فناوری اطلاعات مانند هر فناوری دیگر و هر ساخته دیگر دست بشر موجودی خنثی است. اگر یک انسان شریر میتواند چاقو را برای قتل به کار ببرد، یک انسان شریف میتواند ازآن برای جراحی و نجات جان انسانها بهره گیرد.
برای مثال، فناوری اطلاعات دسترسی به اطلاعات را برای همه ما ساده کرده اما تضمینی نداده که فقط دسترسی ما به اطلاعات نیک افزایش یابد. ما هستیم که از این ابزار برای رشد علمی خود یا شکستن حریم دیگران استفاده میکنیم. پدیدهای به نام چت، به شکل متنی، صوتی یا تصویری، مرزهای جغرافیایی را از میان برداشته و امکان تماسهای فراوان فرهنگها را فراهم ساخته. امکان دیدار بلاواسطه دانشمندان پراکنده در سراسر جهان، ملاقات مادری که دور از فرزندش به سر میبرد یا انسان پرسشگری که میخواهد واقعیتهای دیگر فرهنگها را نه از طریق رسانههای رسمی که از طریق گفتگوی مستقیم بشناسد. اگر ما از این ابزار استفادهای غیر اخلاقی میکنیم آیا به سرشت فناوری باز میگردد یا سرشت ما انسانهای استفاده کننده از این فناوری؟ این سوال را میتوان در بسیاری از رشتههای دیگر نیز مطرح کرد؟ آنکه با استفاده از فناوری انتقال دادهها در تلفنهای همراه( مانند بلوتوث) اطلاعات مورد نیاز کاری خود را منتقل میکند با آنکه در تلاش برای استفاده از این پدیده برای آزار و اذیت است، هر دو از یک ابزار استفاده میکنند که خیر و شر استفاده از آن، نه بر عهده ابزار که بر عهده کاربر آن است.
متاسفانه در برخی موارد و بویژه در کشورهایی مانند ما این ابزارها به دیده تهدید نگریسته میشوند در حالیکه آنها تنها آینهای در برابر ما گذاشته اند که روحیات درونی خود را آشکارتر سازیم. آن که این ابزار را برای مقاصد غیر اخلاقی برمیگزیند، مشکلش در جایی دیگر است. جایی که فرهنگ و هویت خود را فراموش کرده و اگر ابزارهای سنتی به او امکان بروز واقعیت خویش را نمیداد اینک ابزاری جدید به او فرصت داده بیفرهنگی خویش را عیان کند و از قضا خود این موضوع از مواهب فناوریهای نوین است که چهرهها را واقعی تر به نمایش میگذارد.
اگر مشکلی وجود دارد باید مشکل را حل کرد اما راهحل و راه مبارزه با چنین رویدادهایی در جامعه، مبارزه با ابزاری خنثی نیست. ابزار بیطرف است. فناوریای که در دست مردم اهل جهان ما را گامی به پیش میبرد، زمانی که در اختیار نااهل قرار میگیرد، باعث سقوط انسان میشود. این ابزار، مسوول تربیت انسانها نیست. اگر در این مواجهه اشتباه بنیادی صورت گیرد و فناوری را به جای ریشههایی که باعث نابخردی کاربر فناوری شدهاند، مورد هدف قرار دهیم، تنها دستاورد ما از دست دادن فرصتها و آیندهای است که زندگی بدون این فناوریها را ناممکن خواهد کرد. پس بیایید کمکاریهای خود را به گردن فناوری نیندازیم و آن را هدف قرار ندهیم و به تربیت کاربران بپردازیم و از همان اسباب برای رشد استفاده کنیم.
براستی چه کسی حاضر است به دلیل خطرات استفاده افراد ناباب از رایانهها، همه آنها را از بانکها و ادارات جمعآوری کند؟