در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر چه هم شرایط زندگی شهری با استرس و اضطراب و التهاب عصر تکنولوژی و تکرافیک امواج ضاله وضاره، بیشتر گره کور بخورد، این نیازمندی دوچندان میشود و بلکه حکم کمکهای اولیه را پیدا میکند.
چندان که برادر شاعرمان جناب پابلو نرودا میفرماید: هوا را از من بگیر، خندهات را نه!...
یک مقام مسوول: خوشبختانه و با تلاش سایر مردم و مسوولان، تا الان توانستیم که نصف درخواست این عزیز به ظاهر شاعر را جامه عمل پوشانیم. بقیه اش را هم خدا بزرگ است!
آقای قرائتی الحمد لله هم خود اهل طنز و تبسم هستند و هم که کل جامعه را به توسعه و ترویج شادی و لبخند سفارش برادرانه و دلسوزانه میکنند. نمونه اش همین چند روز پیش که در جمع مسوولان سازمان اوقاف و امور خیریه گفتند:« ما تنها گریه را گرفته ایم و خنده را رها کردهایم.»
التماس خنده حافظ: ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند/ مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند
دعای خیر: خدایا، برای توسعه هرچه بیشتر خنده، الساعه لباس صحت و عافیت بر قامت رعنای اقتصاد ما
درپوشان!.....(شما را به خدا آمین بلند!)
التماس دعای همان حافظ بالا: میکند حافظ دعایی، بشنو آمینی بگو!...
از هر کرانه تیر دعا کردهام روان/ باشد کزان میانه یکی کارگر شود
تک مضراب: کارمند هم شد، قبول است!...
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: