دیروز
اواخر دهه 60 موسیقی دلشدگان حاصل همکاری محمدرضا شجریان و گروه همآوایان که از سوی علیزاده راهاندازی شده بود، طرفداران این دو هنرمند را به وجد آورد. وقتی خبر همکاری آنها برای اجرای کنسرتی در کالیفرنیا، در ایران پیچید، خاطره شیرین شنیدن همین اثر بود که باز هم علاقهمندان را کنجکاوتر میکرد تا در انتظار نتیجه باشند.
در این سالها کیهان کلهر خارج از کشور فعالیتهای خود را در زمینه موسیقی ایرانی دنبال میکرد و آوازه این فعالیتها نیز به ایران رسیده بود. نمونههایی از همکاری مشترک او با هنرمند نامآشنای هندی، شجاعت حسین خان نیز به عنوان غزل منتشر شده بود اما کسی تصور نمیکرد که روزی این 3 هنرمند در کنار یکدیگر موسیقی اجرا کنند.
انتشار آلبوم شب، سکوت، کویر حاصل همکاری کلهر و شجریان ثابت کرد که تفکر شجریان برخلاف آنچه اکثرا گمان میکردند، با نوآوری تضادی ندارد. کمی بعدتر آلبوم زمستان است دلیل دیگری بر این مدعا شد و همکاری 3 استاد در اجرای موسیقی در مقام داد و بیداد که علیزاده آن را از 2 گوشه ایرانی استخراج کرده بود، حال و هوای موسیقی ایرانی آن زمان را تغییر داد.
اجرای کنسرت زمستان است که روی شعری از مهدی اخوان ثالث ساخته شده بود، در همان سالها اروپا و امریکا را پیمود. تلفیق گوشههای موسیقی و استفاده از شعر نو در کنار شعر کلاسیک که الفتی دیرینه با موسیقی ایرانی پیدا کرده بود و بسیاری گمان میکردند در موسیقی ایرانی جایی برای شعر نو نیست، فصل تازهای را برای این هنرمندان گشود. (البته پیش از آن نیز آثاری در این زمینه ارائه شده بود و حتی شجریان شعر قاصدک اخوان ثالث را اجرا کرده بود.)
یک سال بعد بیتو به سر نمیشود که این بار کیهان کلهر آهنگسازی آن را به عهده داشت، با اشعاری از مولانا ارائه شد. این قطعه در کنسرت همنوا با بم در سال82 برای همدردی با زلزلهزدگان بم و به امید ساختن مجتمعی فرهنگی، هنری و آموزشی در این شهر اجرا شد.
سال 1381 آلبوم فریاد با شعری از اخوان ثالث با همین نام حکایت از ادامه راه این گروه میکرد. در این آلبوم همایون نیز پدر را همراهی میکند و قطعه سمنبویان با شعری از حافظ و آهنگسازی کلهر به صورت دوصدایی اجرا میشود. قطعه فریاد از جمله کارهای شجریان است که نمونه کامل و موفقی از تلفیق موسیقی ایرانی و شعر نو به شمار میآید.
آخرین همکاری این گروه چهارنفره، کنسرت ساز خاموش بود که در آذر 84 اجرا شد. اگرچه علاقهمندان در ایران از همکاریهای آغازین گروه بهره چندانی نبرده بودند؛ اما آخرین اجرا در تالار بزرگ کشور هزاران نفر را سیراب کرد.
تصنیف ساز خاموش از ساختههای حسین علیزاده بود که از قطعات به یاد ماندنی این کنسرت بود. مخاطبان کنسرت خبر نداشتند، اما قرار بود این همکاری آخرین همکاری این گروه چهار نفره باشد.
امروز
حالا هر کدام از اعضا به کاری مشغول است. محمدرضا شجریان، حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان، امروز از هم جدا شدهاند و هریک دوباره به سراغ تجربههای شخصی خود رفتهاند. جدایی اعضای گروه همانقدر با تعجب همراه بود که همکاری آنها در آغاز همه را متعجب کرد. اما این بار بسیاری افسوس میخوردند که آنها را در کنار هم نمیبینند.
طرفداران هر کدام از آنها در ذهن خود به دنبال هنرمندان دیگری درخور و شایسته میگشتند تا به جای اعضای دیگر بنشانند. آن روزها بیشتر بحث بر سر این بود که چه کسی جای آهنگساز و نوازنده را برای آواز شجریان میگیرد و چه کسی برای ساز علیزاده یا کلهر میتواند خواننده مناسبی باشد.
مدتی پس از جدایی، زمزمههای همکاری خواننده نامآشنای ایران با مجید درخشانی، آهنگساز و نوازنده تاری که بتازگی از غربت بازگشته و در ایران سکنی گزیده بود، آغاز شد.
در این میان، شجریان کارگاههای آوازی را که از مدتها پیش به فکر برگزاری آن بود، به همت فرهنگستان هنر و خانه موسیقی برگزار کرد. این کارگاه که با بیش از 1600 متقاضی روبهرو بود بعد از آزمونهای اولیه با 450 نفر برگزار شد و در حال حاضر دوره سوم کارگاه خود را با 13 هنرجوی اصلی و 10 هنرجوی مستمع برگزار میکند.
2 سال بعد از آخرین اجرا در تهران با گروه استادان، شجریان سال 86 کنسرتهایی با گروه آوا به اجرا درآورد. گروه در بهار 86 کنسرت غوغای عشقبازان را به صورت تور دور دنیا به اجرا درآورد و سپس مرداد همان سال در تهران و بعد هم در اصفهان به اجرای برنامه پرداختند. از یاران گذشته همایون، هنوز پدر را همراهی میکرد. جای علیزاده و کلهر؛ مجید درخشانی، محمد فیروزی و سعید فرجپوری روی صحنه رفتند.
این همکاری نظر همه را به خود جلب کرده بود و البته حرف و حدیثهای زیادی بر سر درست و غلط بودن ترکیببندی سازها و غیره به دنبال داشت. اگرچه شجریان و درخشانی تابستان امسال هم با گروه آوا اجرایی در سلیمانیه عراق داشتند ولی به نظر میآید همکاری با این گروه برای آنچه شجریان در سر داشت کافی نبود، چرا که در ابتدای تابستان امسال شجریان و درخشانی با نوازندگان و ترکیب تازهای از سازها روی صحنه رفتند و تجربه تازهای را آزمودند.
این بار ترکیببندی سازها کاملتر از قبل بود، اما نوازندگان گروه بسیار جوانتر از آن بودند که بازهم بتوان شاهد اجرای بینقص و همتراز با تجربههای آن گروه چهار نفره بود.
عضو دیگر این گروه، حسین علیزاده سال83 همزمان با دورهای که با شجریان و کلهر همکاری میکرد، با اجرای کنسرتی به همراهی ژیوان گاسپاریان نشان داد که هنوز به دنبال تجربههای تازه و نو است. بعدها این کنسرت در قالب آلبومی به نام به تماشای آبهای سپید منتشر شد و تا مرحله نهایی جایزه گرمی برای بخش موسیقی جهانی پیش رفت.
پس از پایان یافتن همکاری با تشکیل گروه همآوایان از نوازندگان باز هم به دنبال تجربههای تازه و همسرایی و گروهخوانی در موسیقی ایرانی رفت. اگرچه این تجربه هنوز به درخشانی تجربههای گذشته نرسیده و نتوانسته نوآوریهای قبلی او را طی کند، اما علیزاده همچنان در زمینه همسرایی و اجرای موسیقی ایرانی به صورت چندصدایی فعالیت میکند. حاصل این تجربه سال 86 به صورت کنسرتی در 2 بخش دونوازی تنبک و تار و گروهنوازی در تهران به اجرا درآمد. علیزاده باز هم درجستجوی تجربههای تازه و با انگیزه تشکیل گروهی از جوانترهای موسیقی به کار خود ادامه میدهد.
پس از جدایی از شجریان و کلهر علیزاده گروهی دیگر به نام ضربانگ نیز شکل داد که حاصل آن اجرا در چند کشور اروپایی بود. ضربانگ گروهی تقریبا کوبهایاست که افرادی چون حکیم لودین نوازنده سرشناس افغانی، جاوید افسری راد، بهنام سامانی، پژمان حدادی نوازنده و رضا سامانی در آن حضور دارند.
این گروه هنوز در تهران اجرایی نداشتهاند. اما به نظر نمیآید که حاصل آن هنوز نتوانسته علیزاده و علاقهمندانش را راضی کند، چرا که او هنوز به دنبال تشکیل گروه دیگری با کمک کلهر است.
کیهان کلهر نیز همزمان با همکاری با علیزاده و شجریان تجربههایی نیز در زمینه موسیقی تلفیقی با یویوما و گروه جاده ابریشم را آغاز کرده بود. کلهر برای این گروه که از نوازندگان کشورهایی تشکیل شده که جاده ابریشم از آنها عبور کرده، قطعه 25 دقیقهای شبهای فیروزهای نیشابور را ساخت. این قطعه هنوز به صورت رسمی در ایران منتشر نشده است؛ اما بسیاری به همت عاملان پخش سیدیهای غیرمجاز آن را شنیدهاند. کلهر همچنان به فعالیت با شجاعت خان و یویوما ادامه میدهد. در اجرایی که او دو هفته پیش در سالن هالیوود بال لسآنجلس داشت، علاوه بر گروهی از نوازندگان ایرانی، بخشی از کنسرت نیز به اجرای قطعه شبهای فیروزهای نیشابور توسط گروه راه ابریشم اختصاص داشت.
پس از پایان همکاری گروه چهار نفره، او علاوه بر طرح از جمله غزل با شجاعت حسین خان و جاده ابریشم با یویوما طرح دیگری با یک نوازنده ترکیهای به نان اردل ارزنجان آغاز کرد. این پروژه اجراهای متعددی را در شهرهای مختلف جهان به نمایش گذاشت؛ اما حاصل آن در ایران تنها انتشار آلبومی با عنوان تا بیکران دوردست است.
اگرچه کلهر در ادامه فعالیت با هنرمندان خارجی به راهش ادامه میدهد، اما هنوز نمیدانیم در زمینه ارائه موسیقی ایرانی چه تصمیمی خواهد گرفت.
سال گذشته به همراه حمیدرضا نوربخش بداههنوازیای در پاریس به اجرا درآورد و امسال به همراه یک گروه پنج نفره از نوازندگان ایرانی و نوربخش به عنوان خواننده راهی آمریکا شده تا کنسرتهایی اجرا کند.
همایون هم در این چند سال علاوه بر اینکه همکاری با پدر را در پروژههایش دنبال میکند، توانسته همکاریهای متفاوتی با هنرمندان مختلف داشته باشد. او از 3 سال پیش با محمدرضا درویشی در طرح عبدالقادر و در گروهی که برای اجرای آثار او تشکیل شده همکاری میکند. اجرای آوازهایی که شیوه اجرایی آن به 700 سال پیش باز میگردد و چندان منطبق با موسیقی ردیف دستگاهی امروز نیست، تجربه تازهای است که همایون آزموده است.
به انتظار آینده
اگرچه هنوز هیچ کدام از طرحها و برنامههایی که هر کدام از هنرمندان این گروه آغاز کردهاند به اندازه همکاری چند سالهشان چشمگیر و گوشنواز نبوده است؛ اما میدانیم هر کدام برنامههایی را در سر میپرورانند و چشم به روزهای آینده دارند. آنچه در اعضای این گروه به اثبات رسیده، حرکت به سوی تجربههای تازه و دل را به دریا زدن است که هر کدام در حال حاضر مشغول همین کارند.
اما آنچه همه در انتظار وقوع آن هستند، آغاز همکاریهای مشترک حسین علیزاده و کیهان کلهر است که در ماههای اخیر این دو هنرمند صحبتهایی از آن کردهاند. قرار است این بار بدون حضور شجریان پدر و پسر علیزاده و کلهر طرح تازهای آغاز کنند و در آن از نسل تازه و جوانتری از نوازندگان و خواننده استفاده کنند. این پروژه برای هر دو هنرمند از اهمیت بالایی برخوردار است. شاید به دنبال تجربههای تازه و حلقههای گمشدهای میگردند که در گروه چهار نفره قبلی با وجود تمام موفقیتهایش نتوانستند به آن دست یابند.
آزاده شهمیرنوری
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟