در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریال و مجموعههایی که در ژانر خانوادگی قرار میگیرند، تعریف و مولفههای شناختهشدهای دارند، از همین رو به سوژه و ساختارهای رواییای دست میزنند که برای همه آشکار و آشنا به نظر میآیند.
به عنوان مثال، در چنین تولیداتی زنان به گونه محوریتری مورد پردازش قرار میگیرند و داستانهای آنها ما را به دنیای زنانهای میبرند که در آن زن جنبه مستقلتری دارد و هرگز به آلت دست مردان بدل نمیشود.
در چنین آثاری با در نظر گرفتن فضای فرهنگی، با این که زن هرگز نمیتواند قدرتش را برای تاثیر بر مرد به طور کامل اعمال کند، اما این امکان و مجال همیشه برای او وجود دارد. چنین تولیداتی از جهت شیوههای روایی نیز معمولا از فرمولهای واحدی پیروی میکنند. گرهافکنی، ایجاد بحران یا نقاط اوجهای قابل پیشبینی، در این ساختار، به فراوانی به چشم میآیند.
مشابهت موضوع، مضمون و پرداخت نمایشی، اگرچه در همه ژانرهای نمایشی قابل مشاهده است، اما این وضعیت در ژانر خانوادگی نمود پرفروغتری دارد. در چنین وضعیتی واضح است که سریال و مجموعههای خانوادگی باید به عناصر محتوایی و دراماتیکیای توجه داشته باشند که میتوانند به آنها جذابیت عمیق و گیراتری دهند.
با نگرش تطبیقی بین پاتوق و مسافرخانه سعادت، همرنگیهای بسیاری را بین این دو خواهیم دید. در مسافرخانه سعادت نظیر پاتوق، مکانی عمومی برای بیان موضوع و مضامین آنها مورد توجه قرار گرفته است.
از نظر موضوعی، سوژهها بیش از آن که برآیند واقعیتهای جامعه باشند، سلیقه و برداشت ذهنی و شخصی نویسندگان متن هستند نه برگرفته از تحقیق و پژوهشهایی که توسط صاحبنظران انجام میگیرند.
طرح این دیدگاه، از آن رو اهمیت دارد که چنین تولیداتی با در نظر گرفتن مجال و وسعتی که دارند، میتوانند به مشکلات و مضامینی بپردازند که بیشتر مورد نیاز جامعه و خانوادهها هستند. به عنوان نمونه بر مبنای آمارهایی که ارائه شده است، میزان طلاق، گاه به اندازه تعداد ازدواجها و حتی در مواردی جلوتر از آن بوده است، یا عامل بسیاری از طلاقها، بیکاری و اعتیاد به شمار میرود.
همچنین کمتر روزی است که در صفحه حوادث جراید و دیگر رسانه ها ، واقعهای درباره خیانت همسران ، همسرکشی یا کودکآزاری منعکس نشود.
افزون بر این، بالا رفتن میانگین سن ازدواج، گسترش جمعیت سالمندان در آیندهای نهچندان دور و واقعیتهایی دیگر از این قبیل، طراحان ساخت چنین مجموعههایی را ناگزیر میکند در سامان دادن و گزینش موضوع، به چنین اولویتهایی توجه داشته باشند.
مجموعه مسافرخانه سعادت از جهت موضوع و محتوا، به بیان نکات مطلوب و راهگشایی میپردازد، باید اذعان داشت سوژه و مضمون ارائه شده، از منظر دراماتیکی، پرداخت جذاب، پرکشش و خلاقهای ندارد.
در روایت مردی که به سرطان مبتلا شده، اثر از نظر موضوع، محتوا و پیام، غنا و ارزشهای مطلوبی دارد، ولی از جنبه نمایشی با کاستیهایی جدی روبهروست. به عنوان مثال، در این بخش روشن نمیشود دلیل ناامیدی مرد مبتلا به بیماری صعبالعلاج، از جهت حسی و عقلانی چه بوده، یا چرا او به سهولت به درخواست همسرش برای بازگشت مجدد به کانون گرم خانواده پاسخ مثبت میدهد. در کنار آن، انگیزههای عاطفی و نکات محتوایی مطرحشده، جلوه نمایشی مطلوب و اثرگذاری پیدا نکردهاند.
ریشه این ضعف را میتوان در ورود و خروج هر قسمت درباره موضوع، به گونهای سریع و کلی دانست. این خصوصیت موجب شده است مخاطب احساس کند به جای مواجه شدن با اثری نمایشی، با مجموعهای روبهروست که به علت مستقیمگویی و دیگر مولفههایی که برشمردیم، تناسبی با این ساختار روایی ندارد.
وقوع چنین چالشی به سبب عدم همراهی و همگامی ظرفیت زمانی هر بخش از یک سو و قابلیتهای دراماتیکی آن از طرف دیگر است. به سخنی دیگر، کوتاه بودن مدت هر قسمت، مجال خلاقه و هنرمندانهای را برای خودنمایی دراماتیکی موضوع ایجاد نمیکند.
مجموعه و سریالهای خانوادگی به موازات هواخواهان انبوهی که در میان مخاطبان دارند، با مخالفانی که در حیطه نخبگان و صاحبنظران یا مخاطبان خاص و متوسط قرار میگیرند، مواجهند. آنها بر این پندارند که واقعیت و مشکلات پیچیده جامعه و خانواده امروزی، به کلیشه و فیلمنامههای شعاری و سطحی تنزل یافته است.
با وجود این آثاری مانند مسافرخانه سعادت این بخت را دارند که با پشتوانه زمان، به پرداخت سوژههایی اقدام کنند که به زندگی واقعی شبیهتر است و با پردازش جزییتر آنها جلوه کاربردی و راهگشاتری را از خود به نمایش بگذارند.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: