این هفته میخواهیم به شما یک اثر کلاسیک و البته منحصر به فرد معرفی کنیم. اثری که هیچ وقت و هیچ وقت نهتنها از خواندن آن پشیمان نخواهید شد بلکه ممکن است این کتاب بشود کتاب بالینی شما و تا همیشه همنشینی با آن را حفظ کنید.
کد خبر: ۲۱۲۷۹۹
این کتاب، چیزی نیست جز تذکرهالاولیا، اثر جاودانه و ماندگار شاعر بزرگ ایرانی عطار نیشابوری، اما پیش از آن که بخواهیم درباره خود کتاب تذکرهالاولیا صحبت کنیم شاید اشارهای کوتاه به زندگی عطار خالی از فایده نباشد. میگویند وارد شدن عطار به دنیای عرفان مرهون حضور یکباره و ناگهانی درویشی بود... او روزی در مغازه عطار ظاهر میشود و با یک اشاره غیرعمد عطار همان دم تصمیم میگیرد که از دنیا برود و همان لحظه هم با موت اختیاری، میمیرد! این اتفاق عطار را به قدری دگرگون میکند که او کار و زندگی روزمرهاش را رها میکند و به یکی از شاعران و البته عارفان بزرگ در تاریخ ایران تبدیل میشود. شاید جذبه وجود همین درویش بوده که باعث میشود عطار به دنبال زندگی دیگر عارفان بزرگ تاریخ اسلام برود و شرح زندگی آنها را در کتابی به نام تذکرهالاولیا گردآوری کند. تذکرهالاولیا کتابیست با فارسی روان و در قسمتهایی مسجع و موزون. عطار شرح 72 تن از اولیا، عارفان و مشایخ تصوف را با ذکر مکارم اخلاق، مواعظ و سخنان حکمتآمیزشان به تحریر آورده است. عطار در تحریر تذکرهالاولیا از کتاب کشفالمحجوب (جلابی هجویری) و طبقاتالصوفیه (عبدالرحمن سلمی) بهره جسته است. این کتاب در سالهای آخر سده ششم تالیف شده و عطار در آن از کسانی چون امام صادق، باقر و سجاد(ع)، اویس قرنی، ابراهیم ادهم، رابعه عدویه، ابوحنیفه، امام شافعی، احمد حنبل و... یاد کرده است. بعدها ذکر 25 نفر دیگر به این کتاب اضافه شد، اما در این که آیا آنها نیز از عطار هستند تردید وجود دارد. تذکرهالاولیا از مهمترین متون نثر پارسی سده هفتم و یکی از درخشانترین منابع نثر به شمار میرود. این کتاب در واقع یادنامه عارفان است که نخستین آنها امام جعفر صادق(ع) و آخرین آنها هم حسین بن منصور حلاج است.
آشنایی تذکرهالاولیا دریچه بسیار مناسبی برای آشنایی با نثر کهن پارسی است. همچنین برای آشنایی با اندیشه عارفانه نیز مفید به نظر میرسد. با خواندن این کتاب شما با مردان بزرگی آشنا میشوید که از جنس زمین و به رنگ ما نبودهاند؛ البته در میان این مردان یک زن عارف (رابعه) هم وجود دارد که خواندن شرح احوالات او، آدم را در شگفتی غرقه میکند. جالب اینجاست که بسیاری از این عارفان در آغاز، مثل خود عطار در غفلت به سر میبردهاند و همه با تلنگری بیدار شدهاند و به مقاماتی بلندتر از ملائک رسیدهاند. بخشی از این کتاب را با هم میخوانیم: ذکر حبیب عجمی؛ روزی بیرون آمد به طلب معاملان. روز آدینه بود. کودکان بازی میکردند، چون حبیب را بدیدند، بانگ برگرفتند که: حبیب رباخوار آمد. دور شوید تا گرد او بر ما ننشیند، که چون او بدبخت شویم. این سخن بر حبیب سخت آمد، پس توبه کرد و بازگشت. کودکان بازی میکردند، چون حبیب را بدیدند گفتند که: دور باشید تا حبیب تایب بگذرد، تا گرد ما بر او ننشیند که بر خدای عاصی شویم. حبیب گفت: الهی و سیدی، بدین یک روز که با تو آشتی کردم،... نام من به نیکویی بیرون دادی.