در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خوب به عکس نگاه کرد! بعدش از عمه پرسید «عمه جون اینو نگاه کن، این بچه چرا برای گلها آب میریزه؟».
عمه گفت: «ببینم چیه؟ آهان اینو میگی، خب اون داره به گلها آب میده، میدونی عزیزم گلها و گیاهان همشون برای زنده موندن و بزرگ شدن به آب و نورخوشید احتیاج دارن، تازه، ما باید خیلی مواظبشون باشیم.»
کوچولو نگاهی به عمه انداخت و گفت: «همه گلها آب میخوان؟»
عمه لپ او را کشید گفت: «بله گل من!»
بعد از این حرفها کوچولو آب خواست، عمه هم یک لیوان آب به او داد.
کوچولو دنبال بازی رفت و عمه مشغول کارهایش شد.
مدتی که گذشت عمه متوجه شد هیچ خبری از کوچولو نیست، یه کمی نگران شد!
دنبالش گشت، او را در اتاق دیگری پیدا کرد. اما با تعجب دید کوچولو داره آب توی لیوان را روی فرش میریزد؟!
گفت «آی شیطون نریز! این چه کاریه؟»
کوچولو گفت: «مگه شما نگفتی ما باید به گلها آب بدیم تا بزرگ بشن؟ خب منم دارم به گلهای فرش آب میدم تا بزرگ و خوشگل بشن؟!».
رضا بداقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: