در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چهره این هفته ما نه شما هستید که به دنبال خانهاید یا حتی خوابگاه نشین هستید و نه رئیس دانشگاهتان و نه حتی استاد این ترم ما! این بار چهره هفته ما یک فضا و مکانی است که میتواند 3 در 4 متر هم باشد، اما شما بتوانید در آن زندگی کنید (حتی با عدم وجود کوچکترین امکانات زندگی). چهره این هفته ما مسکن است یا خودمانیتر بگوییم خانه! اگر تا به حال به این دلخوش بودید که یک روزنامه میگیرید و بنا به دلخواهتان (که چه خیال پوچی است) منطقه مناسب را انتخاب میکنید و بعدش پدر محترمتان را سرکیسه میکنید و مقداری پول تهیه میکنید برای اجاره خانه، سخت در اشتباهید. پیشنهاد ما به شما این است که همین حالا شال و کلاه کنید و بار سفر ببندید و یک برگه کاغذ تحت عنوان انصرافی هم به دانشگاهتان بدهید و بروید خانه پدرتان.
خدای ناکرده یک بار فکر نکنید ما از آن دسته از اشخاصی هستیم که موافق این طرح بومیسازی دانشگاهها هستیم اصلا و ابدا.
به اعداد و ارقامی هم که دوستان محترم مسوول در مورد قیمت مسکن میدهند هیچ دلخوش نکنید. یک تک پا تشریف ببرید بنگاه، حالا هم که ماه مبارک تمام شده است یک چای دیشلمه همراه با جناب بنگاهدار بنوشید و یک کمی گپ بزنید دنیا دستتان میآید. حالا اگر تابستان بود میتوانستیم یک عدد چادر مسافرتی به شما پیشنهاد کنیم به همراه آدرس مقادیر معتنابهی بوستان برای اقامت، اما حالا که کمکم نسیمهای خنک پاییزی شروع شده است و دارد به بادهای سرد تبدیل میشود (میبینید هواشناسیمان هم خوب شده است) هیچ چادری را به شما پیشنهاد نمیکنیم. اگر هم اول مطلب را خواندید و فکر کردید در آخر نوشتهمان یک راهکار عالی دست شما را میگیرد دوباره در اشتباهید. نیت اصلی ما از نوشتن این همه آیه یاس فقط و فقط این بود که شما اگر پیشنهاد بهتری دارید تا هنوز درسهای دانشگاه درست و حسابی جا نیفتاده به ما بگویید و یک خانوادهای ببخشید یک عدهای را از نگرانی بیرون بیاورید. هم آدرس داریم، هم تلفن، هم موبایل، هم نمابر، هم پیک، هم چاپار! فقط خانه نداریم!!!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: