در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بنابراین بهتر است از دیگران بخواهیم که هرآنچه خصوصیت مثبت در ما سراغ دارند به ما بگویند. میتوانید در این مورد از یک دوست، همسرتان یا از یک روانشناس کمک بگیرید. هیچ چیزی نمیتواند جایگزین عشق شما به خودتان شود و این نکته اول در راه یادگیری عشق ورزیدن به خودتان است. شاید شما نیاز داشته باشید که خصوصیات مثبت خود را قبل از اینکه خودتان بتوانید آن خصوصیات را در خود کشف کنید، از زبان دیگران بشنوید.
اگر گوش کردن به خصوصیات مثبتی که دیگران به شما نسبت میدهند سخت است، از دوستانتان بخواهید که آنها را به صورت مکتوب بنویسند یا آنها را برای شما ضبط کنند، در این حالت شما میتوانید آنها را بارها و بارها بخوانید یا گوش دهید و بارها به عقب برگردید. حتی اگر مورد خاصی را که کسی در مورد شما گفته باور ندارید یا اصولا عقیده دارید که چنین موردی در شما وجود ندارد، به آنچه دوستتان گفته اعتماد کنید و برای آن ارزش قائل شوید. وقتی در حال انتقاد درونی و ذهنی در مورد خودتان هستید، به آنچه دوستانتان در مورد شما گفتهاند برگردید و به یاد بیاورید که شما فردی دوستداشتنی هستید.
حال فهرستی از هر خصوصیتی که شما در مورد خودتان میپسندید تهیه کنید. تا جاییکه میتوانید صادق باشید.
فروتنی در این مورد موثر نیست و کمکی به شما نمیکند. اگر در مورد یافتن خصوصیات مثبت خودتان دچار مشکل هستید، در مورد خصوصیاتی که در مورد دوستانتان برایتان با ارزش است و آنها را دوست دارید فکر کنید، سپس ببینید که آیا این صفات در شما هم وجود دارد یا نه؟ در اکثر موارد، آنها جزو خصوصیات فردی شما نیز هستند. این فهرست را در یک دفترچه یا روی کارتهایی بنویسید. تا جائیکه میتوانید دفترچه زیبایی را انتخاب کنید به طوری که وقتی به آن نگاه میکنید احساس خوبی به شما دست بدهد. سپس هر بار که احساس ناامیدی یا سرزنش در مورد خودتان دارید و یا کسی از شما انتقاد میکند، آن را باز کرده و نگاه کنید.
هر چند بار که برایتان ممکن است به این کتابچه نگاه کرده و آن را بخوانید. شاید سادهلوحانه به نظر برسد اما تکرار این عمل تغییرات شگرفی را در شما ایجاد میکند (به تاثیری که انتقاد مداوم والدین از بچه، بر کودک میگذارد فکر کنید. این انتقاد اثر زیادی روی شخص دارد. اکنون سعی کنید به کودک درون خود حداقل یک جمله محبتآمیز واقعی در مورد خودتان بگویید و سپس نتیجه آن را ببینید.)
راه دیگر برای دوست داشتن خود، تعریف و تمجید کردن در مورد کارها و یا فکر کردن در مورد نکات مثبت شخصیتتان و تبدیل آن به بخشی از زندگی روزمره است. از کودکی به ما یاد داده شده که تعریف کردن از خود، نشانه غرور است و کار اشتباهی میباشد اما در واقع تمجید از کارهای خوبمان میتواند به ما کمک شایانی کند و به ما حس ارزشمند بودن بدهد. وقتی ما خودمان را دوست داریم شادتر خواهیم بود و این شادی و حس آزادی به دیگران هم منتقل میشود.
پس سعی کنید راجع به آنچه که در مورد خود، دوست دارید یا آنچه که امروز انجام دادهاید که باعث احساس خوب در شما یا دیگری شده فکر کنید. اصلا مهم نیست که آن موضوع، مطلب کوچکی به نظر برسد. مثل یک دوست خوب با خود برخورد کرده و از خود تعریف کنید.رفتار کردن با خود، مثل یک دوست، اثرات فوقالعادهای دارد.
چشمهایتان را بسته و به کسی که عمیقا دوستش دارید و به او اعتماد کامل دارید و میدانید که او هم شما را دوست دارد فکر کنید در مورد هر آنچه که در مورد آن شخص دوست دارید و میستایید فکر کنید. توجه داشته باشید که چقدر این دوست داشتن درونی، حس خوبی به شما میدهد.حال این تصور را وارونه کنید. دوست خود باشید و همان عشق عمیق را نسبت به خودتان داشته باشید و به این عشق اعتماد کنید و آن را با تمام وجود حس کنید. به خودتان اجازه دهید که خود را با نگاه مهربانانه ببینید و به خود عشق بورزید حتی اگر این حس فقط برای چند لحظه باشد. به خود اجازه دهید که این عشق را دریافت کنید؛ عشقی که شما مثل یک دوست نسبت به خودتان دارید. جریان گرمای محبت را در درون خود احساس کنید و سعی کنید که این عشق را چندین بار در روز در درون خود حس کنید.
هر بار که کسی نکته مثبت و زیبایی در مورد شما گفت که از آن حس خوبی به شما دست میداد آن را یادداشت کنید یا به خاطر بسپارید و بعدا آن را در دفترچهای بنویسید. وقتی به خانه رسیدید آن یادداشت را در جعبهای که با عنوان «نکات مثبت در مورد من» درست کردهاید قرار دهید. تا جاییکه میتوانید این جعبه را زیبا بیارایید. محتویات آن را هر گاه که احساس ناامیدی کردید یا حس کردید که از خودتان بدتان میآید، بخوانید.
غمخوار خود باشید. اگر واقعا در مورد آنچه انجام دادهاید یا گفتهاید احساس بدی به شما دست داد و از خود انتقاد کردید سعی کنید بفهمید که این قضاوت منتقدانه از کجا ناشی شده است. البته لازم نیست که این کار را سریع انجام دهید و به پاسخهای سطحی بسنده کنید بلکه سعی کنید به پاسخهای عمیق در درون خود دست یابید. آیا از چیزی میترسید یا احساس ناامنی میکنید؟ آیا فکر میکنید که کاری را غلط انجام دادهاید یا این قضاوت ناشی از گذشته شما میشود؟ سعی کنید با کودک درون خود ارتباط برقرار کنید و بفهمید که او واقعا چه حسی دارد. او را در آغوش بگیرید و به او قوت قلب بدهید و به او بفهمانید که هیچ کار اشتباهی انجام نداده و شما دوستش دارید.
شما همچنین میتوانید از دید یک دوست به خودتان نگاه کنید. تصور کنید که چه حسی نسبت به او دارید و این که چقدر دوستش دارید و اگر هم کار بدی انجام داده باشد او را میبخشید.
حتی اکثر اوقات خواهید دید که کاری که او کرده زیاد هم کار پر دردسری نبوده است. سعی کنید چنین حس عشق و محبت و شفقتی را نسبت به خود داشته باشید.
عشق باید از درون شما بجوشد. اگر شما فرزند خانوادهای بودهاید که والدین توجه کافی به شما نداشتهاند شاید هنوز منتظر کسانی هستید که حس عشق و پذیرش را که در کودکی به دست نیاوردهاید به شما هدیه کند. اما نوع محبتی که شما نیاز دارید یا به عنوان یک کودک نیاز داشتید اکنون باید از درون خودتان بجوشد.
در ابتدا ابراز این عشق به خودتان میتواند مشکل باشد. اما اگر شما این عشق را به عنوان یک کودک دریافت نکرده باشید ممکن است یک حس تنفر از خود در شما ایجاد شده باشد. اما اگر تاکنون این احساس را تحمل کردهاید پس شجاعت و قدرت عشق ورزیدن به خودتان را دارید و ضمنا سزاوار آن هستید. پس سعی کنید که با کودک درون خود ارتباط برقرار کنید، کودکی که لیاقت همه عشق شما را دارد.
راه دیگر، بهکارگیری تاکید است. شاید این مساله بیتاثیر به نظر برسد اما اگر شما نکات مثبت در مورد خودتان را بارها و بارها بشنوید در آنها غرق میشوید. حرفهای محبتآمیزی را در مورد خود روی کاغذ بنویسید (حتی اگر به نظرتان درست نمیرسند) و آنها را باور کنید. مثلا بنویسید «من شایستگی کامل عشق و محبت را دارم»، «من فردی دوست داشتنی هستم»، «من مهربان، دلسوز و با هوشم.» حال این جملات تاکیدی را جایی بگذارید که هر روز بتوانید آنها را ببینید. مثلا روی یخچال، روی آیینه دستشویی، روی میز کنار تختخواب، نزدیک صندلی مورد علاقهتان و یا روی دیوار آشپزخانه نزدیک جایی که غذا میپزید یا غذا میخورید. فراموش نکنید که آنها را بخوانید.اگر فکر میکنید که قرار دادن آنها در این مکانها که در معرض دید دیگران است مناسب نیست آنها را روی کاغذ نوشته و در جاهایی بگذارید که بتوانید آنها را پیدا کنید مثلا درجیب شلوار، لای کتابی که در حال مطالعه آن هستید یا در کشوی کمد.
اینها جملات عاشقانه در مورد خودتان هستند. در واقع شما میتوانید هر دو روش را داشته باشید یعنی هم آنها را در مکانهای مخفی قرار دهید و هم در محلهایی که در معرض دید دیگران است. وقتی این جملات را میخوانید آن را به آهستگی بخوانید و آن را با تمام وجود حس کنید نه این که آنها را تنها از روی عادت تکرار کنید.
پیامهای منتقدانه درونی را بشناسید و با آنها حرف بزنید. تکرار مداوم انتقادات و پیامهای انتقادی قدیمی که از دوران کودکی در ذهن ما باقی مانده، کار سادهای است. این انتقادات در نحوه احساسات و افکار ما تاثیر بسزایی دارند. سعی کنید صدای درونی خود را که در حال انتقاد از شماست بشنوید. آگاه باشید که این صدا در حال صحبت کردن با شماست، شما هم سعی کنید که با او حرف بزنید. از او بپرسید که چرا این انتقادات را به شما میکند. آیا آن بخشی از شماست که در حال حمایت از شما با منطقی بچگانه است یا شاید بخشی از شماست که تعهد کرده پیغامها را مثل یک کودک بشنود به یاد داشته باشید که این بخشی از شماست که باید از بین برود. شما آزادید که ذهنتان را در مورد خودتان بازسازی کنید.
افکار منتقدانه و منفی در مورد خود را خنثی کنید. همه این افکار منفی را که در درون خود میشنوید یادداشت کنید. ببینید که چه کسی اولین بار آن را به شما گفته است، سپس پاسخی برای بیاثر کردن هر یک از آنها بنویسید. جوابها را در کمال قدرت و عشق به خود، تهیه کنید. اگر نوشتن این پاسخها برایتان سخت است سعی کنید با بخش عمیق و منطقی درون خود ارتباط برقرار کنید یا ببینید در صورتی که یک دوست چنین مطلبی را با شما در میان میگذاشت شما چه پاسخی به او میدادید؟ سپس آن را بنویسید.
کارهای آرامشبخش و مفید انجام دهید. به خودتان اجازه دهید که اعمال تسلیبخش انجام دهید و سعی کنید که از انجام این کارها احساس خوبی داشته باشید و به خود بگویید که لیاقت داشتن یک چنین احساس خوبی را دارید. بتدریج خواهید فهمید که هر چه این کارها بیشتر شوند بیشتر به دنبال آنها میگردید و آنها به شما کمک میکنند که یک حس درونی خوب داشته باشید.
کار آخر برای دوست داشتن خود این است که از خودتان بپرسید که از چه روشی باید استفاده کنید. بعضی از این روشها واقعا در مورد شما خوب عمل میکنند در حالی که شاید بقیه آنها چندان برای شما مفید نباشند. پس سعی کنید چند لحظهای را در سکوت باشید و از خودتان بپرسید که «چه کاری میتوانم انجام دهم که به من کمک کند تا نسبت به خودم احساس عشق و محبت داشته باشم؟» خودتان را مجبور نکنید که به یک پاسخ برسید، فقط بگذارید که پاسخ از درون شما بجوشد.
اگر فکر میکنید که شنیدن پاسخ به این روش، سخت است سعی کنید سوال خود را بنویسید و سپس پاسختان را یادداشت کنید. ببینید که به چه پاسخی میرسید. شما خودتان بهترین راهی که برایتان موثر است را میشناسید و یک معرفت درونی عظیم در درونتان دارید.روی هم رفته سعی کنید نسبت به خود و جایگاهی که در آن هستید احترام و عشق قائل شوید و به یاد داشته باشید که شما شخصی دوستداشتنی هستید و فقط و فقط لیاقت رفتار مهربانانه را دارید خصوصا از جانب خودتان.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: