در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حضور در عرصه فیلمسازی چیزی است که در این سالها به ذائقه خیلی از نهادهای قدرتمند خوش آمده و آنها به شکل پیدا و پنهان وارد این عرصه شده و فعالیتهایی را انجام دادهاند. یکی از این نهادها که چند سالی است به شکلی جدی در عرصه فیلمسازی وارد شده، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران است که البته در فیلمسازی شیوهای کاملا مشخص را پیگیری میکند و بدون هیچتعارفی نقطه ثقل فعالیتهای خود را همکاری با سینماگران «دانهدرشتی» قرار دادند که حضور در کنار آنها هم از نظر سیاسی ارزش و اهمیت داشت و هم اینکه میتوانست برای آنها اعتباری فرهنگی ایجاد کند.
رخشان بنیاعتماد با فیلم خون بازی، مرحوم رسول ملاقلیپور با فیلم میم مثل مادر، مجید مجیدی با فیلم آوازگنجشکها و ابراهیم حاتمیکیا با فیلم دعوت، 4 کارگردان شاخصی هستند که طی دو سال گذشته مورد لطف و مرحمت شهرداری قرار گرفتهاند. البته شهرداری نیز در طول سالهای گذشته برای حمایت از این فیلمها دستاویز خاصی را پیدا کرده و در پاسخ به خیلی از فیلمسازانی که فیلمهایشان مورد حمایت شهرداری قرار نمیگیرد، عنوان میکند که اولویت آنها برای فیلمسازی نه موضوعهای شهری، بلکه پرداختن به مفاهیمی همچون اخلاق شهروندی، تهران شهر اخلاق و... است که آنقدر مفهومی کلی به شمار میرود که بتوان با چند نگاه سلیقهای خاص حتی آن را به فیلمی مانند خون بازی که صرفا درباره اعتیاد است یا فیلمی مانند دعوت که به مساله سقطجنین میپردازد هم تعمیم داد.
در شهری که قرار است بودجهای عظیم صرف فعالیتهای هنری با موضوعهای شهری شود، تنها یک ابهام کوچک وجود دارد و آن این است که چرا حمایتهای مالی تنها به عده محدودی از فیلمسازان اختصاص پیدا میکند؟ سیاست شهرداری ، حمایت از گروه خاصی از سینماگران است که درسازمانهای دیگر هم امکان یافتن حمایت مالی پیدا میکنند یا اینکه چنین نهادی میتواند به جای فعالیتهای اینچنینی از گروهی از جوانان مستعد و فیلمسازان گمنام هم حمایت کند .
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: