اگر هم بی خیال حرفهایی از نوع تئوری توطئه شوید، حتما با این نظر ما موافق خواهید بود که حضور سینمای ایران در جشنوارههای ریز و درشت جهانی در سالهای گذشته نقاط افتخارآمیز فراوانی داشته که با دیدن تعداد فراوان جوایز این جشنوارهها در موزه سینما میتوان به چنین آثاری افتخار کرد. حالا در کنار همه اینها کافی است فیلمهای خاطره انگیز سینمای ایران را هم قرار دهید تا بدانید موزه سینما آنقدرها جذاب هست که چند ساعتی از وقت خود در یک روز تعطیل را در آن سپری کنید. این شما و این هم گزارشی که احتمالا انگیزه حضور شما در این موزه را تقویت خواهد کرد.
موزه سینما در شمال شهر تهران قرار دارد؛ جایی در انتهای خیابان طولانی ولی عصر پیش از آنکه به میدان تجریش برسد. در همین منطقه موزههای دیگری نیز مانند موزه ساعت و مجموعه کاخ - موزه سعدآباد وجود دارد که اگر علاقهمند به بازدید از یک یا چند موزه با هم باشید، میتوانید با یک برنامه تنظیمشده در یک روز کامل، هم در موزه سینما سیروسیاحت کنید و هم گشتی در فضای سبز سعدآباد بزنید.
نشانی سر راست تر موزه سینما هم این است: خیابان ولیعصر، نرسیده به تجریش، ایستگاه باغ فردوس. کافی است از ایستگاه باغ فردوس بیستقدم پیاده بروید تا به محوطه با صفا و سرسبزی برسید که ساختمان موزه در آن قرار دارد و فوارهها و حوضهای آن بد جوری شما را سر حال میآورد. موزه در چنین فضای دنجی قرار دارد و از هر نوع صدای مزاحم ترافیک و ویراژ اتومبیلهای بچهمایهدارهای شمیرانی دور است.
ساختمان موزه داخل ساختمانی قدیمی و به سبک و سیاق ساختمانهای قدیمی دوره قاجاری است که البته طبق اطلاعاتی که در همان ابتدای ورود به موزه روی تابلو به شما ارائه میشود، میگوید که این عمارت تا به حال سه بار به شکل کامل ویران شده است و در دورههای مختلف سرنوشت عجیب و غریبی پیدا کرده. در نهایت سالها قبل زمینهای اطراف آن که به باغ فردوس معروف است، یک روز از قرار متری 2 تومان به کارمندان دولت فروخته شده و برای اینکه به کارمندهای محترم دولت فشار نیاید، پول زمین هم طی اقساط 5 ساله از آنها دریافت شده و به این ترتیب همه این تشکیلات به یک ساختمان و محدوده اطراف آن محدود شده که امروز محل رفت و آمد علاقهمندان سینماست. البته در دوره پهلوی دوم هم این محل به ستاد برگزاری جشن فرهنگ و هنر تبدیل میشود و بعد از انقلاب از سال 1358 باغفردوس به نام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قباله میخورد و با حضور چند فیلمساز برجسته بعد از انقلاب مانند بهروز افخمی، سیف الله داد و... تبدیل به «مرکز آموزش فیلمسازی» میشود که بعدها فیلمسازان جوان قابل توجهی را دو دستی به سینمای ایران تقدیم میکند. حالا هم که اینجا دربست در اختیار موزه سینما قرار گرفته و البته شنیده میشود که دیر یا زود فیلمخانه ملی ایران هم به آن منتقل میشود.
غرفههای سینماگران
بعد از گذشتن از بخش فنی وارد یک سالن بزرگ میشویم که در و دیوار آن پر از تصاویر سیاه و سفید دستاندرکاران سینمای ایران است. جمشید مشایخی در پشت صحنه فیلم قیصر در نقش خاندایی انگار از همان دهه 40 پیر شده است. بیضایی هنوز مو سفید نکرده و کیمیایی چند چهره مختلف دارد. پوستر فیلمهایی مانند: آرامش در میان دیگران، شازده احتجاب و... در ابعاد واقعی واقعا دیدنی است. در این تالار برای بسیاری از چهرههای سینمایی با هدایایی که خود آنها به موزه اهدا کردهاند غرفههایی مجزا تشکیل شده است. سهراب شهید ثالث، محمد علی طالبی، یدالله صمدی، ابوالفضل جلیلی، ساموئل خاچیکیان، رخشان بنیاعتماد، عزتالله انتظامی، مرحوم علی حاتمی، پوران درخشنده، کیومرث پوراحمد و... در این تالار غرفه دارند. در غرفه خاچیکیان به عنوان پدر سینمای دلهره، عکسی از تجمع مردم و بسته شدن خیابان در مقابل سینمایی که فیلم ضربت را نمایش میدهد، وجود دارد که برای عمری افتخار کردن کافی است. ولیالله خاکدان پدر دکورسازی ایران هم در غرفه خود قراردادهای کاری خود را داده که برای ساخت شهرک سینمایی و دکور چند فیلم منعقد کرده است. غرفه بزرگ رخشان بنی اعتماد با جوایز مختلفی که شبیه صنایع دستی است هم زیبایی خاص خود را دارد.
چند غرفه کوچک هم به طراحی و دوخت لباس و گریم اختصاص یافته است. نکته جالب این است که تصاویر دستاندرکاران سینما که انگار سالها قبل گرفته شده هیچ شباهتی به تصاویر امروزی آنها ندارد و همین مساله جذابیت دیدن این تصاویر و فکر کردن به تغییر و تحولاتی که این فیلمسازان
از سر گذرانده اند را بیشتر میکند.
کتابها و مجلات
بعد از عبور از این تالار به جایی میرسیم که به کتابهای سینمایی و مجلات هنری اختصاص داده شده است. در همین تالار روی یک تابلوی بزرگ تصاویر پرسنلی خانواده سینمای ایران در آغاز دهه 60، کلکسیونی از مدلهای مختلف ریشو مو و لباس را ارائه میکند. کتابهای سینمایی انواع و اقسام مختلف دارد. از کتابهایی ساده تا آثار سخت و دیر هضم بابک احمدی. نشریات سینمایی هم هست.
نشریات عمدتا تک عکس و بازیگر محور است. مجله جهان سینما در زمان قدیم و جدید جلب توجه میکند که در این جدیدتر که مربوط به 26 تیر 79 است، این تیتر دیده میشود: بحران سینمای جدید است آینده را دریابیم!
روی یک دیوار هم عکس منتقدان سینمای ایران دیده میشود. هوشنگ کاووسی، پرویز دوایی، طغرل افشار و... جایی برای منتقدان نسل بعد از انقلاب باقی نگذاشتهاند.
جذابیت دیگر این سالن پوسترهای سینمایی فیلمهای مختلف است و البته غرفه بسیار بزرگی که در آن انواع و اقسام جوایز جشنوارهای - منهای اسکار- دیده میشود. در همین تالار است که عباس کیارستمی با اهدای جوایز خود و نیز نقاشیهای کوروساوا که به شکل شخصی به وی هدیه شده، مخاطب را با بخشی از تاریخ بینالمللی سینمای ایران آشنا میکند و در غرفهای دیگر هم جعفر پناهی همه جوایز خود را به نمایش میگذارد.
خانواده مخملباف هم غرفهای مفصل به خود اختصاص دادهاند که در آن از برخی جوایز جشنوارههای جهانی- مانند جایزه ویژه منتقدان جشنواره سائوپائولو- دو عدد وجود دارد. یک عکس خانوادگی هم از محسن خان به همراه دو دختر، همسر و پسرش، سیر تحول این خانواده را نشان میدهد.
اگر علاقمند به یادگاری نوشتن هستید در همین غرفه میتوانید چند خطی را در دفتر موزه سیاه کنید، اگر نه در زیر زمین چند غرفه دیگر انتظار بازدید شما را میکشد.
چند نکته درباره موزه سینما
موزه سینما به عنوان محیطی فرهنگی که در شمال تهران قرار گرفته، امکانات دیگری نیز به جز موزه دارد که از جمله آنها میتوان به 2 سالن سینما اشاره کرد که فیلمهای روی پرده را نمایش میدهند. البته قرار است سینمای سومی هم با امکانات مدرنتر راه اندازی شود که هنوز به نتیجه نرسیده است. موزه سینما فروشگاهی برای فروش محصولات فرهنگی هم دارد که محل خوبی برای تهیه سوغات است. در موزه سینما میتوان از کافی شاپ روباز هم استفاده کرد.خوردن یک قهوه یا نسکافه در زیر درختهای چند صد ساله اگر به همراه گرفتن حس و حال شاهان قاجاری باشد قطعا خالی از لطف نیست. در موزه سینما جایی برای درگذشتگان بسیار خالی است، جایی که در آن تصویر رفتگان سینما به همراه زمان فوت و علت مرگ آنها درج شده باشد؛ چیزی شبیه یک مقبره نمادین.
در موزه سینما از خیلی فیلمهای بزرگ و خاطره ساز سینما خبری نیست. آیا دست اندرکاران این فیلمها در دادن وسایل فیلمهای خود به موزه کوتاهی و خساست کرده اند؟
برای عکاسی در موزه سینما حتما باید مجوز بگیرید و حتی با دوربین تلفن همراه نیز نمیتوانید عکس بگیرید. به نظر میرسد مدت زمان 3 ساعت برای بازدید از موزه کافی و مفید باشد. موزه برای بازدید گروهی دانشآموزان، دانشجویان، خانوادهها و گردشگران، راهنما اختصاص میدهد اما در هر موردی که سوال داشته باشید، کارشناسان حاضر در موزه به شما پاسخ خواهند داد.
در موزه سینما هیچ اثری از سینمای دیجیتال و نیز متعلقات آن مانند صدای دالبی دیده نمیشود. کاش این بخش هم با اهتمام مسوولان در قالب غرفهای کوچک راه اندازی میشد تا با این تحول هم آشنا شویم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم