اما دیری نگذشت که با تمام وجود پی به اشتباه خود بردند و معلوم شد که همه چیز یک سوءتفاهم ناقابل بوده است. نفت اگر به صورت اولیه خود توی سفره آدم گذاشته شود ، بوی نفت همه جا را برمیدارد ، نمیشود غذا خورد. خود سفره ها که عموما جنسشان از مواد نفتی است کافی است. فوقش شاید بشود از حیث نفتی، بیشتر غنیسازیشان کرد.
لطفا نفتی نشید!....( این را یکی از رهگذران کوچه و بازار گفت که چون صداش در همهمه انواع صداهای زیر و بم دیگر گم شد، دیگر چیزی نگفت و به راه خود ادامه داد رفت پی کارش!)
و اما غرض!.... به حول و قوه برادران تایلندی الان فرصت مناسبی پیش آمده است تا نفت مذکور با یک تغییر شکل مناسب و متناسب با سفرهها تحویل منازل ملت داده شود. جریان از این قرار است که دولت به منظور تخلیه هرچه سریع تر انبارهای خود به صرافت آن افتاده است تا با امضای یک قرارداد سه سوته با ایران، در ازای دریافت نفت سیاه، برنج سفید تحویل دهد.
بیت نفتی:
ای نفت، همه بهانه از توست / حتی پلو زمانه از توست!
دعای آخر سفره: خدایا، بر طول و تعداد سفره های نفتی ما بیفزای!......
عرض آخر: عرض شود که دیگر هیچ عرضی نیست. هرچه ذخیره عرضی در ذهن داشتیم، تمام شد. زیاده جسارت است. در خانه اگر کس است، یک عرض بس است!
رضا رفیع