«دعوت» دعوت حاتمیکیا از مخاطبان همیشگی آثارش برای تجربه فضایی جدید است؛ فضایی که لزوما با سینمای دلخواهش تعارض ندارد. مهم، تعهد به سینمایی است که به آن اعتقاد دارد و او به این مسیر تازه اعتقاد دارد. میشود روح تعهد را هم در فضای خاکریز و جبهه و پشت جبهه جست و هم در میان در و دیوارهای همین شهر خاکستری پیدا کرد.
دلمشغولی ها و دغدغههای هنرمند حد و مرز و فرمول و پیشفرض برنمیتابد و این حق مسلم هنرمند است که هر زمان که بخواهد به مضامین دلخواهش در هر سبک و زمینهای بپردازد. حقیقت این است که «دعوت» از این منظر میتواند جلوهای از یک تلاش مشروع باشد.
اپیزودهای فیلم با نخ تسبیح موضوعی «سقط جنین» به یکدیگر متصلند اما هریک را میتوان یک فیلم کوتاه درخشان خواند، هرچند یکی دو تا از آنها از منظر ساختاری بر بقیه برتری دارند مثل اپیزودی که در آن به بارداری در سنین بالا پرداخته میشود و همچنین اپیزود آخر که پرداختی حاتمیکیایی و حس و حال غریب اما دیرآشنای آثار او را یادآور میشوند.
«دعوت» فضایی غیرواقعگرا دارد و در عین حال، صحنههایش را در دل واقعیت میپرورد. نمادگرایی در اینجا محدود شده است به حلقههای ارتباطی شخصیتی و مضمونی بین اپیزودها. اینجا دیگر سقط جنین به خودی خود اهمیت چندانی ندارد، بلکه زندگی از هم گسیخته بازیگر زن، زن روشنفکر، زن ساده شهرستانی، زن سالخورده درگیر و دار سنتها و زن نازای بیپناه با حلقه واسط سقط جنین به یکدیگر متصل میشوند و ساختار هوشمندانه فیلمنامه، دائم ذهن و دل تماشاگر را درگیر موقعیتهای بغرنج و تقدیرگرایانه آنان کرده است.
اگر فیلم ساختاری تلویزیونی دارد و سرشار از کلوزآپ است یا از اعجاز تکنیکی «آژانس شیشهای» و «ارتفاع پست» در آن خبری نیست، آن را متناسب با فضای قصه و فیلمنامه بدانیم و این که تکنیک فقط در حرکت دوربین خلاصه نمیشود؛ تماشای قصهای که راحت و روان روایت میشود و حتی لحظهای تماشاگرش را رها نمیکند، خود سینماست!
اگر هم هنرپیشههای فراوان و حرفهای و برخی نامانوس با اعتقادات گذشته حاتمیکیا حضور دارند، دلیل بر هوشمندی و زیرکی کارگردان یکفیلم برای ارتباط بیشتر با مخاطب امروز است؛ مگر نه این که او قرار است «فرزند زمان خود باشد» و راز موفقیت او تاکنون نیز همین بوده است.
«دعوت» اگر اولین گام فیلمسازی چون حاتمیکیا برای ورود به سینمای اجتماعی باشد، نمایانگر آیندهای روشن برای فیلمساز پویای ماست. هر چند این به خودی خود نمیتواند دلالتی برای خروج همیشگی او از سینمای دفاع مقدس باشد، همچون مرحوم ملاقلیپور که در هر 2 حیطه سینمای جنگ و اجتماعی به توفیق دست یافته و حتی از منظری، یکی از بهترین فیلمسازان حوزه سینمای اجتماعی بود.
محمود گبرلو