در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این ضربالمثل در طول چند قرن، مخصوصا دوران شکوفایی زبان پارسی و بروز خلاقیتهای شاعران فارسیسرا مورد عنایت شاعران بزرگی چون سنایی، خاقانی و... بوده است اما چرا ما از آن سر در نمیآوریم؟
راههای قدیم کاروان رو و «جاده»های کهن ایران زمین به گونهای تنظیم و کشیده شده بودند که هیچ آبادی و واحهای تقریبا نبود که یک مسافر در طول سفر تجارتی یا زیارتیاش به آنها سری نزند و چشمهای تماشایش را غنا نبخشد. مسیر عتبات عالیات و حج نیز از کل ایران به خوزستان میرسید، سپس آبادان و پس از آن دریا...
نوع نوشتار و گویش انگلیسیها باعث شد شهر یا روستای کهن عبادان اسمش را یعنی اسم دیرین و کهنش را با «آبادان» عوض کند! این اتفاق در گفتار نیز افتاد؛ اورمیه یعنی شهری که بین دو رودخانه واقع است. حالا خیلیها از یاد بردهاند که ارومیه معنا و مفهومی ندارد ونام درست این شهر همان «اورمیه» است. بگذریم که بعضی از دگرگونیها و دگرگونیپذیریهای ناگزیر در زبان وجود دارد؛ قوانینی که زبانشناسان با آنها خوب آشنایند و از حوصله این بحث خارج است که به آنها حتی اشارهای شود.
عموم مردم میگویند: همه دانا / همه میدانند / همهشان باهوش و زیرکاند... و برای این اصطلاح کلی داستان از دوران صفویه به بعد مخصوصا رایج شده (چون قهرمان داستانها یا شاهعباس است یا یک شاه پس ازاو مثل نادر و غیره) اما همدان صورت دگرگون شده هنگ متان سپس هگمتانه است یعنی محلی که در آنجا سپاه گرد میآیند و آرایش نظامیشان کامل میشود؛ نوعی پادگان.
اسمهای ایران زمین، بسیار کهن، ریشهدار و بامسماست، مثل کرمانشاهان (که ربطی به شاه و غیره ندارد) اما برخی از این اسمها از بس کهن و باستانیاند، معنایشان در خاطره جمعی ما دیگر وجود ندارد، هرکس حدسی میزند، اما همه میدانند که قضیه طور دیگری است. مثل شهرستان چالوس و ...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: