در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برنامهریزی برای سالمندان براساس شناخت نیازهای اصلی آنان صورت میگیرد که در 3 دسته اصلی نیازهای بهداشتی درمانی، اقتصادی اجتماعی و روانی طبقهبندی میشود. اگر براساس هرم نیازهای مازلو نیز پیش برویم، نیازهای اقتصادی - اجتماعی مهمترین نیاز سالمندان محسوب میشود که اغلب سالخوردگان جامعه نیز از این نظر نگران و گلهمندند و آن را دشوارترین معضل پیش روی دوران پایانی زندگی میدانند.
در این باره سخن بسیار است و تنها به ذکر آمارهایی اکتفا میکنیم که بخوبی گویای وضعیت موجود هستند و البته نکاتی چند که در این باره روشنگرند.
براساس آمارهای رسمی، حداقل 2 میلیون سالمند از جمعیت 5 میلیونی آنان در جامعه ما نیازمند حمایتهای اقتصادی و اجتماعی هستند و از این تعداد حدود یک میلیون و 500 هزار نفر زیر خط فقر به سر میبرند و هیچ منبع درآمدی ندارند. ضعف حمایتهای بیمهای و فراهم نبودن زمینههای بازگشت به کار در این باره ، متهمان اصلی هستند و موجب میشوند اقتصاد سالمندی در جامعه ما با ضعفهای عمده و جدی مواجه باشد و از این رهگذر، برنامهها و کارکردهای فرهنگی و اجتماعی برای تکریم سالمند و افزایش عزت نفس او عقیم بماند.
نیازهای بهداشتی و درمانی
در جهان، بیماریهای قلبی و عروقی برای سالمندان رتبه اول را دارد و پس از آن سرطان و ناتوانیهای ناشی از زمین خوردن در رتبههای بعدی قرار میگیرند. در ایران، زمین خوردن حادثهای شایع است که 16 تا 26 درصد زنان سالمند را در برمیگیرد و حوادث رانندگی برای مردان نیز از دلایل مهم ناتواییهای دوره سالمندی محسوب میشود.
درباره بیماریهای سالمندان چند نکته مهم وجود دارد. اول اینکه بنا بر تصوراتی نادرست، بیماریهای سالمند غالبا به کهولت سن وی نسبت داده میشود، در حالیکه هر بیماری و نارسایی جسمی علتی دارد که باید شناخته و درمان شود.
دیگر اینکه بسیاری از بیماریهای شایع سالمندان قابل پیشگیری هستند و در اینباره متخصصان چکآپ دائمی و متناوب سالمندان را بهترین روش میدانند این معاینات گسترده و پیشگیرانه بویژه در حوزه مشکلات شنوایی، دیداری، تعادل (اسکلتی، عضلانی، عصبی)، دهان و دندان و مغز و حافظه بسیار با اهمیت است.
آلزایمر بیماری شایعی در جمعیت سالمندی است که با تشخیصهای اولیه مبنی بر اختلال ساده حافظه میتوان آن را از پیشروی زندگی سالمند برداشت. مشکلات دیداری و شنوایی نیز که غالبا نادیده گرفته و بنا به اقتضای سن طبیعی انگاشته میشود مشکلات جسمی و روحی حادی برای سالمندان ایجاد میکند و روند فرسودگی و ناتوانی آنان را سرعت میبخشد.
عمده نارساییهای بهداشتی و درمانی سالمندان جامعه را باید در نارساییهای فرهنگی، آسیبهای جدی در شناخت مسائل پزشکی سالمندان و ضعفهای نظام بهداشتی و درمانی دانست.
طب تخصی سالمندان در ایران علمی تازه وارد است و با نارساییهای فنی و پزشکی بسیار دست و پنجه نرم میکند. کمبود نیروی انسانی، نبود بسترهای تخصصی در این حوزه، عدم بهرهمندی بیمارستانها و مراکز درمانی از بخش ویژه سالمند، ناهماهنگی میان نهادهای متولی بهداشت و درمان سالمندان و ... بخشی از این نارساییها هستند که شرایط فعلی و پیشبینیهای موجود رفع آنها را در اولویتی جدی قرار میدهد.
نیازهای روانی سالمندان
این دسته از نیازها بسیار گسترده هستند و حوزههای فردی، خانوادگی و اجتماعی زندگی سالمند را در برمیگیرد. اگر سالمندان یک جامعه اغلب بیمار، رنجور، افسرده، منزوی و... هستند یا با مشکلات حاد اقتصادی مواجهند، این نارساییها را نباید به گردن شوون سالمندی انداخت، بلکه باید شرایط مهیا شده برای سالمندان و رویکردهای اجتماعی و رفتاری در مقابل آن را مقصر دانست.
دکتر مهوش بیگی، مشاور خانواده ضمن آنکه حضور سالمند در جمع خانوادگی را بستری برای رفع دیگر نیازهای روانی وی معرفی میکند، در این باره توضیح میدهد: استقلالطلبی فرزندان موجب میشود فرد سالمند در سنین پایانی عمر که بیش از هر زمانی به روابط اجتماعی و عاطفی نیاز دارد به تنهایی درونی و بیرونی دچار شود و از اینرو نیازهای روانیاش بیپاسخ بماند. تنهایی، سالمندان را به عارضهای به نام آشیانه خالی مبتلا میکند که طی آن رشته ارتباطات عمیق عاطفی و پیوندهای خونی و نسبی گسسته میشود و فرد سالمند احساس خسران و خلا میکند. در چنین وضعیتی، سالمند گمان میکند از نظر خودش و دیگران به پایان خط رسیده و جز انتظار مرگ وظیفهای ندارد.
دیدگاههای نادرست
بیهوده نیست اگر دیدگاههای نادرست درباره سالمندی را اولین گام برای ارضای نیازهای روانی آنها در محیط خانواده و جامعه بدانیم. بنا به عرف تاریخی و ناهنجاریهای موجود جامعه، سالمندی را با بیچارگی، ناتوانی، بیفایدگی و خرفتی مترادف میشمارند و از این رو اظهار نظرهای مخالف و تبلیغ و اشاعه فرهنگ عزت و احترام اجتماعی به سالمندان شیوهای جدید و نوپا محسوب میشود و فعالیتهای فرهنگی برخی نهادهای مدنی و دولتی، تشکیل اتاقهای فکر، انجمنها، تشکلها و... در جامعه ما سابقهای چند ساله دارند و حرکتی لاکپشتی و پرفرازونشیب را برای اصلاح دیدگاههای فرهنگی، رویکردها و بسترهای جمعی و رسمی آغاز کردهاند.
سالمندان پس از نوجوانان، دومین گروه در معرض افسردگی هستند. افسردگی را میتوان نتیجه مستقیم عدم ارضای نیازهای روانی سالمند دانست که درجامعه ما با شدت و ضعف نسبی، حداقل 20 درصد جمعیت سالمندان را در بر میگیرد. دکتر بیگی اختلال در انجام وظیفه، از دست دادن آزادی و استقلال و اتکاء به نفس، کاهش و فقدان اراده و تصمیمگیری، مرگ عزیزان نظیر دوست یا همسر و... را مهمترین دلایل بروز افسردگی در سالمندان میداند و درباره آن توضیح میدهد: افسردگی موجب میشود سالمند گمان کند زندگیشان ثمرهای نداشته و به بیانگیزگی مفرط و بیاعتنایی دچار شود.
افسردگی در مردان با کاهش تواناییهای جسمی و در زنان با ناباروری و شروع دوره یائسگی ارتباط معناداری دارد. یکی از آسیبهای جدی دوره سالمندی این تصور تلخ است که چون سالمند به پایان زندگی نزدیک شده دیگر لذت بردن از زندگی معنایی ندارد. چنین پنداری به کاهش انگیزش سالمند برای انجام امور مفید و حتی فعالیتهای روزمره منجر میشود و بتدریج علائم افسردگی را در وی نمایان میکند.
بازنشستگی و دور شدن از محیطهای اجتماعی نیز یکی از دلایل افسردگی سالمندان است که آنان را به احساس بیمصرفی و عاطل و باطل بودن دچار میکند و توانایی انطباق با واقعیتها و انعطافپذیری در مقابل تغییر را کاهش میدهد. روانشناسان دلیل اصلی ایجاد تفکرات افسرده در سالمندان را بازنگری آنان درباره آثار و نتایج زندگی گذشته میدانند.
سالمندان به آنچه از سر گذراندهاند، کارهایی که انجام دادهاند و زمانی که از دست رفته است بدقت نظاره میکنند و میخواهند بدانند چه اندازه مولد بودهاند و زندگیشان چه بازدهای داشته است. اگر فرد سالخورده در شرایطی باشد که روال زندگیش را بیارزش و بدون نتیجه تلقی کند، احتمال افسردگی افزایش مییابد.
در این باره توصیه میشود اگر سالمندی بیش از حد درباره مرگ سخن بگوید، خود را بیارزش بپندارد یا خلقش کاهش یابد این مشکلات حتما با روانپزشک یا مشاور مطرح شود.
شیوه دیگر این است که اطرافیان از روانشناس یا متخصص این حوزه کمک بگیرند و با آگاهی از مشکل سالمند و راههای مقابله با آن به طور غیر مستقیم به وی کمک کنند. شناخت درمانی یکی از شیوههای موفق برای درمان افسردگی است که طی آن سالمند با شناختی دوباره از خود، محیط و شرایط جدیدش به سوی افقی روشن از باور مولد بودن و انگیزش پیش میرود.
نقش بیماریها و دردهای جسمی بویژه اگر دامنهدار و دائمی باشد، در بروز افسردگی سالمندی انکارناپذیر است که شیوههای مقابله با آن در سطح کلان را باید در نیازهای بهداشتی و درمانی سالمندان جستجو کرد. در این باره مشکلات بینایی و شنوایی اهمیتی خاص دارند، چراکه به بروز مشکلات روحی، کاهش اعتماد به نفس، بدبینی یا حتی توهم منجر میشوند.
برای مثال کاهش شنوایی باعث میشود سالمند همواره گمان کند دیگران درباره او غیبت میکنند یا با زمزمه کردن و صحبت آرام حضور او در میان جمع را نادیده میگیرند. برتر از آن، صداهای موهوم بشنود و به گفتگوی توهمی با موجودات و انسانهای خیالی دچار شود. کاهش قدرت چشایی و بویایی در دوره سالمندی نیز مشکلاتی به همراه دارد که اطرافیان باید به هر شکل با آن کنار بیایند.
ممکن است سالمند مدام درباره طعم غذا و خوراکیها ایراد بگیرد و به توبیخ یا سرزنش دیگران بپردازد که بالطبع موضعگیری اطرافیان و مخدوش شدن رابطههای رفتاری و عاطفی را موجب میشود و به افزایش احساس تنهایی یا بروز افسردگی کمک میکند.
ریتم مطلوب برای خواب سالمند باید براساس برخاستن در یک ساعت معین بدون توجه به میزان خواب شب قبل شکل گیرد. باید سالمندان را تشویق کرد که صبح سر وقت از خواب بلند شوند و برای زمان فعالیت، استراحت و خواب برنامهریزی کنند.
تنظیم حرارت اتاق خواب در این باره یک ضرورت جدی محسوب میشود، چراکه توانایی و مکانیسم جسمی سالمند برای تنظیم دمای بدن کاهش مییابد و سرما و گرمای اتاق هر چند جزیی و غیرملموس به نظر برسد اختلالات خواب سالمند و احتمالا کمخوابی وی را موجب میشود. موضوع دیگر، تکرر ادرار است که میان سالمندان بویژه هنگام شب شیوع دارد و خواب راحت را از چشم آنان میگیرد. راهحل مشکل نیز ساده است.
سالمندان بخصوص آنان که با بیماریهای فشار خون و دیابت مواجهاند باید هنگام شب و پیش از خواب از مصرف زیاد مایعات بپرهیزند. فراموش نکنیم خواب یک نیاز اساسی برای جسم و روح انسان است و بدون ارضای کامل و منظم آن سلامت سالمند به مخاطره میافتد.
بیخوابی و اختلالات خواب یکی از دلایل ریشهای ناهنجاری رفتاری سالمندان و بروز افسردگی محسوب میشود و با شیوع این نوع اختلالات در دنیای معاصر باید خواب سالمندان را بیش از پیش جدی گرفت.
امین رحیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: