در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
طرح تربیت کودکان
مهرآسا، نویسنده وبلاگ تابهتا نوشته است که به مناسبت روز جهانی کودک میخوانیمش: پسر کوچولو، شیرینزبانی میکرد؛ اما مادر در فکر آخرین کلمات ردوبدل شده در اداره بود. کودک رشته افکارش را پاره میکرد، بالاخره طاقت نیاورد و سرش داد کشید: بسه دیگه خستهام کردی چقدر حرف میزنی؟
کودک لبهاش رو به حالت بغض جمع کرد و به مادر تکیه داد. مادر با خودش فکر کرد طرح من در مورد تربیت کودک خیلی عالی بود؛ احساساتی و در عین حال منطقی. کجاش اشکال داشت؟
برج یا پارکینگ؟
مژگان، بانوی شاعر خیلی عصبانی است؛ چون یک روز که از سر کار برگشته، دیده است یک راننده نامرد 206 نقرهایاش را درهم کوبیده و در رفته است.
او مینویسد: حرف من اینه که من از اصلیترین و ابتداییترین حقوق شهروندی با توجه به رتبه اجتماعیام، محرومم. من حق پارکینگ ندارم تو بیمارستان خراب شده محل خدمتم. بعد مجبورم کنار خیابون ماشینم رو بذارم و این بلا سرم بیاد. آقای شهردار ده تا برج میلادم که بسازه و صد تا تونل رسالتم که افتتاح کنه، وقتی نتونی تو خیابونای این شهر تردد کنی، وقتی جایی نداشته باشی که با خیال راحت ماشینت رو بذاری و بری دنبال کارت، فایدهای نداره. سادهترین و ابتداییترین حقوق شهروندی، همین پارکینگ عمومیه که از ولنجک و اوین بگیر بیا تا ولیعصر و پایینترش، یک دونه محض رضای خدا نیست.
دیجیتال و آنالوگ
برخلاف نظر خیلیها، داریوش کیانی در وبلاگش مطلبی نوشته و ثابت کرده است: عکاسی دیجیتال پرهزینهتر از عکاسی آنالوگ است.وی مینویسد: اولا قیمت جهانی این دوربینها چندین برابر مشابه خود در سیستم آنالوگ شدهاند. ثانیا عکاس علاوه بر دوربین به ملحقات بسیار زیاد و گرانقیمت احتیاج دارد. ثالثا تمامی این وسایل دیجیتال به نسبت ابزار آنالوگ، عمر کوتاهی دارند. اگر ماهیت آسیبپذیری که تولیدکنندگان این وسایل در تولیدات خود عمدا لحاظ میکنند، نادیده بگیریم، استهلاک بالای ناشی از تعدد تهیه عکسهای غیرضروری که در عکاسی دیجیتال شایع است، خود باعث کاهش عمر دوربینها میشود.
ابر گریه کرد
هادی خورشاهیان در «باشد ایستگاه بعدی» این شعر را از کارهایش نوشته است:
ابر گریه کرد/ قطرهها/ بین آسمان و وسعت زمین/ عاشقانه پل زدند./ زیر بارش نگاه مهربان آفتاب/ غنچهای شکفت/ قطرهها/ دست محکمی برای گل زدند.
توفیق در سریالسازی مذهبی
فرجالله سلحشور، کارگردان سینما و تلویزون در وبلاگ شخصیاش، چند دستورالعمل برای موفقیت در ساخت سریالهای مذهبی ارائه کرده است که چند مورد آن را میخوانیم:
تهیهکننده و کارگردان باید معتقد به مذهب و از شعور و شناخت معقول و مقبول بهرهمند و عوامل اصلی گروه نیز انسانهای مذهبی و معتقد باشند.همه یک غذا بخورند و در پذیرایی نباید تبعیض قائل شد. همه از بزرگ و کوچک یکجا و در کنار یکدیگر باید غذا صرف کنند تا همدلی و الفت بین افراد بیشتر شود. ممانعت از ستم مسوولان گروهها به زیردستان، رعایت شوونات اسلامی در طراحی لباس بازیگران، جلوگیری از کشیدن سیگار و ممانعت از گسترش این عیب بین گروه. پرداخت عیدی و هدیه در اعیاد، اخراج عواملی که به اخلاق و رفتار سینمای غیرمذهبی عادت کردهاند و ایجاد فضای دوستانه و صمیمی بین گروه، از جمله پیشنهادهای او برای توفیق در ساخت سریالهای مذهبی است.
آرش شفاعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: