مروری در چند پرونده جنایی که به گذشت اولیای دم مقتولان انجامید

بخشش پای دارمجازات

پاهایش می‌لرزد. نفسش دیگر گرمی ندارد. تصویری مات، انگار دور و در ته یک سراب، جلوی چشمان بی‌سویش ، چوبه دار است، با طنابی آویزان از آن، آبی به رنگ آسمان و او برای هزارمین بار در همین چند ثانیه از ذهنش می‌گذرد که این آخرین نگاه او به آسمان است. کنگ و گیج و مبهوت گام برمی‌دارد. به کجا؟ به سوی مرگ. به سوی همان طناب آویخته شده از چوبه دار. از میان دالانی از آدم‌ها عبور داده می‌شود. زنی شیون می‌کند. او کیست؟ با خودش فکر می‌کند و در لحظه جوابش را می‌یابد. مادر مقتول است.
کد خبر: ۲۱۱۴۶۴

 مادر همان کسی که ناخواسته و در یک دعوا او را کشت. مردی سیاهپوش با غضب چشم دوخته به او. پای چوبه دار می‌رسد. صندلی چوبی، کهنه و زهوار دررفته، سنگینی او را که روی شانه‌هایش لمس می‌کند، قهقهه‌ای شوم سر می‌دهد. زبری طناب بر گردنش ساییده می‌‌شود. صدای خودش را نمی‌شنود. اشک‌هایش را احساس نمی‌کند.
هوا سرد است. این موقع سال و این سرما؟ با خودش می‌اندیشد. لب‌هایش تکان می‌خورد. دارد التماس می‌کند، حتما خودش معنی کلمات را بدرستی نمی‌فهمد و فقط می‌بیند مردی کت و شلوارپوش با مرد خشمگین گرم صحبت است. دمپایی‌هایش را نگاه می‌کند. آنها که از پایش بیفتد یعنی مرده است. طناب تنگ‌تر می‌شود. سربازی که کنارش ایستاده سر به زیر انداخته. دنیا در برابر چشمانش سیاه می‌شود. آخرین لحظه‌ است. ثانیه صفر. مرز میان مرگ و زندگی. ناگهان سکوت یا شاید هم او این‌طور تصور می‌کند. هنوز زنده‌ام؟ رضایت می‌دهند؟ دوباره لب‌هایش تکان می‌خورد و اشک‌هایش می‌سرد. سرباز تکانش می‌دهد. وقت تمام شده است؟... نه! او را بخشیده‌اند. باورش نمی‌شود به پای پدر و مادر داغدار می‌افتد. حالا صداها را می‌شنود. صلوات طنین می‌اندازد و ...

ادوارد هالوول  استاد دانشگاه هاروارد می‌گوید: «بخشش یک فرآیند است، نه یک عمل لحظه‌ای. این فرآیند باید در مقابل حس کینه‌جویی بتدریج پرورش پیدا کند». این جمله را تا آخر گزارش به‌خاطر بسپارید و این چند نمونه را بخوانید:

اولیای دم یک مقتول، قاتل فرزندشان را به شرط ساخت درمانگاه خیریه بخشیدند و از قصاص او صرف‌نظر کردند.
جواد  جوان بخشوده شده، می‌گوید: مدتی بود رفتار برادرم تغییر کرده بود. تحقیق که کردم فهمیدم اخیرا با پسری به اسم جابر دوست شده و به خانه او رفت و آمد دارد. جابر معتاد بود و داشت برادرم را هم گرفتار می‌کرد. چند بار به او تذکر دادم دست از سر برادرم بردارد، اما اعتنایی نکرد، روز حادثه جلوی در خانه جابر بودم که برادرم را هنگام خروج از آنجا دیدم. نتوانستم خودم را کنترل کنم یکدفعه عصبانی شدم چاقویم را بیرون کشیدم و سراغ جابر رفتم و ضربه‌ای به سینه‌اش زدم بعد هم فرار کردم.

جواد چندی بعد دستگیر، محاکمه و با درخواست اولیای دم مقتول به قصاص محکوم ولی با تلاش‌های صورت گرفته آنها اعلام کردند اگر قاتل یک درمانگاه خیریه بسازد حاضرند از خونخواهی بگذرند. بالاخره مراحل اولیه ساخت درمانگاه انجام شد و در نهایت جواد رضایت گرفت.

حمیدرضا نیز جوان 29 ساله دیگری است که با رضایت اولیای دم مقتول به زندگی بازگشت.او که تا پای چوبه‌دار نیز رفته بود، می‌گوید: سال84 بود که در یک مجلس عروسی با پسر 21 ساله‌ای درگیر شدم و وقتی مجلس عروسی تمام شد در جریان یک دعوا با چاقو ضربه‌ای به او زدم به هیچ وجه نمی‌خواستم او را بکشم اما متاسفانه آن جوان فوت شد بعد از دستگیری به قصاص محکوم شدم. اولیای دم مجازات اعدام برایم درخواست کرده بودند این حکم  در دیوان عالی کشور هم تایید شد، اما بالاخره پدر و مادر مقتول پای چوبه دار درست در لحظه‌ای که همه‌چیز را تمام شده می‌دانستم مرا عفو کردند، واقعا مدیون و سپاسگذارشان هستم و بابت کاری که انجام داده‌ام باز هم اظهار پشیمانی می‌کنم.بخشش و عفو محکومان به قصاص از آن دست خبرهای خوشی است که هر از گاهی در صفحات حوادث روزنامه‌ها می‌خوانیم. تجربه نشان داده اکثر قاتلان بخشوده شده آنانی هستند که در پی یک اتفاق و بدون نقشه و برنامه‌ریزی قبلی مرتکب قتل شده و از عمل خود بارها ابراز ندامت کرده‌اند.

حجت‌الاسلام حسینی کوه‌کمره‌ای، رئیس شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران در این باره می‌گوید:
«قصاص حق مسلم اولیای‌دم است، اما از لحاظ اخلاقی توصیه می‌شود خانواده‌های قربانیانی که فرزندشان در ماجرایی ناخواسته کشته شده است، باتوجه به این‌که در این قتل‌ها هیچ انگیزه خاصی وجود ندارد و جنبه ناموسی، مالی یا سرقت ندارد بهتر است میان این‌گونه‌ متهمان و سایر قاتلان تفاوت قائل شوند.»

او خاطرنشان می‌کند: «قصاص کردن فقط برای چند لحظه خشم و نفرت اولیای دم را فرومی‌نشاند در حالی که بخشش و گذشت باعث احساس رضایت در آنها می‌شود.»

بخشش و گذشت یکی از موضوعاتی است که در دین اسلام نیز به آن توجه ویژه شده است و احادیث بسیاری وجود دارد که مسلمانان را به عفو کردن دیگران توصیه می‌کند.

در پرونده دیگری که اخیرا منجر به بخشش متهم به قتل شده است زنی جوان از زیر تیغ مرگ نجات یافت. این زن که با شوهرش اختلاف داشت، وی را کشت و ابتدا به درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد اما توانست رضایت آنها را جلب کند. متهم می‌گوید: به خاطر اختلافاتی که با شوهرم داشتم از او طلاق گرفتم و وی با دختر دیگری ازدواج کرد اما با همسر دومش هم نتوانست زندگی کند. او مردی بداخلاق بود و کسی نمی‌توانست تحملش کند. شوهرم بعد از جدایی از زن دومش دوباره سراغ من آمد و با این ادعا که اصلاح شده مرا برای ازدواج مجدد قانع کرد من هم به خاطر بچه‌هایم قبول کردم اما بعدا فهمیدم هیچ تغییری در رفتارهای او بوجود نیامده است.

باز هم زندگی ما به دعوا و کشمکش کشیده شد تا این‌که روز حادثه او دوباره با من دعوا کرد. آن‌قدر عصبانی شدم که نفهمیدم چطور چاقو را برداشتم و به او چند ضربه زدم.

در ماجرایی دیگر با پایانی مشابه، مادری پس از گذشت 8 سال از وقوع جنایت، قاتل فرزندش را عفوکرد. این محکوم به قصاص درباره نحوه وقوع قتل می‌گوید: من با نیت قبلی دوستم را نکشتم. آن روز او مقدار زیادی مشروب خورده بود و حالت طبیعی نداشت. بر سر یک مساله کوچک با چاقوی آشپزخانه به من حمله کرد. می‌خواست مرا بکشد. برای دفاع از خودم با او درگیر شدم، چاقو را از دستش گرفتم و ضربه‌ای به او زدم. من 8 سال در زندان بودم و در تمام این‌مدت از قتل احساس پشیمانی می‌کردم، البته آن لحظه واقعا جانم در خطر بود. مادر دوستم زندگی دوباره‌ای به من بخشید و ممنون و مدیون او هستم.

نادر میرزایی  روانشناس  درباره روحیه عفو و گذشت می‌گوید: «در بحث بخشش چند نکته مطرح است. در وهله اول باید به آموزه‌های دینی‌مان متوسل شویم. طبعا عفو و بخشش در بین افرادی که  باورها و اعتقادات معنوی قوی دارند بیشتر است. بنا بر این برای ترویج فرهنگ گذشت باید بکوشیم باورهای دینی را در مردم تبلیغ کنیم و به آنها آموزش دهیم.»

این روان‌شناس خاطرنشان می‌کند: «نکته قابل تامل دیگر این است که بخشش باید آموزش داده شود. در واقع فرد باید درمراحل مختلف رشد این موضوع را فرا بگیرد. بنابراین برای ترویج این روحیه باید به مراحل رشد توجه کنیم. در وهله اول این پدر و مادر هستند که در شکل‌گیری شخصیت خود تاثیر عمده‌ای دارند. رفتار والدین به عنوان الگوی کودک آینده او را رقم می‌زند. پدر و مادرها باید توجه داشته باشند این رفتار آنها است که نقش آموزنده دارند نه‌گفتار آنها به این معنی که وقتی والدین روحیه گذشت را تبلیغ، اما به گونه‌ای دیگر رفتار می‌کنند هرگز الگوی مناسبی برای فرزندانشان نیستند، پس از خانواده مدرسه، گروه همسالان و رسانه‌ها در این امر نقش دارند.»

وی می‌افزاید: «اولیای دم مقتولانی که عزیزان خود را در یک نزاع یا قتلی بدون برنامه و کاملا اتفاقی از دست داده‌اند. هر چند درابتدای امر از مرتکب جرم خشمگین هستند، باید بتوانند آن طور به خود مسلط شوند که احساسات بر آنان غلبه نکند آنها باید به این نکته توجه داشته باشند که هرچند در ماجرای قتل آسیب اصلی را متحمل شده‌اند، اما بی‌شک خود قاتل که تا پیش از آن حادثه فردی عادی بوده و زندگی سالمی هم داشته نیز متضرر شده‌
او گناهش پشیمانی است و عذاب وجدان دارد. بعضی از اولیای‌دم هم فکر می‌کنند اگر از قصاص صرف‌نظر کنند خون مقتول را پایمال کرده‌اند یااین‌که از سوی اطرافیان مورد شماتت قرار می‌گیرند. من به این دسته توصیه می‌کنم بدون توجه به گفته‌های دیگر در وهله اول فقط برای رضای خدا و سپس به خاطر رضایت و آرامش خودشان گذشت کنند و مطمئن باشند لذتی که در عفو هست در انتقام وجود ندارد.»

در این بین دستگاه قضایی که وظیفه مجازات مجرمان را بر عهده دارد، موضوع عفو و بخشش را از نظر دور نگه نداشته و با توجه به این‌که تجربه ثابت کرده است اولیای دم مقتولان در مراحل ابتدایی دادرسی و تا مدتی بعد از صدور حکم همچنان به خاطر درگیری‌های عاطفی و احساسی بر قصاص تاکید دارند، می‌کوشد از اجرای سریع احکام قصاص خودداری کند و با به تعوق انداختن اجرای حکم‌ها، این فرصت را به محکومان بدهد تا رضایت شاکیان خود را جلب کنند. این سیاست در موارد بسیاری موفق بوده البته برخی اولیای دم اعلام گذشت را به اجابت شدن خواسته‌هایی همچون مبالغ کلان موکول می‌کنند و قانون نیز این حق را به آنها داده است. گروهی نیز هستند که بدون هیچ پیش‌شرط و صرفا به خاطر رضایت خدا یا با تعیین شرطی خیرخواهانه مانند همان مورد تاسیس درمانگاه از خون قاتل می‌گذرند. به هر حال اولیای دم باید توجه داشته باشند اعلام رضایت آنها هرگز به این معنی نخواهد بود که قاتلان کاملا از مجازات رهایی می‌یابند بلکه قانون به لحاظ جنبه عمومی جرم برای آنها مجازاتی همچون حبس از 3 تا 10 سال در نظر گرفته است. حال در آخر گزارش برمی‌گردیم سر همان جمله اول: «بخشش یک فرآیند است نه یک عمل لحظه‌ای. این فرآیند باید در مقابل حس کینه‌جویی به تدریج پرورش پیدا کند.»

 علیرضا رحیمی نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها