بی و نام و نشانی کشورمان در شرایطی رخ داد که یکی از خبرنگاران ایرانی حاضر در مراسم که سالهای گذشته نیز در جشنواره شرکت کرده بود، میگفت: جمعی از خبرنگاران پیشتر از مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تقاضا کردهاند با فرستادن هنرمندان محلی یکی از استانها، گوشهای از رقصهای محلی سرزمینمان را به نمایش بگذارند که به این پیشنهاد توجهی نشده بود.
این در حالی است که چنین مراسمی در داخل کشورمان بارها و بارها در جشنهای مذهبی گوناگون از صدا و سیما پخش شده است و حتی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری آنها را در مراسم داخلی برای سفرای کشورهای گوناگون نمایش داده است.
ما اعتراض کردیم
نام نبردن از کشورمان سبب شد خبرنگار جامجم در دومین روز جشنواره، در نشست خبری که با حضور محسن بلال، وزیر اطلاعرسانی سوریه در جمع 250 خبرنگار دعوت شده برگزار شد، با طرح سوالی اختصاصی به نادیده گرفتن کشورمان در مراسم افتتاحیه اعتراض کند که بلال در پاسخ اعلام کرد: جاده ابریشم از 25 کشور عبور کرده است و شاید نتوان از همه آنها در مراسم افتتاحیه نام برد.
ابراز نظر وزیر اطلاعرسانی در حالی صورت گرفت که پسماندههای تغییر داده نشده تاریخ نشان میدهد مسیر 6400 کیلومتری جاده ابریشم از کوههای پامیر افغانستان، خراسان، ری، آذربایجان و آسیای صغیر به ساحل مدیترانه میرسیده و سهم ایران از آن کم نبوده است.
با این حال، بلال یادآور شد ایران در اجرای موسیقی و نمایشگاه صنایع دستی و غذا شرکت داده خواهد شد که نشان میداد وضع کشورمان نسبت به سالهای گذشته که حتی در این بخشها هم شرکت نکرده بود، بهتر شده است و هنوز مجالی برای عرض اندام وجود دارد که بهره بردن یا نبردن از آن بستگی به شایستگی مسوولان کشورمان دارد.
وقتی ایران آمد
نخستین حضور کشورمان در جشنواره راه ابریشم، اجرای موسیقی در فضای آزاد یکی از کاروانسراهای دمشق بود که چندان موفقیت آمیز نبود. بدیعی، سرپرست گروه موسیقی ایران دراینباره به «جامجم» توضیح داد: دستگاه شور و اصفهان را اجرا کردیم که نیاز به صدابرداری پیشرفته یا دست کم میکروفن و باند داشت؛ اما هیچیک از آنها در اختیارمان گذاشته نشد!
این در حالی بود که پس از او بسام بارسیک، مدیرجشنواره، گفت: درباره شرایط اجرای موسیقی، پیشتر به گروه ایرانی توضیح داده بودیم و از آنجا که گروههای موسیقی کشورهای دیگر نیز از میکروفن استفاده نکرده بودند، نمیشد امتیازی جداگانه در اختیار ایران گذاشت.
گرچه قضاوت با توجه به گفتههای مسوول سوری و ایرانی دشوار است، اما به نظر میرسد گروه موسیقی ایرانی میبایست به جای اجرای موسیقی سنتی که برای شنیدن صدای سازهای مضرابی آن، به طور مسلم در فضای آزاد به میکروفن و تنظیم صدا نیاز دارد، موسیقی محلی را انتخاب میکرد که به دستگاههای صدابرداری نیاز ندارد و صدای آن در فضای آزاد نیز به اندازه کافی رسا و جذاب است.
ایران فقط شیراز نیست
دومین فرصت ایران در جشنواره، غرفه صنایع دستی ایران در نمایشگاه صنایع دستی بود که بسیاری از کشورهای مسیر جاده ابریشم همچون چین، ترکیه، ژاپن، هند و.... نیز در آن حضور داشتند و یکی از وسیعترین فضاها در آن، به ایران اختصاص داده شده بود؛ با این حال، آنچه در این غرفه از صنایع دستی ایران دیده میشد، فقط صنایع دستی شیراز بود و دیگر استانها وجود نداشتند.
از سویی، هیچ بسته اطلاعرسانی از ایران به بازدیدکنندگان داده نمیشد و حتی عدم تسلط مسوولان غرفه به زبان انگلیسی یا عربی و نبود مترجم سبب میشد کمتر گردشگری حوصله به خرج دهد و تلاش کند سوالاتش را برای خرید محصولات ایرانی یا بیشتر دانستن درباره کشورمان با ایما و اشاره به مسوولان غرفه بفهماند.
... و اما غذای ایرانی
سومین حضور کشورمان در جشنواره راه ابریشم، نمایشگاه غذا در بازار «خان شون» حلب بود که سرنوشتی مشابه غرفه صنایع دستی داشت. غذاهای ایرانی فقط قیمه و چندین نوع کباب بود که به هیچ وجه تنوع غذایی ایرانیان را نشان نمیداد و گرچه بیشتر کشورها چند آشپز به جشنواره فرستاده بودند، اما تنها آشپز ایرانی حاضر، مقیم سوریه بود که برخلاف دیگر آشپزها، به زبان انگلیسی بهعنوان پلی برای ارتباط با بازدیدکنندگان اروپایی تسلط نداشت.
با این همه نمیتوان از این نکته گذشت که بازدیدکنندگان از همان غذاهای محدود ایرانی نیز استقبال کردند و در پایان نمایشگاه چیزی از آنها باقی نماند.
یک موفقیت نسبتا شیرین
آخرین حضور ایرانیان نسبتا موفق بود، 6 نوازنده ایرانی در قلعه حلب با دف، سهتار، تنبک و آواز، بارها و بارها انبوه حاضران عرب و اروپایی را به وجد آوردند و دیوارهای قطور و سنگی قلعه را با نوای بیا تا گل بر افشانیم و.... آشنا کردند، از صلح و عشقورزی به جهانیان خواندند و حضار را وادار به تشویق دستهجمعی در اواسط اجرا کردند.
اجرای موسیقی در حلب به معنای خداحافظی کشورمان با جشنواره بود، چراکه ایران سهمی ازمراسم اختتامیه در شامگاه 24 مهر نیز نداشت و به این ترتیب کشورمان نتوانست آنطور که باید و شاید از فرصتهای طلایی که برای شناساندنش در اختیار مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری قرار داده شده بود استفاده کند تا سرانجام ایرانیان حاضر در جشنواره را به اتفاق نظری واحد برساند کهای کاش مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به جای درگیر شدن با مسائل سیاسی و تلاش برای انکار ابراز نظرهای ناصواب درباره اسرائیل و... بخشی از وقتشان را به برنامهریزی برای حضور چشمگیر کشورمان در جشنوارههای این چنینی اختصاص میدادند تا دست کم گذشتهمان به نفع دیگران مصادره نشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم