پیشبینی در خصوص برنده جایزه ادبی نوبل به یک سرگرمی جدی در محافل روشنفکری جهان تبدیل شده است و در سالهای اخیر، موسسات شرطبندی بسیاری به این گمانهزنیها دامن میزنند.
آکادمی سلطنتی سوئد نیز با دمیدن بر آتش این جو کاذب، سعی در ایجاد التهاب و انتظار برای اعلام نام برنده دارد و در سالهای اخیر کوشیده است چهرههایی را معرفی کند که بیش از اهمیت ادبی و هنری، شگفتانگیز و غیرقابل پیشبینی باشند.
در سالهای اخیر با وجود چهرههای تاثیرگذار و بزرگی در ادبیات جهان، نامهایی چون اورهان پاموک و دوریس لسینگ مطرح شد تا این شگفتزدگی در جهان ادبیات کاملتر شود.
سوال اینجاست که آیا جایزه ادبی نوبل بدرستی معتبرترین جایزه ادبی جهان است و نام هرکس از زبان سخنگوی آکادمی سوئد به عنوان برگزیده مطرح شد، براستی بزرگترین شاعر و نویسنده زنده جهان است و آثارش علیالاطلاق بر قله ادبیات جهان ایستاده است. باید اعتراف کرد که جایزه نوبل ادبی در چندساله اخیر به افتی خودخواسته تن داده است و مسائل مختلفی چون تاثیرگذاری سیاست بر ادبیات، حفظ رقابت ادبیات اروپایی و آمریکایی با نگاهی ویژه به حفظ استیلای ادبیات اروپا و بیاعتنایی به بخش مهم ادبیات جهان در آفریقا، آسیای غربی و کشورهای عربی باعث شده است بسیاری از بزرگترین چهرههای ادبی امروز جهان از دستیابی به این عنوان محروم بمانند.
اگرچه هر جایزه ادبی و انتخابی در حوزه فرهنگ و ادبیات نسبی و اعتباری است؛ اما این پرسش مطرح است که چگونه در حضور شخصیتهایی چون ماریو بارگاس یوسا، کارلوس فوگنتس یا نویسندگان فقیدی چون چنگیز آرتیماتوف، کورت ونهگارت و... جایزه نوبل در این سالها به چهرههای درجه 2 و نویسندگان کمتر تاثیرگذار اعطا شده است؟
این سوالها و نگاه سیاسی نوبل در سالهای اخیر باعث شده است اعتبار ویژه جایزه ادبی نوبل سالبه سال بیشتر مورد تردید قرار گیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم