در گفتگو با فعالا‌ن سیاسی اصلا‌ح‌طلب مطرح شد

همچنان به دنبال تعریف اصلا‌حات‌

در سال 76 پس از آن‌که سید محمد خاتمی با شعار آزادی سیاسی روی کار‌ آمد و دولت اصلاحات را تشکیل داد، احزاب و گروه‌های کوچک و بزرگی زیر عنوان اصلاح‌طلبی شکل گرفتند.
کد خبر: ۲۰۷۹۵۲
گروه‌ها و احزابی هم که پیش از آن در خارج از چارچوب راست سنتی فعالیت می‌کردند، به منظور جلب اقبال مردم که در آن زمان شامل حال جریان اصلاحات شده بود، حزب خود را در جرگه اصلاح‌طلبی خواندند و همین مساله باعث شد این جریان تازه ‌تاسیس که متشکل از برخی احزاب نوپا و تعدادی احزاب قدیمی‌تر بود، با استفاده از واژه اصلاحات بتواند در مقابل جریان راست سنتی که بعدها به اصولگرایان معروف شدند، در انتخابات شورای اول و مجلس ششم به پیروزی قاطعی دست یابند.

اما مشکلی که از همان ابتدا وجود داشت تعیین نشدن چارچوبی دقیق برای واژه اصلاحات بود و به خاطر همین مشکل و به دلیل نبودن فیلتری مشخص، طیف گسترده‌ای از شخصیت‌ها  و گروه‌های سیاسی زیر چتر اصلاحات وارد مناصب حکومتی شدند.

اگرچه ابتدا چنین مساله‌ای مشکل‌ساز به نظر نمی‌رسید و همه چیز حکایت از حاکمیت دولتی قدرتمند داشت و پس از مدتی با روی کار آمدن مجلس ششم با اکثریت قاطع نمایندگان اصلاح‌طلب، مردم در انتظار به ثمر نشستن اعتمادشان به اصلاح‌طلبی بودند، برخی تندروی‌ها در مجلس باعث ترسیم روزهایی بحرانی در تاریخ ‌جمهوری اسلامی ایران شد.

رفتارهای افراطی برخی اصلاح‌طلبان و در کنار آن عملی نشدن وعده‌های داده شده، باعث شد در گذر زمان اقبال مردم نسبت به جریان اصلاحات کاهش یابد و شاهد آن مساله نیز پیروزی اصولگرایان در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم، مجلس هفتم و هشتم و شورای شهر سوم بود.

شاید همین مسائل بود که سبب شد مهدی کروبی  که ریاست مجلس ششم را به عهده داشت  با تاسیس حزب اعتماد ملی، مسیر اصلاح‌طلبی را در چارچوبی مجزا از دیگر اصلاح‌طلبان دنبال کند.

وی که پیش از انتخابات مجلس هشتم، انتقادهای زیادی را نسبت به عملکرد اصلاح‌طلبان مطرح می‌کرد در یکی از سخنرانی‌های خود چنین گفته بود:

یک پیروزی عظیم همراه با اقبال فوق‌العاده مردم نصیبمان شد و با رای مردم دو قوه از قوای سه‌گانه را به دست گرفتیم، اما چون تشکیلات نداشتیم هر کس هر چه خواست گفت و انجام داد. همین ناهماهنگی عاملی شد که دو قوه را تحویل رقیب بدهیم.

اما این انتقادها مختص کروبی نیست و از زمان کنار رفتن اصلاح‌طلبان از قدرت، شخصیت‌های مختلفی نسبت به عملکرد این جریان سیاسی انتقاد کرده‌‌اند.

عباس عبدی، روزنامه‌نگار و عضو سابق حزب مشارکت چندی پیش در گفتگو با فارس در خصوص وضعیت کنونی جریان اصلاح‌طلبان گفت: در حال حاضر هرچند کسانی به نام اصلاح‌طلب وجود دارند، اما جریان موثر و مشخصی به نام اصلاحات که مردم هم درک مشخصی از برنامه‌های آن داشته باشند و بخواهند برای حمایت آن بسیج شوند، وجود ندارد و در واقعیت اجتماعی ما این جریان، مشهود نیست.

عبدی، اصلاحات را مضمونی می‌داند که هر کس بتواند خودش را با این مضمون بیشتر انطباق دهد، اصلاح‌طلب‌تر است.

او معتقد است هر کس توان بیشتری داشته باشد و افراد زیادی را گرد این مضمون جمع کند، رهبر این جریان است.

این روزها با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری دهم، سید‌محمد خاتمی نیز ضرورت پالایش در جریان اصلاحات را احساس کرده و در سخنرانی‌های متعددی که انجام می‌دهد بر ضرورت این مساله و تعیین چارچوبی مشخص برای اصلاحات تاکید کرده است.

وی چندی پیش اعلام کرد باید از یک نوع‌ آشفتگی ایجاد شده در تعریف اصلاحات و این مساله که هر کسی از ظن خود یار اصلاحات شده است، نجات پیدا کنیم.

وی در جایی دیگر تبیین معیارهای اصلاحات را یکی از مشغولیت‌های ذهنی خود عنوان و اظهار امیدواری کرده بود این کار که زمینه آن در حال حاضر فراهم شده است، هر چه زودتر انجام شود.

محمد‌رضا خباز، عضو فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی درخصوص اظهار نظر خاتمی در مورد بازتعریف اصلاحات معتقد است: الان اگر از کسی بپرسید اصلاح‌طلبی یعنی چه، تعریف مشخصی ندارد، چون اصلاحات تعریف نشده است.

وی افزود: به اعتقاد من اصلاح‌طلب به کسی می‌گویند که با پذیرش ارزش‌ها و اصول انقلاب معتقد است برای نجات کشور باید دست به اصلاحات زد، به این معنی که ابتدا اصل انقلاب، ارزش‌های آن و قانون اساسی را باید قبول داشت ، پس از آن بیاییم و از ظرفیت‌های بیشتر قانون اساسی بهره گیریم.

این نماینده مجلس، اصلاحات اصولگرایانه و اصولگرایی  اصلاح‌طلبانه را دو واقعیت در هم تنیده‌شده دانست و گفت: این دو درون یکدیگر قرار دارند و قابل تفکیک نیستند و بر این اساس ما نمی‌‌توانیم به یک اصلاح‌طلب بگوییم که تو اصولگرا نیستی یا یک اصولگرا را از اصلاح‌طلبی به دور بدانیم. خباز در گفتگو با جام‌جم درخصوص دلایلش گفت: اصولگرایی چیزی جز اعتقاد به اسلام، انقلاب، نظام، رهبری و قانون اساسی نیست و همه اصلاح‌طلبان واقعی نیز به این موارد اعتقاد دارند.

خباز افزود: من معتقدم باید یک تعریف جامع و مانع از اصلاح‌‌طلبی ارائه شود و هر کس خودش را با آن تعریف مقایسه کند. آن موقع مشخص می‌شود که اصلاح‌طلب واقعی کیست و کسانی که در بعضی اصول با بقیه اصلاح‌طلبان هماهنگ نیستند، خودبه‌خود خارج از آن تعریف قرار می‌گیرند.

این عضو فراکسیون اقلیت مجلس با انکار‌ناپذیر خواندن ضرورت ارائه تعریف مشخص از اصلاح‌طلبی گفت: این کاری است که همان سال 76 باید انجام می‌شد و اگر در آن سال این اتفاق می‌‌افتاد ، این همه گرفتاری بر سر اصلاح‌طلبی نمی‌آمد.

وی افزود: مشکل ما این است که اصلاح‌طلبی در کشور ما سر ندارد و اگر انبوه جمعیتی را که سال 76 به آقای خاتمی رای دادند به عنوان بدنه اصلاحات در نظر بگیریم، سر این بدنه که همان تعریف اصلاح‌طلبی است، مشخص نیست.

خباز تاکید کرد: بنابراین باید یک تعریف جامع که مورد قبول اکثریت اصلاح‌طلبان است به تصویب برسد تا هر کسی با ذهنیت خود با این جریان همراه نشود.

این نماینده مجلس درخصوص چگونگی ساز و کار تعریف اصلاحات گفت: این مساله چیزی نیست که آقای خاتمی به تنهایی بتواند آن را انجام دهد، زیرا در حال حاضر آقای خاتمی را نمی‌‌توان به عنوان سر اصلاح‌طلبی در نظر گرفت، بلکه اگر اصلاح‌طلبی‌ها ستون داشته باشد می‌توان ایشان را به عنوان یکی از این ستون‌ها قلمداد کرد.

وی با تاکید بر این که برای تعریف اصلاح‌طلبی، تمام بزرگان اصلاح‌طلب باید کنار یکدیگر جمع شوند، گفت: تعریف اصلاح‌طلبی موجود که آنچنان هم واضح نیست مربوط به سال 76 است و این همه لطمه و تهمت‌هایی که به اصلاح‌طلبان واقعی وارد شد به دلیل این بود که تعریفی برای تفکیک اصلاح‌طلبان واقعی از دیگران وجود نداشت.

خباز گفت: جریان اصولگرایی نیز همچون اصلاح‌طلبی از فقدان تعریفی مشخص رنج می‌برد.

اما محمدرضا راه‌چمنی، رئیس شورای عالی حزب همبستگی معتقد است اصلاحات تعریف کلی مشخصی دارد. وی در گفتگو با جام‌جم با تاکید بر این که اصلاحات با انقلاب متفاوت است، گفت: اصلاحات در چارچوب قانون اساسی کشور و نظام انجام می‌شود و به ساختارهای اصلی و اساسی نظام خدشه‌ای وارد نمی‌کند.

راه‌چمنی با بیان این که اصلاحات در چارچوب ساختارها و نهادهای اصلی تغییراتی را در سیاست‌ها، برنامه‌ها و روش‌ها به وجود می‌آورد، گفت: در اصلاحات چارچوب کلی ساختارها و قوانین اساسی حفظ می‌شود و تنها با وضع قوانین عادی، مصوبات و نوع جدیدی از نگرش‌ها در پی تغییر و اصلاحات هستند.

وی افزود: بنابراین اصلاحاتی که مطرح می‌شود در چارچوب نظام جمهوری اسلامی ایران بوده و با ساختارهای شکل‌گرفته در قانون اساسی کشور منافاتی ندارد.

رئیس شورای عالی حزب همبستگی با بیان این که در اصلاحات روش‌ها، سیاست‌ها، دیدگاه‌ها، برنامه‌ها و عملکرد تغییر می‌‌کند، گفت: اصلاحات یک بهبود است و با انقلاب تفاوت دارد؛ زیرا انقلاب کل ساختارهای شکل گرفته در یک نظام و قوانین اساسی کشور را زیر و رو می‌کند و کاملا متفاوت از اصلاحات است.

سیدحسین موسوی تبریزی، رئیس‌ خانه احزاب نیز می‌گوید: اصلاحات همچون بسیاری از مفاهیم از جمله تقوا و تزکیه نفس در عین حال که معنای مشخصی را می‌تواند تداعی کند یک مفهوم کلی را شامل می‌شود. وی در گفتگو با جام‌جم افزود: ‌ممکن است هر کسی با شرایط خاص خودش این واژه را معنا کند و به نظر او همان معنا، معنای واقعی اصلاحات باشد.

موسوی تبریزی با بیان این که چارچوب اجرای اصلاحات باید مشخص شود،‌ گفت: ما یک محدوده‌هایی از جمله احکام شرع و قانون اساسی را پیش‌ رو داریم و مثلا در چارچوب احکام شرع می‌‌توانیم اصلاحات را انجام دهیم؛ اما اگر کسی بگوید نسبت به احکام شرع نیز باید اصلاحات انجام دهیم، چنین شخصی خارج از چارچوب اصلاح‌طلبی قرار می‌گیرد.

وی در مورد قانون اساسی نیز چنین مساله‌ای را صادق دانست و افزود: البته قانون اساسی همان‌طور که پیش از این هم اصلاح شده با سازوکاری مشخص قابل اصلاح است، اما ارکانی در قانون اساسی وجود دارد که قابل تغییر نیستند، مثلا در قانون اساسی ذکر شده است که قوانین جمهوری اسلامی ایران باید مطابق با شرع باشد و چنین مساله‌ای قابل تغییر نیست.

این عضو مجمع روحانیون مبارز با تایید اظهارات سیدمحمد خاتمی در مورد لزوم ارائه چارچوب مشخص از اصلاحات گفت: مردم باید بدانند به چه برنامه‌ای رای بدهند و این اهداف و برنامه‌ها به صرف زمزمه کردن کلمه اصلاح‌طلبی مشخص نمی‌شود. وی شعار دادن بدون ارائه راهکار و برنامه را به منزله اغوای مردم دانست و افزود: در مورد دیگر مسائل از جمله مبارزه با فساد و فقر و عدالتخواهی نیز باید چارچوبی مشخص کرد تا این مفاهیم تبیین شده باشند و مردم بتوانند مطالبات خود را مشخص کنند.

رئیس خانه احزاب در ادامه گفت: بنابراین باید مشخص باشد برنامه اصلاح‌طلبی در چه چارچوبی قرار است انجام شود و مردم با اشراف بر اهداف و برنامه‌های فردی که ادعای اصلاح‌طلبی دارد، بتوانند به او رای بدهند.

وی با تاکید بر این که کاندیدای ریاست جمهوری، اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب باید راهکارهای خود را برای حل مسائل کشور مشخص کند، افزود: این مساله می‌تواند از طریق تیمی که یک کاندیدا با خود به همراه دارد، محقق شود و در همین برنامه‌‌ها کاندیداها می‌توانند اصلاحات مد نظر خود را در اختیار مردم قرار دهند.

مصطفی کواکبیان، دبیرکل حزب مردم‌سالاری مشخص کردن مفهوم واقعی اصلاحات را کار بسیار ضروری پیش از هر گونه ائتلاف و انسجام انتخاباتی دانست. وی در گفتگو با جام‌جم افزود: ما باید بدانیم بر سر چه چیزی ائتلاف کنیم و مانیفست حرکت ما چیست و این مساله‌ای بود که در دوره دولت اصلاحات، کوتاهی‌های زیادی در مورد آن انجام شد.

وی با بیان این که الان زمان مناسبی برای پرداختن به چنین مساله‌ای است، افزود: به اعتقاد من، مهم‌تر از اصل پیروزی در انتخابات، تعیین اهداف اصلاحات و انتخابات بر مبنای این اهداف است. اگر ما چنین برنامه‌ای را بتوانیم پیاده کنیم، حتی اگر نتوانیم به ظاهر پیروز شویم، اما همین مساله برای ما یک پیروزی بزرگ محسوب می‌شود. کواکبیان افزود: اگر بدون مشخص کردن اهداف و استراتژی در انتخابات پیروز هم شویم، ما بازنده‌ایم.

نماینده مردم سمنان در مجلس شورای اسلامی 5 ویژگی را به عنوان اصول اولیه اصلاحات دانست و گفت: اصلاحات باید بر محور اندیشه‌های امام خمینی(ره)‌ و چارچوب قانون اساسی انجام شود.

وی تعامل با مرکز ثقل قدرت و ولایت فقیه را به عنوان سومین ویژگی اصلاحات دانست و درخصوص ویژگی چهارم گفت: اصلاحات باید بر مبنای مطالبات مردم و خواسته‌های فوری طبقات مختلف جامعه بخصوص محرومان و مستضعفان انجام شود.

کواکبیان همه‌جانبه بودن اصلاحات را، پنجمین ویژگی آن عنوان کرد و گفت: اصلاح‌طلبی باید تمام قوا، نهادها، دستگاه‌های اجرایی و سازمان‌ها را شامل شود و چتر خود را بر تمام روابط داخلی و خارجی و همچنین لایه‌های مختلف اجتماع بگستراند.

وی مجدد تاکید کرد ارائه تعریف مشخصی از اصلاحات حتی از پیروزی در انتخابات نیز مهم‌تر است و باید این فرهنگ نهادینه شود.

اگرچه شخصیت‌ها و فعالان سیاسی برخی گزینه‌ها ازجمله حرکت در چارچوب قانون اساسی و احکام شرع را به عنوان چارچوبی برای اصلاحات می‌دانند اما به نظر می‌رسد اظهارات رئیس‌جمهور سابق کشورمان درخصوص ضرورت تعیین معیارهای اصلاح‌طلبی، مسائل جزیی‌تری را در بر می‌گیرد و با توجه به زمان 8 ماهه باقیمانده تا انتخابات ریاست جمهوری دهم لازم است هر چه زودتر این جزییات مشخص شود.

حسین نیک‌پور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها