نگارخانه و گالریها جزو مهمترین مرکز تجسمی و هنری برای نمایش آثار هنری به شمار میروند. در تمام کشورهای دنیا نگارخانهها و گالریهای تجسمی جزو جدانشدنی هنر به شمار میروند و این در حالی است که در کشور ما هنوز تعریف درستی از نگارخانهها وجود ندارد.
اغلب مردم کشورمان اطلاعات دقیقی از نگارخانهها که مکانی برای نمایش آثار هنری است ندارند. در چند سال اخیر نگارخانههای زیادی بویژه در تهران فعال شدهاند که براساس چارچوب تعیین شدهای آثار هنرمندان را به نمایش میگذارند و به طور حتم نگارخانه و گالریها جزو اساسیترین مراکز هنری برای معرفی آثار هنرمندان نسل جدید محسوب میشوند.
نگارخانه محلی است که آدمی را به آرامش برای تفکر و اندیشه در فکر و تجربه نگرش هنرمندانه به جهان پیرامون و پدیدههای آن دعوت میکند، از این روست که به دور از هیاهو و غوغای روزمره، روح و روان سیقل مییابد و اندیشه فضای جولان گستردهتری پیدا میکند. از این رو بهره گرفتن از توان و قدرت تجسم هنرمندان عواملی عقلی و حسی را توامان به نمایش میگذارند که گاه به ورای صورت اشیاء و رخدادها رخنه کرده و جلوهگاه احساس و عواطف فردی میشود. مکانی برای تخیل، تعقل و جلوهگری ذهن؛ از این روست که نگارخانهها جایگاه و منزلتی بیبدیل مییابند.
از دیگر سو نگارخانهها گلوگاههای محرک گردش چرخه اثر هنری بین مردم و هنرمند و در نهایت آن رونق بخش حوزه اقتصاد هنرند که امید است با عنایت و حمایت بیشتر از آنها بتوان زمینه مناسبتری را برای ایفای نقش واقعیتر در جامعه فراهم ساخت.
چند سال پیش و در دوره دولت هفتم، قانونی به تصویب رسید که وزارت ارشاد و مدیریت امور تجسمی آن موظف است پیش از چیدمان آثار در نمایشگاههایی که در نگارخانهها و گالریها برپا میگردد نظارت مستقیم داشته باشد و به روی دیوار رفتن آثار منوط به اجازه ارشاد باشد. با انتصاب محمود شالویی به عنوان مدیر امور هنرهای تجسمی بار دیگر ضابطه دریافت مجوز برپایی نمایشگاهها مطرح شد. هرچند این طرح در سالهای گذشته نیز اجرا میشد، اما در دوران مدیران قبلی نظارت جدی در این زمینه صورت نمیگرفت.
محمود شالویی درخصوص این قانون میگوید: همه نمایشگاهها، اکسپوها و برنامههای مختلف هنرهای تجسمی که از سوی ارگانهای مختلف دولتی یا خصوصی برگزار میشود، باید با هماهنگی دفتر امور هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد.
شالویی اظهار میدارد: طبق قانون مصوب سال 1373 مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد باید از برگزاری همه برنامههای تجسمی کشور مطلع باشد و پیش از برگزاری هر نمایشگاهی با این مرکز هماهنگی لازم صورت بگیرد، اما متاسفانه بدون آن که این قانون لغو شده باشد، به طور جدی به آن عمل نمیشده است. این در حالی است که مرکز هنرهای تجسمی که متولی برنامههای تجسمی کشور است و در این زمینه مسوول و پاسخگوست، از برگزاری بسیاری از برنامههای تجسمی مطلع نبود.
وی میافزاید: این نامه برای سازمانها و نهادهای برگزارکننده برنامههای تجسمی ازجمله سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، حوزه هنری، بنیاد شهید، دانشگاهها، نگارخانهها، بانکها و... ارسال شده است و ضمن استقبال از همکاری آنها در برگزاری این گونه نمایشگاهها، از آنها درخواست کردیم که طبق قانون، برگزاری نمایشگاهها و فعالیتهای خود را در زمینه هنرهای تجسمی به اطلاع مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد برسانند و با هماهنگی وزارت ارشاد فعالیتهای تجسمی خود را انجام دهند.
شالویی با بیان این که این قانون تاکنون حالت برزخی یافته بود میگوید: هر مدیری در سیستم مدیریتی خود موظف به اجرای قانون است و ما هم هیچ گونه محدودیتی را با اجرای این قانون ایجاد نکردهایم، ضمن این که طبق این قانون، کاملا منطقی است که متولی برنامههای تجسمی کشور از برگزاری هر گونه فعالیت در زمینه هنرهای تجسمی مطلع باشد.
شالویی تاکید میکند: همه ارگانها و دستگاههایی که به برگزاری برنامههای مختلف در زمینه هنرهای تجسمی اقدام میکنند، باید یک هفته پیش از برگزاری نمایشگاه با مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد هماهنگ کنند و انتظار داریم که همگان در زمینه اجرای قانون با ما همکاری نمایند.
در این رابطه و درخصوص این قانون، لیلی گلستان مدیر گالری گلستان میگوید: در دولت قبلی هم ما مجبور به ارسال عکس آثار نمایشگاهها بودیم تا بعد از بررسی و کسب مجوز نمایشگاه برپا کنیم که نسبت به این مساله هم همیشه معترض بودیم. در دوران وزارت مهاجرانی درخواست کردیم که به نگارخانهداران اعتماد شود و هر نگارخانهداری مسوولیت آثار آویخته بر دیوار نگارخانهاش را بپذیرد که این درخواست پذیرفته شد و در دوران مدیریت حبیبالله صادقی در دفتر امور هنرهای تجسمی نیز این مساله همچنان رعایت میشد، اما در دوران مدیریت آقای شالویی این مساله دوباره به جریان افتاده و نگارخانهداران را با مشکلاتی روبهرو کرده است.
وی میافزاید: آقای شالویی این مساله را به مصوبهای مربوط دانستند که گمان نمیکنم مصوبه مجلس باشد و بیشتر یک مصوبه درون سازمانی است و میتوان درباره آن صحبت کرد و امیدوارم در جلساتی که با آقای شالویی خواهیم داشت، ایشان این تحمل را داشته باشند که با نگارخانهداران صحبت کنند و درددل آنها را بشنوند.
هرچند این جریان در دورههای قبل اجرا نمیشد، ولی به این معنا نیست که شالویی نتواند از حق نظارتی خود استفاده کند که به هر حال هر تصمیم مدیریتی هم موافق و هم مخالف خواهد داشت هرچند شالویی چند روز پیش در نشستی که با حضور محمدحسین ایمانی خوشخو معاون هنری وزارت ارشاد با نگارخانهداران داشت، از طرح جامع برای ایجاد نمایشگاه فروش آثار هنری در آینده نزدیک خبر داد و خواستار مشارکت فعال نگارخانهها شد.
وی همچنین خواستار ارتباط نزدیکتر نگارخانهها با مرکز هنرهای تجسمی کشور شد: «هر چقدر ارتباط ما با شما نزدیکتر باشد، یقینا میتوانیم از این ارتباط نزدیک در جهت اعتلا و توسعه هنری بهرهبرداری بیشتری داشته باشیم و مردم و جامعه هنری هم از ما و شما انتظار چنین همکاری، هماهنگی و همدلی را دارند».
حقیقتشناس مدیر انجمن نقاشی نیز درباره دریافت مجوز برپایی نمایشگاه از سوی هنرمندان و نگارخانهداران میگوید: به هر حال هنرمندان قبلا هم برای برپایی نمایشگاه با مشکلاتی مواجه بودند و ممکن بود پیداکردن یک نگارخانه مناسب یا اتمام کارها تا زمان نمایشگاه برای آنها دشوار باشد، اما مجوز برپایی نمایشگاه به این مشکلات دامن میزند چون ممکن است تا آخرین لحظه معلوم نباشد که نمایشگاه مجوز دریافت میکند یا نه و این که برخی از هنرمندان تا زمان برگزاری نمایشگاه کارهای خود را به اتمام نرساندهاند در حالی که برای گرفتن مجوز باید چند هفته زودتر کارهای خود را تمام کرده باشند تا بتوانند از آنها عکس بگیرند و به وزارت ارشاد برده و مجوز را کسب کنند.
رئیس انجمن نقاشان افزود: این کار تا حدی به کار هنری آسیب میزند و به نظر میآید هنرمندان باید از این لحاظ هزینهای نیز برای عکاسی آثار بپردازند.
کم شدن سرعت کار نگارخانهها
مدیر نگارخانه آریا معتقد است که دریافت مجوز برپایی نمایشگاه در نگارخانهها بر روند سرعت کاری آنها و خلاقیت هنرمندان موثر خواهد بود.
آریا اقبال، مدیر نگارخانه آریا و یکی از اعضای گروه هفت نگاه درباره تاثیر دریافت مجوز برپایی نمایشگاه میگوید: مجوز برگزاری نمایشگاه در میزان رفت و آمد مردم به نگارخانهها تاثیر نمیگذارد، اما مشکلات دیگری پیش میآید که ازجمله آن تاخیر در روند سرعت کار نگارخانهها و خلاقیت هنرمندان است؛ زیرا بسیاری از هنرمندانی که در نگارخانهها نمایشگاه برپا میکنند تا آخرین لحظه کار میکنند و حتی یک هنرمند زمانی که موعد نمایشگاهش مشخص شد تازه با خیال راحت و آسوده به خلق آثار میپردازد.
وی میافزاید: وقتی قرار باشد برای نمایشگاهها مجوز بگیریم، هنرمند باید تا آخرین لحظه نگران باشد که مجوز دریافت کند و برای همین ممکن است روی کارش هم تاثیر بگذارد چون باید خیلی زودتر از موعد نمایشگاه، از آثار عکس بگیرد تا برای برای دریافت مجوز اقدام کند.
وی درخصوص تاثیر مجوز بر نگارخانهها نیز توضیح داد: ما معمولا از یک؛ فصل زودتر جدول نمایشگاههای خود را آماده میکنیم تا برنامه کاریمان مشخص باشد، اما درصورتی که بخواهیم مجوز دریافت کنیم، در جدولبندی برنامهها هم موثر است چون ممکن است یکی از هنرمندان نتواند مجوز دریافت کند و زمانی این مطلب را دریافت کرده باشیم که دیگر نتوانیم در آن موعد از هنرمند دیگری دعوت کنیم تا آثارش را به نمایش بگذارد که در روند سرعت کار نگارخانهها مهم است و یک هفته نگارخانه بدون نمایشگاه میماند.
اقبال یکی از نتایج کسب مجوز را فضای بیاعتمادی میداند: یکی از نتایج کسب مجوز برای برپایی نمایشگاه، پایان دادن به فضای بیاعتمادی است که میان نگارخانهدار و وزارت ارشاد رخ میدهد. این در حالی است که در طول سالهایی که ما نمایشگاه برگزار میکردیم و اجباری برای دریافت مجوز نبود، مشکلی پیش نیامد زیرا مدیران نگارخانهها با هنجارهای جامعه آشنا هستند و میدانند چه آثاری باید به نمایش درآید. مسلما اگر به نظر میآمد کاری با ارزشهای جامعه مغایرت دارد، مسوولان نگارخانه اجازه نمایش آن را نمیدانند.
نظارت مستقیم بر گالریدارها اجرایی نیست
علیرضا سمیعیآذر، مدیر اسبق مرکز امور تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره وضع قانون نظارت بر نمایشگاههای گالریها پیش از برپایی میگوید: این جریان قانون نیست، بلکه مقرراتی است که مرکز هنرهای تجسمی برای مکانیسم نظارت بر فعالیتهای گالریها وضع کرده است.
وی میافزاید: در هر دوره این مقررات از سیاستهای مرکز تبعیت میکند. در دورهای سیاست وزارت ارشاد حمایت از گالریها و اعطای مسوولیت ارائه آثار هنری به مدیران گالریها بود و در این دوره ظاهرا سلب مسوولیت از گالریها و تقبل آن از سوی مرکز هنرهای تجسمی مدنظر است.
وی این مقررات را مقرراتی درون سازمانی مینامد: مرکز هنرهای تجسمی میتواند برای محکم کردن این مقررات آن را به امضای وزیر ارشاد یا معاون هنری وی برساند، ولی این کار تاکنون صورت نگرفته است.
سمیعیآذر نظارت بر گالری را حق مسلم وزارت ارشاد میداند: این نظارت قانونی بر نمایشگاههای داخلی، حق مسلم مرکز امور تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که شیوه اعمال این حق و دستورالعمل آن را نیز خود ارشاد تنظیم میکند.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر این که به نظر شما آیا این روش نظارت صحیح است یا خیر، میگوید: اگر من به این شیوه اعتقاد داشتم، خودم آن را عملی و اجرا میکردم!
وی این طریقه نظارت را شیوهای کمثمر توصیف میکند: وزارت ارشاد این امکان را ندارد که بر کلیه گالریهای سراسر کشور یا حتی تهران نظارت مستمر و مستقیم داشته باشد. این کار نیاز به حجم وسیع عملیات نظارتی دارد.
مدیر اسبق موزه هنرهای معاصر تهران میافزاید: امور تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با مبادرت به این کار انرژی خود را صرف کارهایی که بتوان آنها را سودمند و بهینه نامید، نمیکند.
وی این کار را سلب مسوولیت از گالریها میداند: یک نفر مجوز گالری داری را از ارشاد میگیرد و بعد هر اثری را که بخواهد با مسوولیت ارشاد به نمایش درمیآورد، این گزینه یکی از نتایج این قانون است.
وی میگوید: وقتی وزارت ارشاد پس از بررسیهای زیاد به یک گالری مجوز میدهد، به این معنی است که صلاحیت او را تایید کرده پس باید به استناد این تاثیر صلاحیت به او این مسوولیت را بدهد که به نیابت از مرکز امور تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کنترل و نظارت کافی روی آثار داشته باشد.
وی ورود به این جریان را برای ارشاد مناسب نمیداند: ورود به این مساله چیزی جز دردسر برای وزارت ارشاد نخواهد داشت و به اعتقاد من اصل نظارت را هم مخدوش میکند زیرا راههای فرار از زیر فشار این قانون توسط برخی پیدا خواهد شد.
مدیر اسبق مرکز امور هنرهای تجسمی نفس اعمال این قانون را به معنای عدم اعتماد به گالریدارها و جامعه هنرهای تجسمی برمیشمرد: جامعه تجسمی کشور ما هرگز درصدد ارائه چیزهای خلاف شئونات اسلامی و فرهنگی جامعه نبوده و نیست و طی این چند سالی هم که این مقررات بود ولی عملی و اجرایی نمیشد مورد نقضی برای این قانون پیدا نشد.
دریافت مجوز برپایی نمایشگاه به سلیقه مدیران برمیگردد
ایرج اسکندری دریافت ضابطه مجوز برپایی نمایشگاههای تجسمی را که با انتخاب مدیر جدید امور تجسمی قرار است از سر گرفته شود، به سلیقه مدیران نسبت داد.
ایرج اسکندری، نقاش و مدرس دانشگاه معتقد است این طرح ضابطهای بوده که گاهی از سوی مدیران نادیده گرفته شده است: برخی ضوابط از گذشته در وزارت ارشاد وجود داشته که جنبه قانونی هم دارد، اما بعضی از مدیران بنا به خواست و سلیقه خود آن را تعریف کردهاند. به همین سبب گاهی دریافت مجوز نادیده گرفته میشد.
وی درباره نحوه عملکرد مدیران سابق در این زمینه توضیح داد: در گذشته ما برای برپایی نمایشگاه از آثار عکس میگرفتیم تا پس از مشاهده کارها توسط مدیران، مجوز دریافت کنیم، اما این قانون در زمان مدیریت آقای سمیعآذر براساس سلیقه ایشان حذف و در زمان آقای حسینیراد بار دیگر مطرح شد. در دوران آقای صادقی نیز اقدامی در این زمینه صورت نگرفت، اما آقای شالویی تصمیم گرفته است بار دیگر ضابطه را اجرایی کند.
اسکندری ادامه میدهد: این مساله به سلیقه مدیران برمیگردد یعنی یک مدیر تصمیم میگیرد در وهله اول هنرمندان را آزاد بگذارد و در صورتی که مشکلی پیش آید، با آنها برخورد کند، اما مدیر دیگر براین باور است که از ابتدا باید مجوز صادر شود. همانطور که در زمینه مطبوعات هم چنین قانونی اجرا میشود یعنی مانند گذشتههای دور، روزنامه پیش از انتشار مورد بازبینی قرار نمیگیرد و مطبوعات مختار هستند مطالب خود را طبق ضوابط قانونی منتشر کنند، ولی اگر از حدود قانونی تخطی کنند، با آنها برخورد میشود.
این استاد دانشگاه میافزاید: به هر حال این قانون ضابطهای است که وجود داشته است هرچند گاهی اجرایی نمیشود و انجام دوباره آن مقداری زحمت برای هنرمندان ایجاد میکند چون آنها مجبورند از تمام کارها عکس بگیرند.
نظارت در اختیار ناظران واقعی
بیشک نظارت داشتن حق مسلم یک مدیر در سطح کشور، است و اگر یک مدیر نظارتی بر واحد تحت نظارت خود نداشته باشد نمیتواند مدیر موفقی باشد. البته این دلیل نمیشود که چون سمیعی آذر و صادقی به نگارخانهها اعتماد کرده و کار نظارت را به آنها سپردند مدیران خوبی نبودند، بلکه آنها هم نظارت بر نگارخانهها را داشتند ولی این نظارت را به بعد از برپایی نمایشگاه موکول کرده بودند. مدعی این جریان هم جریان گالری هما بود که در دوره صادقی پیش آمد.
بسیاری از ایراداها و گلایههای گالری داران بیلطفی است. این که هنرمندان باید از آثار خود عکس بگیرند، هنرمندان کار خود را تا لحظات آخر آماده نمیکنند یا این که گالریدارها زمان را برای برگزاری نمایشگاه از دست میدهند، همگی با کمی نظم و کمی صرف وقت برطرف میشود و روال بعد از مدتی عادی خواهد شد.
متاسفانه در گیر و دار این جریانها کمتر کسی به این موضوع بسیار مهم اشاره میکند که «اگر قرار است نظارتی باشد، ناظران چه کسانی هستند؟».
باید منتظر ماند و دید که شالویی برای این منظور و برای این بازرسی چه کسانی را انتخاب میکند که به هر جهت وی میتواند با به کارگیری و استفاده از افرادی لایق و اساتیدی که مورد اقبال عمومی باشند و گالریدارها نیز آنها را قبول داشته باشند به این بحثها و شاید هم مشکلات، پایان خوشی بدهد.
مجید احمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم