در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته مقابله با دیکتاتوری رضاخانی، مجازاتی بسیار بیش از توقیف داشت لذا بلافاصله با ترور و قتل میرزاده در هشتم تیر1303، مجازات این شاعر آزادیخواه تکمیل شد.
در کاریکاتور شماره یک رضاخان را با یک تفنگ در دست میبینیم که انواع حیوانات موذی و وحشی به شکل تجدد و ... به حمایت از او مشغولند. در کنار آن نیز اشعاری را در مورد رضاخان آورده که ذیل کاریکاتور مزبور درج کردهایم.
طرح شماره 2 انگلستان (جناب جمبول) را نشان میدهد که برخر «جمهوری» سوار شده و به پای خمره آمده و شیره ملت را میمکد و در کنار آن نیز نوشته شده: «جناب جمبول بر خر جمهوری سوار شده، شیره ملت را مکیده و میخواهد به سر ما شیره بمالد». میرزاده عشقی در این زمینه شعر «جمهوریسوار» را نیز سروده که بسیار جالب است و خوانندگان را به مطالعه آن در دیوان میرزاده ارجاع میدهیم. (کلیات مصور میرزاده عشقی، علیاکبر شیرسلیمی، چاپ هفتم، 357 1، امیرکبیر،ص 277)
کاریکاتور شماره 3 پس از شکست طرح جمهوریخواهی درج شده و جنازه جمهوری رضاخانی را در حال تشییع، نشان میدهد و زیر آن عبارت : «جنازه مرحوم جمهوری قلابی» به چشم میخورد.
در این صفحه نیز شعری با عنوان : «نوحه جمهوری» درج شده که در دیوان عشقی چاپ شده است.
ترفند زنانه
در سال 1300 شمسی پس از کنار رفتن اجباری سیدضیاء طباطبایی، رضاخان و جمعی دیگر بسیار تمایل داشتند که وی به خارج از ایران برود تا از شر او راحت شوند. اما سیدضیاء مقاومت میورزید و حاضر نبود ایران را ترک کند. لذا قرار شد اعتصابهای زیادی برگزار شود تا بدین وسیله او را به زور از ایران بیرون کنند.
در این حال فخرالدوله (دختر مظفر الدین شاه و نوه امیرکبیر) گفت: این کارها لازم نیست. من خودم او را بیرون میکنم.
آن خانم، یکی از عوامل انگلستان بنام دادگر (که در کودتای سوم اسفند نیز نقش داشت واصلا دهانش چفت و بست نداشت) را به حضور خواند و به او گفت: خبر مهمی دارم که به هیچ وجه نباید به کسی بگویی. دادگر نیز که از شدت کنجکاوی در حالت قالب تهی کردن بود، قول داد که مطلب را به احدی نگوید. سپس فخرالدوله گفت: قرار است تا فردا عدهای قزاق از سوی رضاخان بریزند و سیدضیاء را در منزلش به وضع فجیعی بکشند.
او میدانست که دادگر «حرف نگهدار» نیست و بلافاصله این مطلب را به سیدضیاء منتقل میکند. همین طور هم شد و سیدضیاء همان روز با ترس و لرز فراوان از ایران فراری شد و سالها در فلسطین اقامت گزید.
الاغ به حد کفایت وجود دارد!
در دوره رضاخان، زمانی تعدادی از ماموران دولتی برای خرید اسبهای مجار به اروپا رفته و مشغول تهیه وسایل لازم جهت فرستادن اسبها به ایران بودند رئیس هیات اعزامی در مجارستان الاغهای درشت و قوی هیکلی مشاهده نمود، بدین فکر افتاده بود که برای تهیه قاطرهای نیرومند و قوی هیکل خوب است چند راس الاغهای مجارستانی نیز خریداری شود. لذا گزارش تهیه مینماید بدین مضمون که:
در این حدود الاغهای خوب پیدا میشود و اگر اجازه بدهند تعدادی الاغ به منظور تهیه قاطرهای خوب برای آرتش که معمولا جهت گروهانهای مسلسل سنگین و همچنین جهت حمل قطعات توپهای کوهستانی و مهمات آن مورد استفاده میباشد، خریداری گردد.
وقتی که گزارش مذکور را به نظر سردار سپه رضاشاه میرسانند، وی علیالظاهر با اشاره به درباریان و نظامیان متملق و چاپلوسی که در اطراف وی گرد آمده بودند، مینویسد:
به این مامور تلگراف کنند الاغ به قدر کفایت وجود دارد از خریداری الاغهای مجار خودداری کنید.
شنیدنیهای تاریخ، ص 247
از آن سیلی چه غوغایی به پا شد!
در واقعه غوغای جمهوریت رضاخانی و به هنگام بحث در حول و حوش همین موضوع مدرس به مخالفت برمیخیزد، تدین عدهای از فراکسیون تجدد را از مجلس بیرون میبردولی مدرس برای آنکه تاثیر سخنش به خوبی تا اعماق قلب نمایندگان نورس نفوذ کند در اطاق تنفس دنباله بحث را با ادامه بیانات خویش میگیرد. تدین به خوبی دریافته بود که اگر به همین ترتیب مدرس سخن گوید، مسلما در فراکسیون تزلزل ایجاد میگردد، لذا احیاء السلطنه بهرامی را تحریک نمود و او پس از آن که با مدرس وارد مناقشه و نزاع گشت یکباره به صورت مدرس سیلی محکم زد.
این سیلی یکی از رویدادهای بزرگ تاریخ ایران و یکی از سیلیهای تاریخی جهان است، که صدای آن یکباره در همه تهران و سپس ایران پیچید. به قول شاعر:از آن سیلی ولایت پر صدا شد/ دکاکین بسته و غوغا به پا شد
ظاهرا سیدمحیالدین، وکیل شیراز هم که از طرفداران مدرس بوده سیلی محکمتری به صورت احیاءالسطنه بهرامی زده است.
در اثر همین سیلی بود که مردم قیام نموده، و به نام آنکه به پیشوای دینی و نماینده آنها توهین شده به مجلس ریختند و با پیوستن عدهای از نمایندگان اکثریت به دسته اقلیت و ایجاد فراکسیون اقلیت و انتخاب مدرس به سمت رهبری آن، شکست سیاسی بزرگی به جمهوری رضاخانی وارد آمد، و سردار سپه طی بیانیهای تقاضای جمهوری خود را پس گرفت و اعتراف کرد: این بهرامی ... با یک سیلی تمام رشتههای مرا پنبه کرد.
مدرس شهید، نوشته علی مدرس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: