در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهانی، 2/4 درصد جمعیت هر کشور افراد را دارای معلولیتهای متوسط و خیلی شدید تشکیل میدهند که 5/1 درصد آنان را نابینایان در برمیگیرند و بر همین اساس پیش بینی میشود در ایران 2 میلیون و 800 هزار معلول وجود داشته باشد که بیش از 400 هزار نفر آنان را معلولان نابینا و کمبینا تشکیل میدهند. هم اکنون در کشور ما بیش از 410 هزار نفر نابینا و کمبینا نیازمند خدمات توانبخشی هستند و تعداد نابینایان شناسایی شده تحت پوشش سازمان بهزیستی 76 هزار نفر است. براساس آمارهای موجود در داخل کشور نزدیک به 3 درصد کل جمعیت، کودکان مبتلا به بیماری تنبلی چشم، 28 درصد دچار ناراحتیهای عیوب انکساری مانند آستیگماتیسم و نزدیکبینی و حدود 32 درصد مبتلا به آب مروارید و آب سیاه هستند.
عصایی برای دیدن
باستانشناسان و مردم شناسان معتقدند عصا در هر دورهای نشان چیزی خاص بوده؛ در دورهای متعلق به جنگجویان بوده و در دورهای نشان اشرافیت محسوب میشده است. گاهی عصا به مفهوم معجزه بوده و گاهی نماد سلطنت و آمریت به شمار میرفته است. گاهی هم سمبل درخواست کمک بوده است مثل گدایان. گاهی هم سمبل حقوق افراد است مثل عصای سفید. عصای سفید نابینا نشانه حق و قدرت او و بیانگر درخواست احترام و راهنمایی گرفتن است. اما این عصا از کجا پیدا شد. استفاده از عصا به عنوان وسیله کمکی در رفتوآمد نابینایان از قرنها پیش متداول بوده است، ولی استفاده از عصای سفید به شکل امروزی سابقه زیادی ندارد. در سال 1921 میلادی یک عکاس انگلیسی که بر اثر سانحهای، بینایی خود را از دست داده بود، برای در امان بودن از خطر وسایل نقلیه دست به ابتکاری زد و از عصای سفید رنگ که براحتی برای همگان قابل دید باشد، استفاده کرد. از آن زمان این سمبل و نشانه فراگیر شد.
درجات و علل مختلف
نابینایی درجههای بسیار گوناگونی دارد. برخی هرگز نور را نمیبینند؛ برخی دیگر فقط میتوانند نور را از تاریکی تشخیص دهند. در میان نابینایان عدهای هم هستند که دید ناچیزی دارند. درصد اندکی از نابینایان نیز کور مادرزاد هستند. از سوی دیگر کاهش دید، 20درصد میانسالان را تحت تاثیر قرار میدهد. کاهش دید معادل نابینایی کامل نیست. نابینایی به این معناست که دقت بینایی فرد با اصلاح عدسی، بهتر از 2/20 نبوده یا میدان بینایی او بسیار محدود شده و به کمتر از 20 درجه رسیده است. هر کسی ممکن است به کاهش دید مبتلا شود، چون نابینایی علتهای متفاوت و مختلفی دارد و بیماریها و صدمات مختلفی میتوانند باعث کاهش دید شوند. بیماریهایی مثل آب سیاه، آب مروارید و تخریب ماکولای چشم در افراد مسن بیشتر دیده میشود. نابینایی بر اثر بیماریهای عمومی مختلف جسمینیز رخ میدهد. نابینایی در افراد مبتلا به دیابت، دیده میشود که براحتی قابل پیشگیری است. نابینایی پس از تولد بیشتر بر اثر بیماریهای چشمی رخ میدهد؛ مننژیت هم ممکن است عامل کوری باشد. حادثه و انفجار، 2عامل دیگر نابینا شدن است. در کشورهای در حال توسعه اغلب بیماریهای عفونی علت کوری هستند.
علت نابینایی در کشور ما از حالت جهان سوم که بیشتر بیماریهای عفونی است خارج شده و هر روز به آمار کشورهای صنعتی که بیماریهای چشمی شبکیه در بالغان است نزدیکتر میشود، ولی در حال حاضر ژنتیک و در راس آن بیماریهای شبکیه ژنتیک در اطفال، بالاترین آمار مربوط به نابینایی است؛ مشکلات ژنتیک که در راس آنها، بیماریهای شبکیه قرار دارد عمدتا در اثر ازدواجهای فامیلی به وجود میآیند.
قانون عصای سفید
سال 1950، سازمان آموزشی، علمی، فرهنگی ملل متحد (یونسکو) و شورای جهانی نابینایان در جلسهای مشترک، قانون عصای سفید را بررسی و تصویب کردند. این قانون شامل 7 ماده و 9 تبصره است. براساس قانون عصای سفید، دولتها موظف هستند نابینایان را در امور دولتی مشارکت دهند و زمینه اشتغال آنها را نیز فراهم کنند و همچنین این قانون، توجه خاص شهرداریها را به مساله تردد نابینایان معطوف داشته است.در این قانون برای شهروندان نیز تکالیفی تعیین شده است.به عنوان مثال رانندگان موظفند در صورت نزدیک شدن به نابینایی که از عصای سفید یا متالیک استفاده میکند، یا اینکه سگ راهنما به همراه دارد یا از بازوبند نابینایی استفاده میکند احتیاط لازم را به عمل آورند تا صدمهای به آن نابینا وارد نشود. از سوی دیگر، حقوقی نیز در این قانون برای نابینایان دیده شده است.به عنوان مثال نابینایان، حق استفاده آزادانه از خیابانها و بزرگراهها، پیادهروها، تسهیلات و امتیازات وسایل حمل و نقل همگانی چون هواپیما، وسایل موتوری، قطار، اتوبوس، اتومبیلها، کشتی و دیگر وسایل نقلیه و هتل، مسافرخانه، مکانهای عمومی و مراکز تفریحی و مذهبی و سایر مکانهای همگانی را دارند.
اقتصاد و اجتماع
از دست دادن بینایی، مشکلات فراوانی برای فرد مبتلا و خانواده او ایجاد میکند.نابینایی علاوه بر از دست رفتن اعتماد بهنفس و تواناییکاری مبتلا، پیامدهای جدی اجتماعی و اقتصادی نیز برای کشورها بخصوص کشورهای در حال توسعه در بر دارد. هر چند اطلاعات دقیقی از هزینههای اقتصادی نابینایی و معلولیت بینایی در دسترس نیست اما برآورد شده هزینههای سالانه مربوط به نابینایی در آمریکا حدود 1/4 میلیارد دلار بوده است. همچنین تخمین زده شده که در صورت پیشگیری از نابینایی قابل اجتناب، یکمیلیارد دلار در هزینهها صرفهجویی خواهد شد.
روز عصای سفید
روز جهانی نابینایان 15 اکتبر (24 مهر) هر سال با هدف توجه به مشکل نابینایی در سطح جهان برگزار میشود. بزرگداشت این روز در واقع اقدام جهانی مشترکی است از طرف آژانس بینالمللی پیشگیری از نابینایی، سازمان بهداشت جهانی و بعضی سازمانهای غیر دولتی بینالمللی که هدف آن، از بین بردن نابینایی قابل پیشگیری تا سال 2020 است.
مشکلی برای تمام فصول
اشتغال، مهمترین مشکل نابینایان است. بر اساس اعلام سازمان بهزیستی در سال 84 فقط 10 تا 15 نابینا جذب بازار کار شدهاند و این آمار در مقایسه با جمعیت نابینایان بسیار اندک و ناچیز است و دردی از آنان دوا نمیکند. برآورد میشود در حال حاضر بیش از 95درصد نابینایان تحصیلکرده کشور بیکار هستند.
در طرح جامع حمایت از حقوق معلولان، مساله اشتغال نابینایان نیز در نظر گرفته شده است، طوری که دستگاهها موظف شدهاند 3 درصد از میزان جذب و استخدام نیروی کار را به معلولان اختصاص دهند و همچنین 60 درصد ظرفیت اپراتوری دستگاههای تلفن را در ارگانهای دولتی نابینایان تشکیل دهند. اما زمانی که یک دهم اعتبارات مورد نیاز برای اجرایی کردن مواد این قانون اختصاص یافته است، عملا امکان اجراییشدن این قانون فراهم نیست.
شهر ناسالم
عنوان شهر سالم، شرکت شهر سالم و واژههایی از این دست را بارها شنیدهاید، اما آیا واقعا شهر برای نابینایان سالم است؟ طبق قانون تمام خیابانها و اماکن عمومی باید برای معلولان مناسبسازی شود. ضمن اینکه شهرداری موظف است بر اساس آنچه در قانون جامع حمایت از معلولان آمده ، برعملکرد کارفرمایان و بخش خصوصی در زمینه ساخت واحدهای مسکونی نظارت کرده و از صدور پروانه برای واحدهایی که از این امر سرپیچی و نکات مهندسی لازم را رعایت نکردهاند، خودداری کند.اما در عمل چنین اتفاقی نمیافتد.
همیشه شاهد بودیم حفاریهای شرکتهای مختلف آب و فاضلاب، گاز، تلفن و ... افراد سالم را نیز دچار مشکل میکند تا چه رسد به نابینایان. ناهمواریها و پستی و بلندیهای پیادهروها و کوچهها، پلههای زیاد مقابل در ورودی ادارات و شرکتها راه را برای تردد نابینایان ناهموارتر کرده است. البته وسایل حمل و نقل عمومی نیز وضعیت بهتری نسبت به خیابانها و اماکن عمومی ندارند.
مشکل ازدواج
ازدواج این روزها مشکل تمام جوانان است. مساله مسکن، اشتغال و ... مشکلی است که در پیش روی تمام جوانان قرار دارد.اما در خصوص نابینایان موضوع قدری پیچیدهتر است. بحث ازدواج دختران و پسران نابینا جزو آن دسته از مشکلاتی است که هنوز هم لاینحل باقی مانده است. مسوولان مرکز نابینایان رودکی معتقدند شاید تنها 20 درصد زنان و مردان نابینا تمایل دارند همسرشان نابینا باشد و اکثرا میخواهند با فردی بینا یا حداقل کمبینا ازدواج کنند که این امر بخصوص در مردان بیشتر از زنان دیده میشود. از سوی دیگر اصولا دختران در این زمینه با مشکلات حادتری دست به گریبان هستند چرا که به دلیل جنسیت خود بیش از آنکه انتخاب کنند، باید انتخاب شوند و مردان شانس انتخاب بیشتری دارند.
همه مسوولند
اگر کسی فقط برای چند روز مجبور شود با چشمان بسته زندگی کند، میفهمد زندگی بدون چشم چقدر سخت و عذابآور است. اما برخی افراد جامعه عمری را بدون بینایی زندگی میکنند و با زندگی کنار میآیند. این نکته غیر قابل تردید است که افراد نابینا به علت داشتن شرایط متفاوت با افراد بینا، حتی در صورت داشتن انگیزه و توان بالا نمیتوانند به تنهایی و بدون حمایت دولت به حداقل خواستههای خود در جامعه دست یابند.
حمایت از نابینایان مختص بهزیستی نیست، فرد نابینا حقی دارد و این حق را تمام جامعه باید رعایت کنند. رعایت این حق بر عهده بهزیستی نیست؛ شهرداری، راهنمایی و رانندگی و تمام ارگانهای دولتی باید پاسخگو باشند. صدا و سیما نقش بهمراتب بالاتری در آگاه سازی مردم دارد، متاسفانه در کمتر برنامهای به مشکلات قشر نابینا پرداخته میشود، البته نه فقط دستگاهها و مسوولان بلکه همه ما باید پاسخگو باشیم.
با وجود تفاوتهایی که میان افراد نابینا با دیگر افراد وجود دارد، نباید با هدف کمک و حمایت از آنها نگاه ترحمآمیز به روشندلان داشت، بلکه به جای نگاه ترحم آمیز باید به توانمندسازی آنها فکر کرد که این امر نیز فقط با حمایت یک سازمان و یا نهاد امکانپذیر نیست، بلکه باید سازمانهای مختلف نظیر سازمان بهزیستی، سازمان ملی جوانان، وزارت رفاه و... شرایط مناسبی را برای این افراد ایجاد کنند. فرد نابینا اول انسان است بعد نابینا. توقعی که او از مردم دارد، این است که او را باور کنند و بدانند که انسانهای نابینا هم یک شهروند مثل همه شهروندان هستند. اگر این باور وجود داشته باشد، آنگاه تمامی دستگاههای اجرایی کشور که موظف به ارائه خدمات به شهروندان هستند نابینایان را نیز جزو شهروندان محسوب میکنند. روز عصای سفید، روز بازخوانی مسائل و مشکلات نابینایان است.بد نیست از خودمان بپرسیم حالا که از نعمت بینایی برخورداریم، آیا حرمت آنانی که از آن بی بهرهاند را نگه میداریم؟ یا با نخوت و غرور چشمان خود را روی حقیقت بستهایم.
علی اخوان بهبهانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: