در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هزار بار اگر عاشقم، برای توام
هزار سال اگر...، مست چشمهای توام
هزار قبله اگر...، هر طرف که میچرخی
هزار گریه اگر...، ابر مبتلای توام
دو قاصدک، دو پرنده، دو همسفر... آری
کشانده عشق در این راه پا به پای توام
سفر غم است، سفر شادی است، داشته باش
هوای حال منی را که در هوای توام
تو ای همیشه دلیل وقوع زیبایی!
خوشا به من که نمودند آشنای توام
به گل، به ماه، به باران، به هرچه زیبایی است
هزار بار اگر عاشقم، برای توام
سیدضیاء قاسمی
هیزم شکن برای چه میپرورد مرا؟!
پشت سرت را نگاه نکن
ترس ندارد
اساسا شاعر از نوع دیوانههای بیآزار است!
از آن قماش که فقط یک گوشه مینشیند هی زل
زل
زل
میزند توی چشمهایت
تنها موردش حس بد حاصل از جویده شدگی بین چشمهایش است
آن را هم شما به بزرگواریتان...
شاعر برای زنده بودن چیز زیادی لازم ندارد!
یک لیوان آب که وقتی برد پشت پنجره عکس ماه میانش بیفتد کافی است
شاعر ذاتا موجودی قانع است!!!
جام هم لازم ندارد
به همین کاسه همیشه خون چشمهایش بد خو کرده است!
فقط...
کمی مراقب باش
بد مست است شاعر!
هر وقت هم که خسته شدی، راه حلش دو خط بیشتر نیست
دستت را دراز کن...
مچالهاش کن...
و از بالای سرت...
نترس
گناه هم ندارد
شاعران اصولا از آن دستهاند که بیحساب میروند جهنم!!!
فقط یادت باشد یک وقت پیگیر قضیه نشوی
چشمان کهرباییات...
کار دستت میدهد خدای ناکرده...
برادههای شاعر!!!
سمانه نائینی
عطر عجیب
حیف است که بر آینه زیور زده باشی
یا رنگ به گلهای معطر زده باشی
صورتگر خوبیست خدا، بر گل رویت
هیهات! اگر یک گل دیگر زده باشی
باد آمد و هی پنجره را باز به هم زد
از خواب پریدم که مگر در زده باشی
در خانه پراکنده شده حس غریبی
یک جور که انگار به من سر زده باشی
کی میرسد آن نامه که شاید بفرستی
آن بوسه که بر بال کبوتر زده باشی
من منتظرم، شانه من ساحل امنی است
آماده آن لحظه که لنگر زده باشی
خودکار من از عطر عجیبی شده لبریز
بانو! نکند بوسه به دفتر زده باشی
عبدالحسین انصاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: