در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«زینت محمدی زنجانی» روانشناس و کارشناس علوم تربیتی که مشغول تحصیلات حوزوی است، در اینباره میگوید: «احکام و دستورات دینی، درواقع تمام ادیان الهی، و به شکل اولیتر دین مبین و تکامل یافته اسلام مانعی در جهت رفتارهای نابهنجار و غیراخلاقی است.»
او در جای دیگری از گفتههایش ذکر میکند: «ما با نهادینه کردن آموزههای دینی در جامعه و بین مردم میتوانیم شاهد شکل گرفتن جامعهای عاری از نابهنجاریهای رفتاری، اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی باشیم.»
آنچه در ادامه میخوانید بخشی از گفتگوی ما با محمدی زنجانی درباره چگونگی پیشگیری از بزههای اجتماعی به کمک ترویج احکام اسلامی است.
خانم محمدی زنجانی! تعالیم دینی و ایمان به آنها باعث کاهش جرایم در شکلهای مختلف میشوند؟
بله. در ادیان الهی، شکلهای درست رفتار اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی و ... آموزش داده میشود. در واقع ادیان الهی دستوراتی برای زندگی کردن درست هستند. در این میان دین مبین اسلام به دلیل آن که تحریفی در تعالیم آن صورت نگرفته و همچنین دین تکامل یافته خداوند است، دستورات کاملتری دارد و البته درستتر از لفظ کاملتر، عالیترین است. یعنی در این تعالیم هیچ نوع اشتباهی وجود ندارد. با این اوصاف کاملا مشخص است که عمل به تعالیم دینی مانع بروز ناهنجاری رفتاری میشوند.
آیا آمار رسمی هم در این زمینه وجود دارد؟
یک نمونه از آمارهای موجود در این زمینه، آمار کاهش جرایم اخلاقی، اقتصادی و اجتماعی در ماه مبارک رمضان است. طبق آمار منتشره از سوی نیروی انتظامی امسال تنها در دهه اول ماه مبارک با کاهش 40 درصدی جرایم نسبت به زمان مشابه در سال قبل روبهرو بودهایم. بررسی این آمارها در سالهای قبل هم نشاندهنده همین امر است که در زمان عمل کردن به احکام و تعالیم دینی، جرایم کاهش مییابند.
چطور این اتفاق میافتد؟ درواقع چه اتفاقی میافتد که جرایم در جوامع مذهبی و یا در میان آدمهایی با اعتقادات مذهبی کمتر رخ میدهد؟
کاملا طبیعی و معلوم است. اعتقاد به خدا و آموزههای دینی باعث ایجاد تعهد در افراد میشود. افراد معتقد به دین مبین اسلام، طبق تعالیم دین به
2 دلیل از انجام رفتارهای نابهنجار و بزه پرهیز میکنند. گروهی از افراد که البته رشد شخصیتی و فکری بیشتری دارند و درواقع میتوان گفت که ایمان قویتر و درک عمیقتری دارند به دلیل راضی بودن خداوند از آنها به کارهای خداپسندانه تاکید دارند.
این گروه قرب الهی را میجویند. گروه دیگر که افرادی با سطح درک و شناخت پایینتری هستند به خاطر ترس از خداوند و عذاب کمتر به سوی رفتارهای نادرست میروند.
خانم محمدی زنجانی! ما یکسری تعالیم و دستورات دینی داریم که در آنها از انجام بعضی امور منع شدهایم.
بله همینطور است. طبق احکام الهی ما از دروغ گفتن، تهمت زدن، حسد ورزیدن، دزدی کردن، ارتباط نامشروع داشتن و ... منع شدهایم. یعنی همین منعیات در احکام الهی خودش دلیلی میشود برای این که فرد معتقد بخشی از ناهنجاریهای رفتاری را نداشته باشد. از سوی دیگر شما باید توجه داشته باشید، بخشی از صفات بشری که در تعالیم دینی و اسلامی از آنها منع شدهایم باعث بروز بزه میشوند.
میتوانید نمونهای بیاورید؟
البته. ما در اسلام از حسد ورزیدن منع شدهایم. هرچند حسادت در سرشت بشری قرار دارد اما فرد خداپرست و معتقد سعی میکند در برابر این خصیصه بایستد. اما کسی به حسادتش اجازه بروز میدهد ناچارا به سمت و سوی دیگری هم میرود. فرد حسود ناخودآگاه با کس دیگری که نسبت به او حسد میورزد رفتار پرخاشگرانه خواهد داشت. گاهی حسادت آنقدر شدید میشود که انسان حسود به دیگران آزار جسمی میرساند. حتی گاهی این آسیب به خونریزی و قتل منجر میشود. گاهی فرد حسود دزدی میکند.
اینطور که میگویید یک خصلت ناپسند باعث بروز جمعی از رفتارهای ناهنجار و حتی بزه میشود.
دقیقا همینطور است. به همین دلیل هم میشود گفت که وقتی انسانی، گروهی و در شکل کلیتر جامعهای از تعالیم اسلام و دین الهی پیروی میکند، رفتارهای منع شده در دین را انجام نمیدهد، از خیلی گزندهای اجتماعی و بروز رفتارهای خلاف عرف و شرع در امان میماند.
ما همچنان که در دین اسلام و احکام آن از بعضی رفتارها و اعمال منع شدهایم، به بعضی اعمال دیگر دعوت شدهایم. این اعمال هم تاثیری در جلوگیری از کاهش آسیبهای اجتماعی و رفتاری دارند؟
بله مثلا نماز عملی است که در دین اسلام ما بارها و بشدت به انجام آن تشویق شدهایم. نماز از واجبات دین است و هر مسلمان موظف به خواندن نماز است. نماز نوعی اعلام تسلیم در برابر خداست. ما در روایات داریم که نماز خواندن و استمرار در آن باعث دوری از گناهان یعنی همین رفتارهای نابهنجار میشود. خب کسی که نماز میخواند نباید مشروبات الکلی مصرف کند، دروغ بگوید، مال حرام که همان جرم اقتصادی است به زندگیاش وارد کند.
و روزه هم همین حالت را دارد؟
روزه هم تکلیفی است که بشدت در کاهش جرم تاثیر دارد. روزه غیر از حالت روحانی که برای فرد ایجاد میکند، اراده افراد را تقویت میکند. تقویت اراده بشدت در کاهش جرایم تاثیر دارد. مثلا معتادی که در ماه مبارک روزه بگیرد و ناچار باشد مواد کمتری مصرف کند، در درازمدت به سمت کاهش مصرف میرود. کسانی که بنا به عادت، شرایط تربیتی و یا محیطی بعضی اعمال ناشایست را انجام دهند، در زمان روزه بودن این اعمال را ترک میکنند و استمرار در روزه باعث ترک آن رفتار میشود.
روزه تنها با تقویت اراده باعث کاهش جرم میشود؟
نه. اما این یک روی سکه است. در واقع خیلی از بزهکاران رفتاری و اجتماعی دچار عارضهای به نام ارضای فوری خواسته و تمنیات هستند که در روزه با مانع روبهرو میشود.
اما روی دیگر سکه این است که روزهدار در حالتی روحانی قرار میگیرد. جنبههای مثبت رفتار مومنانه را میبیند و در نتیجه آن را ادامه میدهد.
داشتن تعامل مناسب با دیگران داشتن هم بخشی از همین انجام دستورات دینی است؟
البته طبق آمارهای گفته شده، افراد مومن به خدا و در اصطلاح عام مذهبی کمتر دست به خشونت کلامی، فیزیکی و رفتاری میزنند. این گروه معمولا پرخاشگری ندارند. چون طبق آموزههای دین حتی برخورد با متخلفان هم باید باادب و احترام توام باشد. وقتی به تاریخ اسلام نگاه میکنید، متوجه میشوید که پیامبر اسلام و معصومین هم به شکلی آرام، مهربان و منطقی با دیگران برخورد میکردند. از سوی دیگر در ماههای خاصی مثل ماه مبارک رمضان، محرم و صفر که نزدیکی افراد با مسائل دینی بیشتر است، ما شاهد تعداد کمتری از نزاعهای خیابانی، خشونتها و برخوردهای نامناسب هستیم. در مورد آمار جرایم هم که صحبت شد.
طبق گفتههای شما نزدیکی به اصول دینی و مسائل معنوی باعث دوری از بزه و جرم میشود؟
قطعا همینطور است. اصلا هر فرد مومنی برای به دست آوردن خشنودی خدا و قرب او به انجام دستورات دینی تاکید دارد و همین باعث دوری از جرم و گناه میشود.
خانم محمدی زنجانی! چطور میشود این آموزهها را برای افراد بزهکار استفاده کرد و باعث برگشت آنها به سوی جامعه شد؟
آموزشهای دینی در زندانها، مراکز تربیتی و... باعث نزدیکی انسان به خدا میشود و هر انسان درون خود فطرتی خداجو دارد. این افراد، یعنی کسانی که به نوعی دچار بزه هستند با یاد خدا آرامش پیدا میکنند و همین باعث نزدیکی بیشتر آنها به دین و آموزههای دینی میشود. بهتر است مسوولان زندان با برقراری تعامل نزدیک بین کارشناسان علوم دینی و افراد مجرم باعث تغییر روحیه و خلق این گروه شوند و همچنین باعث شوند تا مجرمین به انجام اعمال و دستورات دین مشتاق شوند.
در مورد کودکان و نوجوانان چه باید کرد؟ یعنی خانوادهها چطور میتوانند با یاد دادن فرایض دینی به آنها مانع بروز ناهنجاری رفتاری و بزه شوند؟
نکته اول این است که پدر و مادر و در کل افرادی که تربیت کودک و نوجوان را به عهده دارند خود به اعمال دینی تعهد داشته باشند. همچنین باید آموزش تعالیم دینی را از سن کم کودک آغاز کرد. حتی تحقیقات نشان میدهد مادرانی که در دوره بارداری ذکر بگویند و... بچههای سالمتری از نظر بهداشت روان خواهند داشت. اگر همراه کردن بچهها با تعالیم دینی و دادن الگوهای رفتاری دینی اسلامی به بچهها استمرار داشته باشد به شکلی ناخودآگاه در وجود آنها نهادینه میشود. این افراد قطعا دارای ایمان قویتری میشوند. کمتر به سوی ناهنجاری رفتاری و بزه میروند و حتی در محیط ناسالم، بیش از دیگران ثبات رفتاری دارند.
و سخن آخر؟
در هر شرایطی از حیث زمان و مکان انجام امور دینی و عمل به تکالیف الهی باعث دوری از رفتارهای ناشایست میشود. همه افراد در هر جا و مقطعی که باشند و هر زمان که اراده کنند قطعا خدای رحمان به آنها برای رسیدن به رفتار و زندگی درست کمک خواهد کرد. و البته میتوانند در این راه از کارشناسان، روحانیان و... نیز کمک بگیرند.
حدیث ضابطی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: