی از آنها به نام داوود (23 ساله) را که با موتورسیکلتی در حال پرسهزدن حوالی محل حادثه بود، شناسایی و دستگیر کردند و به مرکز پلیس انتقال دادند.
اعتراف به جرم سیاه
داوود - متهم - در بازجوییهای پلیسی دچار تناقضگویی شد تا سرانجام در مواجهه حضوری با شاکی، به جرم خود اعتراف کرد و در اظهاراتش به پلیس گفت: 3 روز قبل از حادثه، از یکی از شهرستانهای غرب کشور برای دیدن مادربزرگم در محله مرتضیگرد شهرری آمده ام و در این مدت، با دوست قدیمیام، محمد ارتباط برقرار کرده بودم و با هم بیرون میرفتیم. عصر روز حادثه مشروبات الکلی مصرف کرده بودیم و با موتورسیکلتی در شهر پرسه میزدیم تا این که به باغی رسیدیم، به گمان این که آن باغ متروکه است، وارد باغ شدیم و زن جوانی را مشاهده کردیم. جوان شرور ادامه داد: پس از دیدن این زن، من وسوسه شدم او را مورد آزار و اذیت قرار دهم. به این ترتیب، به آرامی وارد منزلش شدم و به او حمله کردم که زن جوان در برابرم مقاومت کرد و با فرار او، به دنبال زن جوان رفتم که دختر وی از یکی از اتاقهای منزل خارج شد و با دیدن من، وحشتزده از اتاق بیرون رفت. وقتی به تعقیب مادر و دختر پرداختم، صدای مردی را از انتهای باغ شنیدم، به همراه دوستم از باغ فرار کردیم و بعد به منزل مادربزرگم رفتم و پس از برداشتن موتورسیکلتم، قصد فرار داشتم که از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شدم.
بنابراین گزارش، متهم با قرار قانونی روانه بازداشتگاه پلیس شد و تحقیقات تکمیلی برای مشخص شدن دیگر جرایم او و دستگیری همدست فراری وی ادامه دارد.
رئیس پایگاه نهم پلیس امنیت تصریح کرد: با گزارش پرونده به مقام قضایی، بازپرس شعبه هشتم دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 16 (بعثت) تهران با دستور چاپ تصویر متهم بدون پوشاندن چهره از مردم خواست چنانچه در دام جوان شرور گرفتار شدهاند، به پایگاه نهم امنیت عمومی شهرری واقع در شهرری، خیابان فداییان اسلام مراجعه و شکایت خود را ارائه کنند.