امیدوارم دیر نشود

«من و جین هم مثل هر زوج دیگری مشکل داشتیم اما مشکلاتمان روی مسائلی نبود که قابل حل نباشد و ما را بیشتر از حد درگیر کند. او مادر بسیار خوبی برای 3 فرزندمان بود و در طول سال‌های سال زندگی مشترکمان به من به خوبی فهماند که هیچ‌کس به جز خود او نمی‌تواند از 3 فرزندمان نگهداری کند. او با این که در برخی از مسائل به نظرم بیش از حد به بچه‌ها سختگیری می‌کرد اما در عین حال مهر مادری که در وجود او بود سبب می‌شد بچه‌ها همیشه به او بیش از من اعتماد و مسائل‌شان را با او مطرح کنند.
کد خبر: ۲۰۹۸۳۸

بیشتر درگیری میان ما که بیشتر وقت‌هایمان را به دور از هم می‌گذراندیم بر سر مسائل مالی بود. او تصور می‌کرد من برای دادن خرج‌ خانه و زندگیمان کوتاهی می‌کنم و این مساله او را دچار سوءتفاهم کرده بود، در صورتی که این مساله اصلا صحت نداشت و من هر چه کار می‌کردم و هر چه درآمد داشتم برای بهتر شدن زندگی و برای رفاه خانواده‌ام بود. مهم‌ترین علت و هدف زندگی کردن من «جین» و بچه‌هایم بودند.»

آقای «مایکل رزبرو» 43 ساله به اتهام به قتل رساندن زن 45 ساله‌اش جین راهی دادگاه شده است. وی متهم است پس از آن که با جسم سختی به سر همسرش ضربه‌ای محکم زده بدن نیمه‌جان وی را در استخر خانه رها کرده است تا وی جانش را از دست بدهد. طبق تخمین‌های زده شده توسط کارشناسان این سانحه حدود ساعت 10 شب به وقوع پیوسته بود (تماس این مرد با ماموران پلیس ساعت 11 شب صورت گرفته بود.) از نظر ماموران پلیس آقای مایکل رزبرو آنقدر صبر کرده بود تا از مرگ همسرش اطمینان کافی پیدا کند و سپس با آنان تماس گرفته بود؛ فرضیه‌ای که این مرد که شرکت خدمات کفن و دفن دارد اصلا آن را قبول نمی‌کند. وی مدعی است که مردی مهاجم به منزل آنها حمله کرده و پس از به قتل رساندن همسرش از محل متواری شده است.

«ادعاهای پلیس کاملا بی‌اساس و بدون هیچ مدرکی صورت گرفته است. چرا من باید زنی را که می‌تواند بهترین مادر برای بچه‌هایم باشد از بین ببرم؟ ما همگی به یکدیگر وابسته بودیم و زندگی کردن بدون هم را غیرممکن می‌دانستیم. مساله‌ای که در پرونده مرگ جین مطرح شده است آن است که روی بدن او و زیر ناخن وی پوست بدن من دیده شده است. اگر او با من درگیر شده به شکلی که بدن من را خراشیده و زیر ناخن او باقی‌مانده است چطور ممکن است در هیچ نقطه از دست و بدن من جای خراشیدگی و آثاری وجود نداشته باشد. منطقی نیست که من او را به‌قتل رسانده باشم و سپس ساعت 11 شب که از عدم حضور همسرم در اتاقمان مطلع شدم فورا به دنبال او بگردم و پلیس را در جریان بگذارم. من حتی نمی‌دانستم که او ممکن است به قتل رسیده باشد. در اولین نگاهی که به استخرخانه‌مان انداختم تصور کردم او بر اثر سانحه‌ای به زمین خورده و این اتفاق باعث پرتاب شدنش در استخر شده است. من همسرم را دوست داشتم و از این که او را از دست داده‌ام از صمیم قلب متاسفم.» طبق آنچه که ماموران پلیس در بازجویی از نزدیکان و فرزندان این زوج دریافته‌اند  آن است که  آنها از مدت‌ها قبل مشاجرات طولانی و شدیدی با یکدیگر داشته‌اند که آنها را به نتیجه جدا شدن از یکدیگر رسانده است. به گفته خواهر جین که در واقع دوست صمیمی او بوده است این زوج پس از آن که از ملاقات با مشاوران خانواده به نتیجه‌ای نرسیدند تصمیم گرفتند از یکدیگر جدا شوند اما مشکل اساسی در این بین آقای رزبرو بود که حاضر نبود نصف‌ اموالش را طبق قانون به همسرش بدهد. او می‌دانست پس از جدایی از زن خود باید نصف اموالش را به وی بدهد و علاوه بر آن خرجی فرزندانش را تامین کند اما پول‌دوستی او سبب می‌شد که تنها به خاطر این موضوع هم جدا شدن از همسرش را به تعویق بیندازد. به گفته نزدیکان این زوج، آقای رزبرو مدام تکرار می‌کرده است که اگر نصف اموالش را به همسرش بدهد، مجبور است شرکتی‌ را که برای خودش دست و پا کرده بفروشد و به هیچ عنوان حاضر به این کار نیست. شرکت خدماتی کفن و دفن آقای رزبرو که چند سال قبل تاسیس شده بود در سا‌ل‌های اخیر و پس از ماه‌ها تلاش این زوج بالاخره به سوددهی رسیده بود و جدا شدن از این سود برای این مرد 43 ساله بسیار سخت به نظر می‌رسید، تا جایی که ظاهرا سبب شد که وی همسرش را هم بقتل برساند. «من همسرم را نکشتم. این‌که ما با هم دچار اختلافاتی بودیم را قبول دارم اما هیچ‌وقت نمی‌‌پذیرم که اتهام قتل به من زده شود.
او زن بسیار آرامی بود که در بزرگ شدن کارم به من کمک زیادی کرده بود و خودم می‌دانم تا همه عمر مدیون او هستم. بچه‌ها از مرگ او شوکه شده‌اند و اکنون باید با موضوع بزرگ‌تری همچون زندانی شدن پدرشان هم دست و پنجه نرم کنند. گاهی اوقات تصور می‌کنم، آن همه آرامشی که در زندگی داشته‌ام رویایی بوده که آن را از دست داده‌ام و اکنون در منجلابی گرفتار شده‌ام که خلاصی از آن وجود ندارد. بارها و بارها آن شب سیاه را برای بازجویان بازگو کرده‌ام و به آنها گفته‌ام که نقشی در مرگ همسرم نداشته‌ام اما باز هم با دلایل عجیبی که در دادگاه ارائه می‌شود من متهم شناخته می‌شوم. از جین می‌خواهم که این بار هم مثل تمامی مشکلات دیگری که در زندگی داشتیم به کمکم بیاید، شاید او بتواند مرا از برزخی که در آن گرفتار شده‌ام نجات و رهایی بخشد.» تحقیقات نشان می‌دهد که آقای رزبرو تنها یک ساعت مانده به تصمیم به قتل همسرش با وکیلشان تماس گرفته است. وی تمامی حرف‌هایش را مبنی بر این که در صورت طلاق گرفتن از همسرش چه مبلغ پول باید بپردازد به طور کامل با او مطرح کرده و در تمام مدتی که وکیلش از او در مورد تصمیم جدایی از همسرش سوال می‌کرده سکوت کرده است. پس از حضور وکیل این زوج در دادگاه وی عنوان کرد که آن شب چندین بار از آقای رزبرو پرسیده است که آیا تصمیم قطعی خود را برای جدایی گرفته است یا خیر و در نهایت جواب قطعی نگرفته است. این وکیل خبره مدعی است که صحبت با موکلش سبب شده است تا او تصور کند وی از طلاق دادن همسرش منصرف شده و راه دیگری را برگزیده است؛  راهی که هیچ‌کس تصورش را هم نمی‌کرد که به قتل رساندن و از راه برداشتن مشکلی به نام همسر باشد. «وکیل خانواده جین مدعی است که من به خاطر شغلی که داشته‌ام توانستم به راحتی هر چه که اثر از جرم وجود داشته است را پاک و به خوبی صحنه‌سازی کنم که در این کار نقشی نداشته‌ام اما این طور نیست. اگر من با همسرم درگیری فیزیکی پیدا می‌کردم لااقل یکی از همسایه‌ها باید از صدای ما خبردار می‌شد و یا آن که یکی از فرزندانمان متوجه می‌شد که ما درگیری پیدا کرده‌ایم. از نظر من، او توسط یک دزد و یا یک مهاجم مورد حمله قرار گرفته و قبل از آن که بتواند از خودش دفاعی بکند جان خود را از دست داده است. برای من جین هزاران هزار دلار ارزش داشت و این واقعا جای تاسف دارد که برخی تصور کنند من برای این که کار و شرکتم را از دست ندهم و یا حتی به خانواده‌ام کمک مالی نکنم حاضر شدم همسرم را به قتل برسانم. بچه‌هایم می‌دانند که من بی‌گناهم و بالاخره این بی‌گناهی یک روز ثابت خواهد شد. فقط امیدوارم آن روز خیلی دیر نباشد.»

مترجم: المیرا صدیقی‌
منبع‌: سی‌بی‌اس نیوز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها