در بین همه مسائل و مشکلات خاص جوانان، سازمان مدتهاست اولویت را به ازدواج داده و به گفته مسوولان این سازمان، ازدواج جوانان دغدغه اصلی آنهاست. در حالی که به نظر میرسد با حل دیگر مشکلات ، ازدواج هم رفع شود. علت این همه تمرکز چیست؟
مهمترین مساله به نظر سازمان ملی جوانان هویت است، هویت آن چیزی است که باید خانوادهها، نظام افکار عمومی و حتی خود جوانان به آن توجه کنند؛ این که ریشههای وجودی جوانان به کجا وصل میشود و در چه بستری رشد میکنند و به چه جهتی حرکت میکنند.
چه ارتباطی میان مفهوم هویت و مقوله ازدواج وجود داردکه پافشاری بر آن اساس کار سازمان قرار گرفته است.
اگر هویت را مثل یک پازل در نظر بگیریم، قطعاتی باید کنار هم چیده شود تا این پازل شکل بگیرد. در حال حاضر دستگاهها و نهادهای مختلفی مسوول پیگیری هویت جوانان هستند، مدارس، دانشگاهها و... اما آن قطعهای که بظاهر متولی خاصی ندارد، ازدواج، اوقات فراغت و مشارکت سیاسی جوانان است. ما البته روی مسائل تحصیلی و آموزشی جوانان متمرکز هستیم، اما ازدواج جوانان از جمله اموری است که توجه منسجمی نسبت به آن وجود ندارد.
آقای عصارنیا! برای انجام یک ازدواج موفق پیشزمینههایی لازم است؛ آگاهی، اقتصاد، اشتغال و مسائلی از این قبیل. اگر این پیشزمینه متولی منسجمی داشتند جوانان به لحاظ شغلی و اقتصادی اینقدر در مضیقه نبودند. چرا توجه صرف شما روی ازدواج است و بس؟ آیا به نظر شما هویت تنها در سایه ازدواج معنی پیدا میکند؟
ما معتقدیم بر سر راه ازدواج 2 نوع مانع وجود دارد: یک دسته موانع حقیقی و واقعی هستند و یک دسته موانع کاذب. بسیاری ازموانعی که خانوادهها و جوانان و جامعه آن را مانع ازدواج میدانند، واقعا مانع نیست. اشتغال، امید به داشتن حداقل درآمد، امید به داشتن شغل و زندگی خوب و امید به خانهدار شدن موانع واقعی جوانان است، اما در جامعه ما مشکل ازدواج 2 قسمت شده است.
یک قسمت انگاشتههای افکار عمومی و خانوادههاست که این موانع را نشر میدهند. ما در سازمان میگوییم اگر موانع کاذب رفع شود، قسمت قابل توجهی از جوانان که فکر میکنند، الان نمیتوانند ازدواج کنند براحتی ازدواج خواهند کرد.
اگر ممکن است مصداقیتر صحبت کنید و از موانع کاذب ازدواج چند مثال بزنید.
بله، حتما. مثلا تلقی شده فردی که میخواهد ازدواج کند باید امکاناتی داشته باشد، خانهای داشته باشد، شغل با درآمد حداقل 400 - 300 هزار تومان به بالا، 6 - 5 میلیون سرمایه برای مراسم عروسی و شام و تالار و هتل و یکسری سرمایه برای جهیزیه دختر و پسر.
به نظر شما همه اینها کاذب است؟
به نظر من همه اینها کاذب است، یعنی ما اعتقاد داریم جوان باید امید به داشتن شغل خوب داشته باشد. قطعا کسی به جوان بیکار و بدون آینده همسر نمیدهد، اما کسانی که دانشجو هستند و امید دارند در آینده شغل خوبی دست و پا کنند، نباید ازدواج کنند؟
چه اصراری دارید که این افراد سریع تن به ازدواج بدهند؟ میتوانند صبر کنند، به موقعیت بهتری برسند و بعد زندگیشان را شروع کنند.
با این حرف شما ما به یک تفاهم فرهنگی میرسیم. پس قبول دارید که مسائل ما بیشتر فرهنگی است؟
بله، فرهنگی است، اما مسائل فرهنگی در ازدواج جوانان هم بدون ارتباط با مقولات اقتصادی معنا ندارد. خیلی از افراد زندگی را شروع میکنند و بعدها از عهده توقعات اعضای خانواده برنمیآیند. به نظر شما امید به داشتن زندگی خوب کافی است، در حالی که پتانسیل موجود این جوانان در چند سال آینده چندان امیدبخش نیست؟ آیا با ماهی 400 - 300 هزار تومان میشود یک زندگی مستاجری را سر و سامان داد؟
اجازه بدهید، باید موضوع به موضوع جمعبندی کنیم تا به نتیجه برسیم. شما قبول دارید کسی که بخواهد مراسم ازدواج بگیرد باید ماهی 600 500 هزار تومان درآمد داشته باشد؟
آقای عصارنیا، اصلا بحث بر سر مراسم ازدواج نیست. شما فرض کنید دو جوان اصلا مراسم نداشته باشند. باز هم برای ادامه زندگی با مضایق مختلفی روبهرو هستند.
من نمیگویم با دست خالی شروع کنند، اما هزینه چند میلیونی برای ازدواج هم صحیح نیست. جوانان ما یا امید دارند که در منزل پدریشان زندگی کنند، تازه اگر پدرشان چنین خانهای داشته باشند که البته درصدی این امکان را دارند.
البته درصد زیادی هم این امکان را ندارند.
بله، خیلیها هم ندارند، اما اخطار فرهنگی ما به جوانانی است که میخواهند از ابتدا خانههای 120متری زندگی کنند.
باور کنید خیلیها چنین نگاهی ندارند.
چرا خیلیها هم همینطورند.
البته شاید جوانان منطقهای که سازمان شما در آن قرار گرفته (خیابان جردن) چنین خواستهای داشته باشند.
خیر. این را بدانید که طبق آمارهای موجود میزان ازدواج جوانان مجرد در مناطق مرفهنشین تفاوت معناداری با جوانان دیگر مناطق ندارد. این نشان میدهد ما مشکل فرهنگی داریم.
یعنی جوانان انگیزهای برای ازدواج ندارند؟
خیر. عدهای توقعاتشان زیاد شده و حاضر نیستند در یک خانه 40متری زندگی کنند، البته تعدادشان کم است، اما اگر جوانی دو سه سال کار کند میتواند پول پیش خانهاش را جور کند.
من میگویم درآمدها پایین و اجارهها بالاست. چرا شما این مانع را کاذب میدانید؟
ما هر دو قبول داریم که موانع حقیقی بر سر راه ازدواج جوانان وجود دارد، اما توقعات زیاد مرز بین موانع کاذب و واقعی را تغییر داده است. بپذیرید بعضی توقعات کاذب است و به فرهنگ و خانوادهها برمیگردد. خیلی از جوانان با چهار پنج میلیون تومان ازدواج میکنند و خیلیها به کمتر از 20میلیون تومان رضایت نمیدهند. این را که قبول دارید؟
خیر، موافق نیستم. به نظر میرسد میخواهید سطح خواسته و توقع جوانان را در جایی متوقف کنید که شرایط امروز جامعه این خواستهها را از پیش تغییر داده و او را با پدرش متفاوت کرده است. تاکید شما به شروع زندگی با چهار پنج میلیون یعنی همین که...
اجازه بدهید. جوان اگر چهار پنج میلیون تومان داشته باشد، میتواند با این پول در مسکن مهر ثبتنام کند. حتی این 5 میلیون را با اقساط تهیه کند. در این صورت وام 20 ساله میگیرد و پس از سه چهار سال که در دوره عقد بماند ، میتواند زندگی را در خانهای با اقساط 20 ساله آغاز کند.
حداقل سرمایه لازم برای ثبتنام در مسکن مهر1.5 میلیون تومان است؛ هرچند قبول دارم این رقم را هم عدهای ندارند که باید حکومت چتر حمایت خود را در دهکهای پایین جامعه افزایش دهد؛ اما میتوان به یک آپارتمان 40 - 50 متری هم قانع بود و زندگی را شروع کرد، در حالی که شما تا چند لحظه پیش حرفهای من را قبول نداشتید.
راستش الان هم خیلی سوال دارم؛ ولی اجازه بدهید بحث را عوض کنیم. شما در جایی از خانوادههای نیمهمستقل به عنوان راهحل مشکلات ازدواج جوانان سخن گفتید، منظورتان چیست؟
متاسفانه فرهنگی که چند دهه اخیر از دست دادهایم، زندگی نیمهمستقل است. جوانان میتوانند 3 تا 4 سال تا مقدمات شروع زندگی فراهم شود، در حالت عقد در خانه پدریشان زندگی کنند تا درسشان تمام شود و مشکلاتشان رفع شود. این رسم هنوز در برخی شهرستانها وجود دارد؛ ولی در کلانشهرها از بین رفته است. این رسم ارزشمندی است.
ولی این گونه رسمها خالی از اشکال هم نیست. ممکن است خانوادهها با مشکل روبهرو شوند.
اگر این رسم با صبر دختر خانم و مسوولیتپذیری آقاپسر همراه باشد، مشکلی ندارد؛ بلکه از بلیه مجرد بودن هم خلاص میشوند. فوائد ازدواج آنقدر زیاد است که قابل مقایسه نیست.
برای اشاعه چنین الگویی، کاری هم کردهاید؟
بله تبعات باید صورت گیرد. جوانان باید به ازدواج آسان تشویق شوند. برای مسکن گرفتن، تسهیلات دولت کافی است.
اگر ممکن است کمی درباره تسهیلات دولت نهم در امر ازدواج جوانان صحبت کنید.
یکی از طرحها این است که افراد چه به صورت فردی و چه به طور گروهی به اداره تعاون شهر خود مراجعه میکنند و بعد از ثبتنام در گروههایی ساماندهی میشوند. آنها موظفند پیمانکاری را معرفی کنند. وزارت مسکن هم در منطقهای تعیین شماره زمینهایی را که تملیک کرده، برای ساختوساز به آنها پیشنهاد میکند و با پیمانکار آنها به مذاکره میپردازد. تسطیح زمین یکی دو سال طول میکشد.
البته خیلی وقتها بیشتر طول میکشد؟
نخیر. من خبر دارم که اولین گروه به نتیجه رسیدهاند. البته طرحی با این وسعت، براحتی انجام نمیشود. سقف سطح ساختوساز در کشور ما 600 تا 800 هزار واحد مسکونی در سال است؛ اما در همین سال اول بیش از یک میلیون زمین واگذار شده و بالاخره دو سه سال طول میکشد تا جوانان صاحب مسکن شوند.
پس به نظر شما، اولین گام برای ازدواج توسعه همین زمینهای 99 ساله است؟
خیر، اولین گام مسوولیتپذیری است. جوانان باید ببینند در خانه پدری چقدر تعامل با دیگر افراد خانواده دارند. آیا زود عصبانی میشوند؟ چقدر تحمل دارند؟ این سبک شاخص برای مسوولیتپذیری و صبر جوانان است. دوم این که برای انتخاب همسر تحقیق کنید. مهمترین شاخص ازدواج هم کفو بودن افراد است. تا این مقدمات فراهم نشود نباید سراغ مسائل مادی رفت.
من بتازگی به اندونزی رفته بودم. کشور مسلمانی که به لحاظ فرهنگی شباهتهایی با ما دارند. آنان مشکلی به نام ازدواج ندارند، در حالی که با مشکل اشتغال جوانان روبهرو هستند. آنان موضوع خانه و مسکن را واقعا آسان میگیرند. گاهی 4 خانواده در اتاقهای یک خانه زندگی میکنند که حتی قسمتهایی از این خانه مشترک استفاده میشود.
به نظر من ما هم باید توقعات و حتی معماریمان را به سمتی ببریم که به چنین وضعیتی برسیم. شما خبرنگاران نگاه آسانگیرانه را به جامعه منتقل کنید و خدا نکند که موانع ازدواج از نظام رسانهای به جامعه منتقل شود.
در حال حاضر وضعیت ازدواج و طلاق جوانان چگونه است؟
در 4 ماهه اول امسال نسبت به مدت مشابه در سال قبل، ازدواج 9 درصد و طلاق هم 6 درصد رشد داشته است. این برای کشور ما که دو سه سال رشد منفی ازدواج را تجربه کرده خبر خوبی است.
در جایی رئیس سازمان که از ازدواج موقت حمایت کرده است، این مساله موضع کل سازمان ملی جوانان است؟
این موضوع در دستور کار ما نیست. اگر هم باشد منظور ما همان دوره نامزدی پیش از ازدواج است که مقدمه ازدواج دائم باشد.
آییننامه اجرایی تسهیل ازدواج جوانان ماههاست مطرح شده، ولی از اجراییشدن آن خبری نیست.
بند یک این آییننامه در کمیسیون اجتماعی هیات دولت در حال بحث و بررسی است. این بند به موضوع صندوق ذخیره ازدواج بر میگردد. اگر این بند به نتیجه برسد و عملیاتی شود، راه برای ازدواج هم باز خواهد شد. اگر برای این بند برنامهریزی درستی صورت نگیرد بقیه بندها هم لنگ میماند.
دیگر مواد آییننامه چه میگوید؟
درمجموع، آییننامه برای تسهیل ازدواج است. در چند سال اخیر صندوق مهر رضا حرکتهایی انجام داده تا به جوانان وام ازدواج پرداخت کند. این صندوق بدون توصیهنامه 2 میلیون وام نقدی و 2میلیون وام کالا پرداخت میکند که حدود 98درصد متقاضیان وام گرفتهاند، اما دیگر بندهای آییننامه به آموزش و نظام مشاوره مربوط است که ما و وزارت بهداشت و درمان در حال پیگیری آن هستیم.
بحث سربازی مطرح است که تلاش میشود با کمک نیروهای مسلح برای جوانان متاهل، مدت خدمت کوتاهتر و مکانی نزدیکتر باشد. اعطای کمکهزینه به زوجهای دانشجو تا 2 سالی که بیکارند و مشخص شدن منابع تامین مالی این آییننامه که در دولت باید بررسی شود.
فکر میکنید این آییننامه تا چند سال دیگر به طور کامل اجرا شود؟
در حال حاضر، هم آیین نامه محل سوال است و هم منابع درآمدی و تامین مالی آن. متاسفانه این قانون هیچ منبعی را مشخص نکرده ، مگر صرفا روی صرفهجوییها تکیه کرده است که اتفاقا عدم تدبیر منابع مالی، از مشکلات اجرای قانون است. ما دعا میکنیم که هر چه زودتر اجرا شود.
کتایون مصری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم