نویسنده: نوشین ارباب‌زاده/ مترجم: علی ایثاری کسمایی‌

عزیزم، به کشورت برگرد

حامد کرزای، رئیس‌جمهوری افغانستان هفته گذشته در نطقی گفت «چند روز پیش به رهبر طالبان گفتم: برادرم، عزیزم، به کشورت برگرد. برگرد و برای صلح و برای مصالح مردم افغانستان کار کن و دست از برادرکشی بردار.» واقعیت این است که کرزای مدت‌ها است به ملاعمر التماس می‌کند. به این دلیل می‌توان گفت که اتفاقات اخیر برای مذاکره میان آنها اصلا تازگی نداشته است البته غیر از ورود عنصری تازه به آن.
کد خبر: ۲۰۸۱۱۱

خانم‌ها، آقایان. لطفا برای استقبال از رهبر جهان اسلام (این کلمات من نیست بلکه کلمات کرزای است) عبدالله سلطان عربستان‌سعودی بپاخیزید. از ایشان درخواست شده کمک کند با طالبان در سطح بالا مذاکره شود. یا آنطور که در یک وب‌سایت افغان نوشته شده: «کرزای دستانش را دراز کرد و با گرفتن ردای پادشاه عربستان‌سعودی از او خواست برای مذاکره با طالبان به او کمک کند.»

و واکنش عربستان؟ پادشاه آنها از هیات افغان به ریاست عبدالاحد شینواری، رئیس ملاهای دولتی افغانستان استقبال کرد. بعد سرمقاله‌ای در روزنامه سعودی الوطن چاپ شد که بعضی از روزنامه‌نگاران افغان را رنجاند. در آن سرمقاله به قلم سردبیر روزنامه نوشته شده بود: مشکل افغانستان، القاعده و آمریکایی‌ها هستند. این دو را که حذف کنید، افغانستان کشوری آرام و باثبات خواهد بود. در پاسخ به این مقاله یک وب‌سایت افغانی نوشت در زمان رژیم طالبان سعودی‌ها به ملاعمر تجهیزات نظامی و میلیون‌ها دلار پول داده بودند.

به نوشته این وب‌سایت چنین حمایتی تا امروز هم ادامه دارد. این سایت به نقل از منبعی نزدیک به طالبان نوشت: سخاوتی که سعودی ثروتمند و شیخ‌نشین‌های عرب کشورهای حاشیه خلیج‌فارس امروز نشان می‌دهند بسیار بیشتر از سخاوتی است که آنان در زمان جهاد افغانستان علیه اتحاد شوروی نشان دادند...

به بیان دیگر الوطن یا چندان صادق نیست یا دچار ضعف حافظه، یا هر دو شده است. واکنش محلی در افغانستان نسبت به این موضوع متفاوت است.

احمد بهزاد، از نمایندگان مجلس افغانستان از استان هرات با اعلام آشکار مخالفت خود با تلاش‌های کرزای گفت: اگر دولت و جامعه بین‌المللی با تروریست‌ها وارد مذاکره شده باشند مایه شرمساری محض است و به این معنی خواهد بود که جامعه بین‌المللی شکست را در افغانستان پذیرفته است. وی افزود: جامعه بین‌المللی برای مبارزه با تروریسم به اینجا آمد نه برای رسیدن به تفاهم با آن.

هفته‌نامه «8 صبح» افغانستان نیز به دلایلی دیگر ابراز نارضایتی کرد و اعتراض‌های خود را در مقاله‌ای با عنوان «معامله‌ای به نام برقراری صلح» به شرح زیر ابراز کرد. اول، مذاکرات مخفیانه انجام و همین امر باعث می‌شود مذاکرات در اصل قابل اعتراض باشد. دوم، طالبان در حال حاضر به دلیل فعالیت‌های ضد طالبان ارتش پاکستان در معرض خطر قرار دارد. در چنین شرایطی ماجرا باید با آنان صلح کنیم؟ سوم، که از همه مهمتر است این که اگر مذاکره با طالبان باعث آرامش در افغانستان شود باعث خشونت بیشتر در پاکستان خواهد شد.

هر چه باشد این تجربه‌ای پاکستانی بوده است. آنان سال‌ها سعی کردند با تشدید خشونت در افغانستان امنیت کشور خود را تضمین کنند، اما خشونت سرانجام دامن خودشان را هم گرفت.

فهیم دشتی، سردبیر هفته‌نامه کابل نیز در مصاحبه با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه درباره این تحولات ابراز تردید کرد و گفت: دو طرف این مذاکرات هیچ وجه مشترکی ندارند و طالبان مخالف هر چیزی است که کابل از آن حمایت می‌کند: مردم‌سالاری، حکومت قانون، حقوق بشر، حقوق زنان و آزادی بیان.

فهیم گفت: پیشنهاد مذاکره می‌تواند در واقع تاکتیکی برای ایجاد شکاف بین طالبان باشد، طالبانی که این روزها به علت عملیات نظامی پاکستان تحت فشار شدید قرار دارد.

به عبارت دیگر آنان ضعیف هستند و ممکن است وسوسه شده و پیشنهاد صلح را بپذیرند. دشتی افزود: پیشنهاد صلح بعد دیگری هم دارد که شخصی‌تر است و می‌تواند شیوه کرزای برای تلاش به منظور تضمین حمایت محافظه‌کاران در انتخابات ریاست جمهوری 2009 باشد.

روایت دیگری هم هست. چون این انگلیسی‌ها و سعودی‌ها بودند که در ابتدا طالبان را به وجود آوردند، حالا مجبورند از آنها پشتیبانی کنند و به این ترتیب تلاش دارند آنان را به قدرت بازگردانند. معمولا گفته می‌شود بی‌نظیر بوتو، نخست‌وزیر فقید پاکستان بود که طالبان را به وجود آورد و لابد به همین علت بود که او را مادر طالبان می‌گفتند.

به هر حال سوال اصلی این است که آیا مردم افغانستان از مذاکره با ملا عمر راضی هستند؟ این موضوع را از یک روزنامه نگار افغان که به شدت مورد احترام من است و به اقصی‌نقاط کشور می‌رود تا با مردم عادی صحبت کند، پرسیدم که جوابش منفی بود. مردم افغانستان قطعا خواهان بازگشت ملاعمر نیستند. آنان چه می‌خواهند؟ همان چیزهایی که غربی‌ها می‌خواهند: امنیت، برق و آب لوله کشی. از نظر او مساله این نیست که طالبان قوی است بلکه این است که دولت ضعیف است.

به این مثال ساده توجه کنید: در ناحیه‌ای نزدیک مرز پاکستان 40 هزار نفر زندگی می‌کنند، اما فقط 40 پلیس دارد. طبیعی است که مشتی از طالبان بیایند و کنترل آنجا را به راحتی در دست بگیرند. در چنین شرایطی آنها قوی نیستند، ما ضعیف هستیم.

و نقش سعودی‌ها؟ دولت کرزای برای ذائقه آنها خیلی غربی است. این شیوه تلاش آنها برای بازیافتن نفوذ خود در دولت افغانستان است با برگرداندن ملاعمر.

منبع: گاردین‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها