در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند دقیقه بعد سر صحبت را باز کرد، من هم اعتراضی نکردم چون فکر میکردم ناراحت است و میخواهد با کسی درد دل کند، برایم گفت که صیاد است و از طریق صیدهایش هزینه زندگیش را تامین میکند، اما بدهکار شده و دیگر توان پرداخت هزینه زندگیش را ندارد.
زن شاکی ادامه داد: حرفهای مرد راننده باعث شد تا اعتمادم نسبت به او جلب شود در همین حال که صحبت میکرد 2 بطری دوغ از روی صندلی جلو برداشت یکی را به من داد و یکی هم خودش نوشید. چون دیدم مرد راننده خودش هم از آن دوغ نوشیده است اعتماد کردم و دوغ را نوشیدم نفهمیدم چه شد که به خواب عمیقی فرو رفتم و زمانی که به هوش آمدم متوجه شدم همه پولها و گوشی همراهم به سرقت رفته و مرد راننده مرا کنار جاده رها کرده است.
در حالی که ماموران تحقیق روی این پرونده را آغاز کرده بودند، زن دیگری به پلیس خبر داد که مرد رانندهای او را بیهوش کرده و کیفش را مورد دستبرد قرار داده است. پلیس با بررسی شکایت این زن متوجه شد سارقی که اموال هر دو شاکی را سرقت کرده یک نفر است. چرا که در هر دو مورد از دوغ مسموم استفاده شده و حتی مقصد مسافران هم یک شهر بوده و سارق داستان مشترکی را در مورد بدهکاریش تعریف کرده است. بنابراین پلیس دریافت تنها باید به دنبال یک سارق باشد و هنوز تحقیقات به نتیجه نرسیده بود که سومین شکایت هم به پلیس ارائه شد، اما سومین شاکی سرنخی را به پلیس داد که در دستگیری مرد سارق نقش مهمی داشت.
ماموران از طریق سه رقم آخر شماره پلاک خودروی مرد سارق که توسط شاکی سوم برداشته شده بود سوابق متهم را مورد بررسی قرار دادند و متوجه شدند خودرویی که توسط آن سرقت انجام میشود نیز مسروقه است بنابراین جادهای را که بیشتردزدیها در آن انجام گرفته بود تحت کنترل قرار دادند و موفق به دستگیری مرد سارق شدند.
وی که منوچهر نام دارد به ارتکاب سرقتهای متعدد اعتراف کرد و گفت: آنچه به طعمههای خودم گفتم دروغ نبود شغل اصلی من صیادی است، اما چون چند ماه قبل داراییام را از دست دادم مبلغ زیادی هم بدهکار شدم. نمیدانستم باید چه کنم به همین خاطر تصمیم گرفتم سرقت کنم.
متهم ادامه داد: برای این کار ابتدا تصمیم گرفتم خودرو سرقت کنم. فکر میکردم با این کار دیگر پلیس نمیتواند من را شناسایی کند، بعد سراغ زنان جوانی که حدس میزدم پول زیادی همراهشان باشد میرفتم و آنها را سوار میکردم و دوغی را که از قبل چندین قرص خوابآور در آن ریخته بودم به خوردشان میدادم و سپس اموالشان را سرقت و در گوشهای رهایشان میکردم.
با توجه به اعترافات متهم وی به بازداشتگاه منتقل شد و تحقیق از او ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: