فارس: ابراهیم حاتمیکیا میگوید: هیچگاه از سینمای دفاع مقدس خداحافظی نکرده است و مطمئنا در آینده، بازهم فیلم جنگی خواهد ساخت.
این کارگردان در گفتگو با فارس در پاسخ به این پرسش که آیا با فیلم «دعوت» که نخستین فیلم او در ژانری کاملا غیرجنگی است، مسیر جدیدی برای «سینمای حاتمیکیا» آغاز شده است، به این معنا که ممکن است موجب شود او دیگر سراغ مضامین دفاع مقدس نرود، میگوید: ابدا این چنین نیست، من سینمای جنگ را دوست داشته، دارم و خواهم داشت و مطمئنا در آینده بازهم فیلم جنگی خواهم ساخت. وی در عین حال، به مدیریت سینمای دفاع مقدس انتقاداتی را وارد میکند. به اعتقاد او تشکیلاتی که عقبه مالی و قدرت مالی خودش را از یک جریان نظامی بگیرد، به شکل طبیعی باید وامدار این جریان باشد و این بها ندارد.
کد خبر: ۲۰۹۴۳۰
حاتمیکیا در اینباره معتقد است: حتی یک بار هم پایم را به انجمن سینمای دفاع مقدس نگذاشتهام. چون از روز اولی که اینجا تشکیل شد، گفتم اینجا بهترین سیبل است برای دوستانی که میخواهند سینمای جنگ را قربانی کنند و متاسفانه به آن شلیک کردهاند.
حاتمیکیا با طرح این سؤال که چرا سینمای دفاع مقدس به قهقرا کشیده شده است، گفت: بخشی به دلیل مساله زمانی است که دارد از آن اتفاق فاصله میگیرد. اما بخشی دیگر هم به این دلیل است که عملا موانعی درست شد و به فیلمساز ، نوعی نگاه خاص نسبت به سینمای جنگ، تحمیل شد که در نتیجه فیلمساز خودش را کنار کشید و گفت: من اصلا نمیخواهم اینجوری حرف بزنم. چون این حرف، حرف من و جامعه نیست و تنها حرف یک عده خاص است.
او در تبیین وضعیت فعلی سینمای ایران میگوید: وقتی من فیلمساز سوژههایی را انتخاب میکنم که جذابیت مردمی ندارد، آپاراتچی سینما نور سالن را کم میکند، برای این که مدت عمر لامپش بیشتر باشد... از سوی دیگر، با تهیه کنندهای که با حداقل بودجه فیلمی را میسازد، یا ممیزیهایی که در تشکیلات ارشاد بابت سوژه فیلمها رخ میدهد و اجازه پدیدار شدن رنگ جدید و اجازه به وجود آمدن فرصتهای جدید و آزمایشهای جدید را در حوزه سینما نمیدهد، نمیتوان دلیل واحدی برای پدیدآمدن این وضعیت پیدا کرد.
حاتمیکیا با اشاره به دیدار تاریخی سینماگران با رهبر معظم انقلاب، اظهار میکند: اگر بخواهم میزانسنی را که رهبری در دیدار کارگردانان سینما داشتند، بازگو کنم، باید بگویم در آن میزانسن که رهبری در نوع چینش صندلیها، همسان با سینماگران و مدیران بودند، صحبتهایی کارشناسی از سوی رهبری درباره سینما و نسبت آن در جامعه، ایراد شد، و در حالی که در آن میزانسن، رهبری در کنار سینماگران و مدیران نشستند، مدیران سینمایی پس از آن دیدار، با فاصله از سینماگران قرار گرفتند. آن سخنان، نشان از این داشت که جریان سینمایی باید آگاهتر باشد.
اما متأسفانه بدنه مدیریتی سینما به هیچ عنوان نسبت به این موضوع آگاه نیست و هیچگونه مهندسی را برایش طراحی نکرده است.
وی ادامه میدهد: در چنین شرایطی طبیعی است که سینما نمی تواند نفس بکشد. واقعیت این است که در دهه 60 سینمای ما پر بود از رنگهای مختلف و هر طیفی را راضی میکرد اما در دهه فعلی رنگهای مختلف دیده نمیشود. وی میافزاید: آقایان حاضر در وزارت ارشاد یک اتوبوس ساخته بودند، اتوبوسی که قرار بود مسافران آن ما باشیم و سوار آن شویم تا به مقصد برسیم، اما این اتوبوس در حال حاضر پر است از کارمندان خود وزارت ارشاد. اما اکنون کار به جایی رسیده است که این اتوبوس را ما باید هل بدهیم، یعنی نه تنها ما را سوار این اتوبوس نکردهاند، بلکه باید پیاده برویم تا سینما پیش برود در حالی که قرار بود ما مسافران این اتوبوس باشیم!
این کارگردان میگوید: واقعیت این است که آن مهندسیای که رهبری انتظارش را داشتند، اصلا رخ نداده است و هیچکس هم نیست که این نقد را به سمت آنها برگرداند، که شما باید جواب بدهید و بگوئید از آن موقع تا حالا چه کردهاید؟ و اگر کاری کردهاید چرا جواب نگرفتهاید؟
من هم میگویم امروز وضعیت سینما وضعیت خوبی نیست، اما با همه اینها، من فیلمساز چه نقشی دارم؟ حتی من تاکید را بیشتر میکنم و میگویم من فیلمساز آرمانگرا چه وظیفهای دارم؟ آیا آرمان من یکی از مولفههایش این نیست که مخاطب را جذب کنم؟ نباید من سینمایی را داشته باشم که مخاطب احساس کند باید فیلم من را ببیند؟ آیا نباید مؤلفههایی را رعایت کنم که مخاطب ایرانی جذب فیلمهای من شود؟
حاتمیکیا در ادامه آسیب شناسی خود از سینمای ایران، میافزاید: من هنوز هم جشنوارهها را بلای جان سینمای ایران میدانم، به این دلیل که جشنوارهها مانند نفتی است که در ایران وجود دارد و همانطور که این نفت بلای اقتصاد مملکت شده است، جشنوارهها هم بلای جان سینمای ما شد.
حاتمیکیا میگوید: من معتقدم بخشی از این موضوع به من فیلمساز و فیلمنامهنویس برمیگردد و بخشی دیگر به جریانی که در سینما مانع میتراشد. حرف من این است که در یک چنین وضعیت اضطراری، بر من فیلمساز بقای مخاطب به هر شکلی لازم است، اما نه به هر مجوزی. باید یک چیزهایی را در فیلمهایمان رعایت کنیم تا مخاطب را با سینما آشتی دهیم. این نگاه عبوس را باید از خودمان بگیریم و این در درجه اول بر من فیلمساز واجب است که بتوانم با این مخاطب ارتباط برقرار کنم.
وی میافزاید: من میگویم این یک چرخه کاملا معیوب است که در جامعه سینمایی ما رخ داده است. همه به تعریفی غریبه شدهایم و یک محشر کبری به جهت روابط برپا شده است.
هنوز هم ما فیلمسازان یک سوءتفاهم تاریخی نسبت به همدیگر داریم و هنوز همدیگر را با ایسمهایمان از هم تفکیک میکنیم. 30 سال است که از عمر انقلاب اسلامی ایران میگذرد و هنوز هم این احساس در ما از بین نرفته است. چه در آدمهایی که به نوعی انقلابی - مذهبی هستند و چه کسانی که اپوزیسیون هستند، این اتفاق نیفتاده و ما نتوانستهایم این مسائل را فراموش کنیم.
وی درباره به نمایش در نیامدن «به رنگ ارغوان» میگوید: امیدوارم با نمایش «به رنگ ارغوان» نظام همه تحملش را نشان بدهد. 30 سال زمان تثبیت این نظام بوده و با وجود افرادی مثل ما که در جهت نظام کار کردیم، این فیلم میتواند از جشنواره فجر به پرده سینماها برود. «به رنگ ارغوان» هم مثل بقیه فیلمهای من است اما اصلا دلم نمیخواهد افتخار کنم به اینکه فیلمم در محاق توقیف است و دلم میخواهد که این هدیه را از این دوستان میگرفتم و تحمل میکردند تا مردم این فیلم را ببینند.